قهرمان زندگی

#قهرمان_زندگی

تا حالا شده ، بری مهمونی و میزبان از اقوام نزدیک و صمیمی شما باشه و بخواد برای شما سنگ تموم بگذاره؟!

یه غذای خوشمزه ، با کلی زحمت ، با بهترین و گرانترین مواد غذایی رو آماده کنه و یه غذای بقول معروف لاکچری برات تهیه کنه

چی بهتر از این ؟! فقط یه مشکل وجود داره ، اینکه تو این غذا رو اصلا دوست نداری

چکار می‌کنی ؟! صاف میزنی تو خالش و میگی : این چیه درست کردی ، من این غذا رو دوست ندارم ؟!

یا اینکه غذا رو میخوری و دم بر نمیاری ؟!

بعدش هم کلی تعریف و تمجید می‌کنی و با تشکر سفره رو ترک می‌کنی ؟!

در صورت اول ، فردی بی ادب و بی نزاکت میشی ، در صورت دوم برای سالیان سال ، هر وقت که در این خونه مهمان باشی ، باید غذایی رو بخوری که دوست نداری

چون میزبان فکر می‌کنه که از غذا خوشت اومده و ریسک نمیکنه یه غذای دیگه درست کنه ، پس همون غذا رو بارها و بارها برات درست می‌کنه

این قسمت شاید خیلی مهم نباشه ، خلاصه یکروز که هزار روز نمیشه ، یه وعده غذایی که باب میل نباشه ، آزار دهنده هست ولی نه اونقدر که موضوع این نوشته بخواد باشه ،

بیا از دید میزبان قضیه رو ببینیم

میزبان از روی علاقه و محبتی که بشما داره ، تمام تلاشش رو کرده تا بهترین پذیرایی رو کرده باشه ، و با تعریف‌های غیر واقعی تو ، گول میخوره و سالیان سال ، از پذیرایی که کرده احساس رضایت و خشنودی می‌کنه

تا اینکه بعد از سالیان سال ، می‌فهمه که در تمام این سالها ، گول خورده ، نه تنها از تو خوب پذیرایی نکرده بلکه موجب آزار و اذیتت هم شده

خیلی حس بدیه ، که تو تمام تلاشت رو خرج کنی ولی بعداً بفهمی که ، سرکار بودی و تمام تلاشت الکی بوده

آرزو میکنی ایکاش زودتر می‌فهمیدی تا حداقل ، بخودت اینهمه زحمت نمی‌دادی  ، که آخرش بشه ، نارضایتی که نه ، آزار و اذیت ، عزیزانت

واقعا توی این وضعیت ، مقصر کیه؟!
#مهماندار ، یا #مهمان؟!!!!
شما باشید چکار میکنید ، شاید راه حل دیگه ای بنظرتون برسه

با یه نفر در اینباره صحبت میکردم ، گفت اگه من باشم ، با بی میلی غذا رو میخورم که طرف ، خودش بفهمه

البته در ماهیت قضیه فرقی نمیکنه ، در هر صورت دل شکستن اتفاق میافته

حالا باید انتخاب کرد ، این دلشکستگی در ابتدای کار و فقط برای یکبار صورت بگیره ، یا اجازه بدیم تا سالیانی بگذره و طرف با خیال اینکه داره ، خوشحالت می‌کنه ، شاد باشه

بعد توی یک وضعیت غافلگیر کننده ، با یک شوک شدید ، از خواب خرگوشی بیدار بشه و حسرت سالیان گذشته رو بخوره

چی می‌خوام بگم ، می‌خوام بگم ، حس سر خوردگی در مورد توهم ایجاد #شادی برای دیگران ، حس دردناکیه ، که ممکنه توی زندگی روزمره همگی ما به اشکال مختلف بروز کنه

توی رابطه #والدین و #فرزندان ، زن و شوهر ، خواهر و برادر ، فامیلهای دور و نزدیک ، و یا حتی #دوستان نزدیک

مثلاً ، پدری بعد از سالیان طولانی تلاش برای آسایش خونواده و بچه ها ، در سن پیری از بچه ها می‌شنوه که ، تو برای ما کاری نکردی

پدر دوستم اینقدر برای بچه هاش مال گذاشته که تا سالیان سال براحتی میتونن زندگی کنند

براشون اونقدر #سرمایه گذاشته ، که بتونن شغلی رو برای خودشون دست و پا کنند و زندگی شون رو براحتی بگردونن ، ولی ما چی؟!

و این پدر تا دیروز ، فکر میکرد ، #قهرمان_زندگی بچه هاشه ولی الان ......

اگه تجربه یا راه حلی در رابطه با این چالش داری میتونی برام بنویسی

🆔 @rkhalkhalij

™ ۱۴۰۱۱۰۲۸