در جستجوی انسان خوب و کامل

انسان خوب و کامل

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفت یافت می نشود گشته ایم ما

گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست

مولانا 

انسان خوب و کامل انسانی است که خوب فکر می کند، خوب حرف می زند (می نویسد) و خوب کار می کند. خوب فکر کردن و خوب حرف زدن (نوشتن) و خوب کار کردن انسان مستقیمآ مربوط می شود به علم و معرفت انسان و مهارت هایی که در این رابطه کسب کرده و می کند. یعنی انسان بدون علم و معرفت حتا اگر هم بخواهد نمی تواند آدم خوبی باشد. درست مثل دستگاههای الکترونیکی که نمی توانند بدون نرم افزار کار کنند. نرم افزار انسان هم فکر اوست. و از آنجاکه فکر خوب در انسان، همان علم و معرفت اوست، برای انسان مهم است که چه علم و چه معرفتی را کسب می کند و یا در ذهن خود خلق می کند. بنابراین علم و معرفت در زندگی عملی و مخصوصاً در زندگی اجتماعی انسان بسیار حائز اهمیت است بطوریکه اگر ما امروز بخواهیم اسلام و قرآن را هم در زندگی خود مورد استفاده قرار دهیم ابتدا بایستی با علم و معرفت روز آن را تفسیر کنیم بطوریکه مطمئن شویم این تفسیر می تواند بشریت را به «حق» نزدیک کند و به حق برساند و سپس آن را به مرحله اجرا در آوریم. در غیر اینصورت دچار گمراهی و خسرالدنیاوالاخره خواهیم شد.

شکی نیست که اسلام یکی از راههای معروف و شناخته شده رسیدن به «حق» بوده و هست. اما تنها راه نیست. امروز حق در جهان در اکثر موارد روشن است ولی در بعضی موارد هم ممکن است هنوز آنچنان روشن نباشد تا بر اجرای آن اصرار بورزیم. در اینگونه موارد تا روشن شدن کامل حق باید صبر کنیم و دست از اقدام عجولانه و شتابزده برداریم. (سوره والعصر)

همه ما مثل مولانا در جستجوی یک انسان خوب و کامل بوده و هستیم. بشر همیشه در طول تاریخ چنین بوده و چنین نیز خواهد بود. این خواست و این جستجو بصورت آرزو از خودمان و از درونمان شروع می شود و به بیرون خودمان گسترش پیدا می کند. خوب می شناسیمش اما پیدایش نمی کنیم. از هرکسی که می شناسیم انتظار داریم که او چنین باشد اگرچه خودمان هم نمی توانیم چنان باشیم ولی برای یافتنش هیچ نا امید نمی شویم. لاجرم در فکرها و عقایدمان ایده اش را محکم می کنیم و کوتاه نمی آییم. شیعیان او را در وجود امام زمان و مسیحیان او را در چهره مسیح جستجو می کنند.