حق و عدالت

حق و عدالت

من نمی توانم قبول کنم که در طبیعت و زندگی طبیعی برابری و حق و عدالت وجود دارد و زندگی موجودات بر اساس حق و عدالت است. 

برابری و حق و عدالت و انسانیت همه یک مفهوم یک عقیده یک فکر است که ما انسانها بنا به وجدانی که خداوند در درون ما قرار داده است برای زندگی خود درست کرده ایم. عدالت و انسانیت و حق را انسانهای بزرگ و وارسته و پیامبران برای ما تعیین و تبیین کرده اند و ما را توصیه به آن کرده و آموزش داده و هدایت کرده اند. حق و عدالت و انسانیت ایده ال زندگی انسان است که برای انسان در هر دوره از زندگی با دوره قبل شکلش کمی فرق کرده و به اصطلاح تکامل پیدا کرده است. مثلاً امروز حق و عدالت و انسانیت خیلی بالاتر و والاتر از صدها سال پیش شده است زیرا امروز با انسانهای مجرم مانند یک مریض ذهنی و روانی برخورد می کنند ولی در چند صد سال پیش سزای یک مجرم در اغلب موارد اعدام بوده است. به این پیشرفت و ارتفای فکری بشر، رشد انسانی یا ارتقای اخلاقی می گویند. انسانها در طول حیات خود دوره به دوره و بتدریج ارتقاء اخلاقی پیدا کرده اند. هدف ادیان هم از دین و دینداری همین ارتقاء اخلاقی انسانها بوده است و امروز هم هست. انسانهایی که خواهان ارتقاء اخلاقی هستند چه خود را دیندار بدانند و چه ندانند دیدگاه و نظرشان در راستای هدف ادیان است.