استانداردی برای زندگی

استانداردی برای زندگی

پیشگفتار

اهمیت علم، نظم و صبر در زندگی

زندگی کردن با طبیعت مشکل بوده و هنوز هم هست اما نه آنقدر که انسان نتواند از پسش بر بیاید. اما زندگی با انسانها آنقدر مشکل است که انسان در آن مانده است. یک روش خوب زندگی کردن با آدم ها زندگی پیامبران است که پیامبر گرامی اسلام آن را در ١۴٠٠ سال پیش در قرآن آورده است. 

زندگی در دنیای امروز بویژه در ایران به این دلیل سخت و دشوار گردیده است که پایه های اصلی سه گانه استواری زندگی در آن سخت سست گردیده و روز بروز می رود تا سست تر گردد. این سه پایه علم و نظم و صبر است. 

خوب زندگی کردن امروز اصولش با اصول زندگی پیامبران یکسان است اما فروعش یکسان نیست. باید در فروع زندگی خود تغییراتی بدهیم و آن را متناسب با نیاز زندگی امروز اصلاح کنیم. خوب زندگی کردن امروز به یک استاندارد نیاز دارد که من بر آنم چهارچوب آن را بشناسم و معرفی کنم. 

چرا از کلمه استاندارد استفاده کرده ام؟ 

برای اینکه در صنعت به حداقل کیفیت قابل قبول برای کارآمدی چیزی می گویند استاندارد. در مورد انسان نیز باید گفت رمانی یک انسان، استاندارد می شود که حداقل کیفیت قابل قبول برای کارآمدی و رشد را در زندگی بوجود آورده باشد. یعنی حداقل بهره مندی از علم و نظم و صبر را بدست آورده باشد. زیر این حداقل، انسان غیراستاندارد و بالای این استاندارد را رشد یافتگی انسانی یا فوق استاندارد بودن او می گوییم که می تواند درجه بندی هم بشود. مولانا می گوید :

کدام دانه فرو رفت در زمین که نرُست؟ 

چرا تو به خود این گُمان نبری؟

و من می گویم :

کدام انسان استاندارد شد که نَرَست؟ 

چرا تو به خود این گُمان نبری؟

چارچوب این استاندارد را من از سوره والعصر گرفته ام. در این استاندارد کلمه صنع مخفف کلمات صبر و نظم و علم می باشد که از نظر من محتوای دین نیز همین است. 

فصل های اصلی این استاندارد عبارتند از :

فصل اول : صُنع در اخلاق 

فصل دوم : صنع در خانواده 

فصل سوم : صنع در سازمان

فصل چهارم : صنع در کشور

فصل پنجم : صنع در جهان

فصل ششم : صنع در سیاست

فصل هفتم : صنع در اقتصاد 

علم نگر ره به کجا می برد

تا حرم شاه (خدا) ترا می برد

نظم که آن پایه بود در امور

سعی بکن خوب بفهمیش هست نور

صبر اگر در تو شود پایدار

این سه تو را شاد رساند به یار

دین بجز این سه نبود در امور

علم بشو نظم بگیر صبر بکن در امور

گر بروی در ره غیر، زین سه راه

راه دعا بسته شود کور کنی شاهراه

در زندگی فردی و اجتماعی و مخصوصاً در ارتباط با دیگران هر جا که دیدی مشکلی پیش آمد و راه برون رفت از آن مشکل بر تو بسته شده یقین بدان که در یکی یا دو تا و یا هر سه وجوه این شاهراه زندگی یعنی علم و نظم و صبر نقصانی و قصوری پیدا شده است که باید آن نقص را برطرف کنی تا دوباره مسیر و شاهراه زندگی برایت گشوده گردد. 

انبیاء گفتند در دل علتی ست 

که از آن در حق‌شناسی آفتی ست 

اصل دین ای دوستان انسانیت است 

رفتن از علت به سوی صحت است

صنع دین علم است و صبر است و نظم

هر که این سه داشت هست در اصل بزم

صنع دین علم است و نظم است و صبر و تمام

هر که این سه داشت هست کامل انسان والسلام