کیوان باژن

استاد "کیوان باژن" نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی، فارغ تحصیل رشته‌ی نمایش است و زاده‌ی نخستین روز اردیبهشت ماه ۱۳۵۱ خورشیدی که در دهه‌ی ۸۰ به کانون نویسندگان ایران پیوست و دو دوره به عضویت هیئت دبیران انتخاب شد.

Image for post
Image for post


کیوان باژن، رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین، اردیبهشت ۱۳۹۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه محاکمه و هر یک به شش سال زندان محکوم شدند. چندی بعد حکم باژن در دادگاه تجدید نظر به سه سال و شش ماه کاهش یافت و از تاریخ ۵ مهر ۱۳۹۹ به اجرا درآمد و پس از گذراندن بیش از یک‌‌ سوم از حکم سه و نیم ساله‌ی خود به صورت مشروط از زندان اوین آزاد شد. 
او در سال ۱۴۰۰ جایزه سالانه «آزادی برای نوشتن» انجمن قلم آمریکا را به همراه رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین دریافت کرد.


▪کتاب‌شناسی:
باژن از نیمه دهه ۱۳۷۰ چندین کتاب داستان منتشر کرده است. افزون بر این از او آثاری پژوهشی و همچنین گفتارهایی در زمینه‌ تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران منتشر شده است.
- دیروز تا بی‌نهایت صفر (رمان) 
- از پشت دیوارهای خاکستری (مجموعه‌ داستان) 
- در کوچه‌های اضطراب (مجموعه‌ داستان) 
- انسان رودرروی جهان (مجموعه‌ گفتگو) 
- تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران (بخش گفتگوها) 
- همراه با احمد محمود


▪نمونه‌ی آثار:
(۱)
با فرسودگی روی زمین دراز کشیده و یک دست‌اش را زیر سرش گذاشته بود و خیره شده بود به نقطه‌یی از سقف و دود سیگاری را که آتش زده بود می‌بلعید دود سیگار چون دودکش از دهان و دماغ‌اش پیچ و تاب می‌خورد و بالا می‌رفت مگس چاق و چله‌یی که ناگهان از مقابل دیدگان‌اش گذشت چون هواپیمای جنگنده‌یی روی سرش زیگزاک می‌رفت نفس عمیقی کشید و پاهایش را جمع کرد و خودش را بالا کشید و به دیوار تکیه داد هوای اتاق تاریک‌تر شده بود با این‌که سعی می‌کرد یا کرده بود مغزش را آزاد بگذارد مغزش ناخودآگاه افکار تازه‌یی را برایش به ارمغان می‌آورد و نیما چون کودکی که با هر یک از اسباب‌بازی‌هایش لحظه‌یی سرگرم شده و بعد آن را به کناری می‌گذارد با این افکار لذت می‌برد و وقتی خسته می‌شد به فکر دیگری پناه می‌برد در این حال و هوا بود که صدای خش‌خش در آهنی اتاق آمد سرش را بلند کرد...
[کتاب دیروز تا بی نهایت صفر...!]


(۲)
اگر بپذیریم تمامی فعالیت‌ها و کیفیت‌های روانی انسان‌، ناشی از زندگی اجتماعی او است و در گروی محیط‌‌های جمعی است که چنین کیفیاتی شکل و معنای خاصی به خود می‌گیرند ـ چرا که اساساً در جامعه‌شناسی، انسان به‌عنوان پدیده‌ای جمعی تعریف می‌شود ـ هم‌چنین اگر بپذیریم هنرمند نیز به‌عنوان پدیده‌ای انسانی، زاییده‌ی شرایط اقتصادی و اجتماعی خویش است آن‌گاه در تحلیلی واقع‌گرایانه و عینی، ضرورت درک رابطه‌ی آفرینش ادبی با زندگی اجتماعی، رابطه‌ای غیرقابل تردید خواهد بود که در تعریف این ارتباط، هر نوع اثر ادبی و هنری را همان‌قدر پدیده‌ای اجتماعی خواهیم دانست که دیگر پدیده‌های زندگی را. با نگاهی به تاریخِ کشورمان، به‌ویژه بعد از انقلاب مشروطیت که به نوعی ورود جامعه به دنیای مدرن را نوید می‌دهد، به‌راحتی چنین رابطه‌ی عینی‌ای را خواهیم دید. درواقع «ورود مدرنیته در ایران، علی‌رغم کاستی‌ها و نقایصی که به همراه داشت، ساختارِ اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی ایران را به کلی متحول نمود. ایران از دوران انقلاب مشروطه به این‌سو، در هیچ جنبه‌ای از حیات خود، با عصر صفوی و یا پیش از آن، قابل مقایسه نیست. در این صد ساله، تقریباً همه چیز در نزد ما تغییر کرده است. ازجمله برخورد ما با مفهوم آزادی! شاید باید گفت برخورد ما با مقوله‌‌ی آزادی، پیچیده، گنگ و سرگیجه‌آور شده است: زیرا ما را در مقابل درک سنتی‌مان از «رهایی» قرار می‌دهد...
[کتاب انسان رو در روی جهان]


گردآوری و نگارش:
#زانا_کوردستانی