برگردان شعرهایی از طلعت طاهر

▪برگردان پنج شعر از طلعت طاهر شاعر کورد عراقی

Image for post
Image for post


(۱)
یکی دو ردیف که درست می‌کند، خراب می‌شود!
آن جوان در گوشه‌ی 
چایخانه روی میز خم شده
می‌آورد و می‌برد، حتی با دومینه 
در این جهان مسخره، خانه‌ای برایش روا دیده نمی‌شود.


(۲)
بیهودە امتحانت می‌کنم
مانند آن پیرمرد که دارو را نمی‌شناسد و
به داروخانه می‌رود و پاکت قرص‌هایش را نشان می‌دهد،
من هم لبخندت را بر چهره‌ام چسبانده‌ام و 
هر بیننده‌ای می‌فهمد
شباهتمان را از روی آن لبخند.


(۳)
هنوز این سرزمین جای خوبی‌ست!
چونکه غروب‌ها پنجره را می‌گشاییم،
کماکان ماه سر جای‌اش است.


(۴)
بعد از فراموش کردنت، مردم را تازه شناختم،
و با لبخندی نشان می‌دهم که خوشحالم!
رو به ستاره‌ها می‌کنم
نگاه می‌کنم و تو را نمی‌بینم
با کوچکترین حرفی، همچون آن گنجشکک می‌شوم
که خودش را به شیشه‌ی پنجره می‌کوبد.


(۵)
با آوازی زیبا گفتی: رفتم!
بە آن دخترکان زیباروی می‌مانستی که در بیمارستان
با لبخندی شیرین
شربتی تلخ سر می‌کشیدی...


شعر: #طلعت_طاهر 
ترجمه: #زانا_کوردستانی