7 نکته درباره روانشناسی انسان هنگام مواجهه با کرونا

به نظر شما روش مناسب در مورد مواجهه با کرونا چیست؟ مقدار مناسب وحشت و یا احتیاط چقدر است؟ میزان مناسب آرام بودن و یا عادی‌انگاری چگونه است؟

از آنجا که ویروس کرونا و گونه‌های جدید آن با سرعت‌های مختلف در نقاط مختلف در حال گسترش است و کشورهای جهان واکنشهای متغیری را نسبت به این همه‌گیری نشان می‌دهند، یک وضعیت رفتاری جدیدی را به ما نشان می دهند.

Image for post
Image for post


از آنجا گونه بشر به نحوی تکامل پیدا کرده است تا با مشاهده و یادگیری از سایر گونه‌ها با آب و هوا و جغرافیاهای بسیار متفاوت سازگار شود، وقتی با چالش‌های جدیدی روبرو می‌شوید، بهترین گزینه معمولاً این است که به نحوه برخورد دیگران در اطراف خود نگاه کنیم و رفتار آنها را الگوبرداری کنیم. در حقیقت، بسیاری از رفتارهای بشر تحت تأثیر آن چیزی است که ما در رفتار اطرافیان خود یافته‌ایم.

همانطور که کلونی‌های مختلف انسان‌های اولیه در قطب شمال از یکدیگر یاد می گرفتند که خود را گرم نگه دارند و از زیر یخ ماهی بگیرند ، اکنون جمعیت فعلی ما هنگام تصمیم گیری در مورد نحوه برخورد با مسایل، به همسایگان خود نگاه می‌کند. اما اگر با چالشی آنچنان جدید روبرو شویم که هنوز هیچ کس نمی داند "بهترین" پاسخ چیست، یا اگر برخی این کار را انجام دهند و برخی دیگر آن را نپذیرند، چه باید کرد؟ چگونه بفهمیم از چه کسی باید الگوبرداری کنیم؟ با همه گیری ویروس کرونا، چگونه می توانیم بدانیم چه گونه باید عمل کنیم و یا چگونه رفتار کنیم؟
ما تکامل یافته‌ایم تا از نُرم‌های رفتاری الگوبرداری کنیم، با این وجود در موقعیتی قرار می‌گیریم که نرم‌ مشخصی برای آن وجود ندارد - یا بهتر بگوییم، نرم‌های جدید در حال تبدیل شدن به وضعیت جدید هستند و فهمیدن اینکه از کدامیک باید پیروی کرد ممکن است آسان نباشد. به عنوان مثال، بشخصه طیف تکان دهنده ای از واکنش‌ها و باورها در مورد کروناویروس را تجربه کرده ام. برخی از افراد تصمیم می گیرند خود را منزوی کنند زیرا یک هفته پیش با شخصی که با فردی دیگر که احتمالاً در معرض بیماری قرار گرفته ملاقات کرده است. برخی دیگر با وجود سرفه های آزاردهنده، طبق معمول، به محل کار و رفت و آمد خود ادامه می دهند، اما ظاهراً از سردرگمی و چالش جهانی بی اطلاع هستند. برخی غذاهای غیرقابل فساد را ذخیره می کنند که گویی برای ماه های تبعید آماده می شوند، در حالی که برخی دیگر عدم پذیرش را انتخاب کرده و ویروس را با سرماخوردگی سخت‌تر مقایسه می کنند که نباید بیش از حد نسبت به آن واکنش نشان داد.

 در سطح فردی، آگاهی از نحوه پاسخگویی بدون هیچ توافق روشن اجتماعی یا نرم‌های تعیین شده برای هدایت رفتار، به ویژه هنگامی که همه چیز در محیط پیرامون ما پیوسته در حال تغییر است، می تواند مشکل باشد. در اینجا هفت جنبه از روانشناسی انسان که ممکن است در تصمیم گیری برای یافتن بهترین روش پاسخ به کرونا مفید باشد، بیان میکنم:


1. افراد به طور کلی از نظر روانی تجمع تعداد زیاد را بد می دانند

با افزایش روزافزون موارد تایید شده از ویروس کرونا، درک این میزان رشد ممکن است به مردم در درک عظمت این بیماری همه گیر و برنامه ریزی مناسب کمک کند. اما اینکه بتوانیم الگوهای انباشت را در مقیاس وسیع درک کنیم، چیزی است که حتی افراد تحصیلکرده جامعه افراد ما نیز دشوار است می کند. در تحقیقی که از دانشجویان دانشگاه MIT انجام شد، محققان از شرکت‌کنندگان خواستند تا مسیر رشد تجمع عنصر کربن را ترسیم کنند و دریافتند که اکثر پاسخ های دانشجویان قوانین تجمع را نقض می‌کند. اگر بتوان این پاسخ ها را به جمعیت وسیعتری تعمیم دهیم، به نظر می رسد توانایی ما در درک دقیق الگوهای انباشتگی ممکن است باعث شود بسیاری سرعت و اندازه تجمع موارد اطراف خود را دست کم بگیرند. این پدیده را با این واقعیت ترکیب کنید که در هر زمان، ما فقط تعداد موارد تأیید شده را می‌دانیم، نه تعداد موارد واقعی (یعنی بدون آزمایش، بدون علامت یا پیش از علامت)، و این می تواند باعث شود ما به طور قابل توجهی شیوع ویروس کرونا دست کم بگیریم.

 

2. مردم به طور کلی در پیش بینی آینده خوشبین هستند.

پاسخ سریع و موثر به ویروس کرونا مستلزم پیش بینی دقیق شدت آن است. به عنوان مثال، همه ما با تصمیماتی در مورد ادامه یا عدم ادامه زندگی روزمره خود طبق برنامه یا انجام تمرین فاصله اجتماعی با ماندن در خانه روبرو خواهیم شد - آیا باید مهمانی را که برنامه ریزی کرده بودم لغو کنم؟ آیا نباید به مسافرتی بروم که برای آن بلیط خریدم؟ آیا باید در خانه کار کنم حتی اگر شرکت من هنوز برای آن آمادگی ندارد؟ اما برای اتخاذ این تصمیمات در امروز به نحوی که گسترش ویروس کرونا را به حداقل برسانیم، ما باید درک دقیقی از احتمالات بد شرایط فردا، هفته آینده و ماه آینده داشته باشیم. مشکل این است که ما به عنوان یک گونه، هنگام تخمین احتمال اینکه در آینده با خطر روبرو شویم، بسیار مستعد خوش بینی هستیم. به عنوان مثال، ما در حال حاضر احتمال اینکه کسی دچار تصادف رانندگی، طلاق یا مرگ ناشی از اکثر انواع سرطان شود را می دانیم. با این حال، وقتی از ما خواسته می شود، احتمال رویارویی با یکی از این سرنوشت ها را برآورد کنیم بیش از حد از مثبت پیش بینی می‌کنیم. وقتی تصمیم می‌گیریم که واکنش ما در آماده‌سازی برای آینده چه میزان شدید باشد، باید این گرایش را در نظر داشته باشیم.

 

3. مردم عموماً بیش از حد تحت تأثیر اخبار قرار می گیرند

اثرات رهیافت یا اکتشافی شناختی که همه ما آن را درک کرده‌ایم، ما را بر آن می دارد تا چیزهایی را که اتفاق افتاده‌اند بیشتر از آنچه در گذشته اتفاق افتاده‌اند، نمایانگر واقعیت بدانیم. بنابراین، هنگامی که ما در تلاش هستیم تا از رگبار مقالات خبری، شایعات، داستانها و ایده های مربوط به ویروس کرونا و نحوه پاسخگویی به آن معنایی پیدا کنیم، به احتمال زیاد از داستانهایی که اخیراً شنیده‌ایم بسیار بیش از داستانهایی که مثلاً هفته گذشته یا ماه گذشته شنیدیم تأثیر می پذیریم. برای نمونه انگلستان را در نظر بگیرید: در زمان اوج‌گیری بیماری کرونا در ایتالیا، شنیدن شایعات تحقیرآمیز درباره وضعیت وحشتناک ایتالیا در مقایسه با انگلیس غیر معمول نبود. اما مردم این واقعیت را نادیده می گیرند که ایتالیا فقط چند هفته قبل از آن تعداد مشابهی از موارد بیماری با انگلستان داشت. اگر ما از تعصب رهیافت آنی رها باشیم، در چنین شرایطی، انگلستان پیشروی بیماری در ایتالیا را بیشتر باید به عنوان یک هشدار تلقی کنیم. ما همچنین باید قضاوت در مورد پاسخ‌های دیگر کشورها را فراموش کنیم، چرا که اگر گذشته آنها شبیه حال ما باشد، در عوض باید به دنبال یادگیری از آنها باشیم.


4. ما ریسک را بسته به اینکه چگونه انتقال داده می‌شود، اشتباه تصور می‌کنیم

به طور کلی، مهارت‌های ما برای درک احتمال خطرات آتی بیش از حد تحت تأثیر زبانی است که با آن ریسک ارتباط پیدا می‌کنند. یافته‌های علمی بسیاری در مورد این گرایش وجود دارد. یک مطالعه اخیر نشان داد که مردم احتمال خطرات را کاملاً متفاوت می دانند اگر آنها را بر اساس تعداد رخدادها (مانند "یک در ده") به جای نسبت (مانند "10٪") توصیف کنند. به طور خاص، اگر خطری بر حسب تعداد رخدادهای آن توصیف می شد، مردم احتمال را بیشتر محتمل می دانستند، احتمالاً به این دلیل که تصور یک خطر واقعی در صورتی که آنرا بصورت عددی مشخص بیان شود بسیار آسان‌تر از زمانیست که تصور درصدی داشته باشیم. این بدان معناست که زبان مورد استفاده مقامات بهداشتی برای اعلام میزان بیماریها می تواند تأثیر قابل توجهی بر نحوه تفسیر مردم از سطح خطر داشته باشد.

 

5- مردم تمایل دارند که تخمین بزنند در آینده چقدر برای چیزها ارزش قائل خواهند شد

ترجیح زمانی (Temporal discounting) یک اصطلاح اقتصادی رفتاری است که یک پدیده رایج روانشناختی را توصیف می کند، که در آن مردم به طور قابل پیش بینی نمی‌توانند به درستی تخمین بزنند که چقدر به چیزی که در آینده می‌توانند بدست بیاورند نسبت به چیزی که در حال حاضر داشته باشند، اهمیت می دهند. به عنوان مثال، اگر امروز 10 دلار یا 100 دلار در عرض یکسال به شما پیشنهاد کنم، احتمالا به جای آنکه منتظر مبلغ بیشتر باشید، فوراً 10 دلار را انتخاب کنید. ما می توانیم شاهد اتفاق مشابهی در مورد کرونا باشیم. به گفته توماس پویو، مهار شیوع ویروس نیازمند اقدام سریع و عملی دولت ها، مشاغل و افراد است. وی به طور خاص، استدلال می‌کند، ما باید تا آنجا که ممکن است و بسرعت فاصله اجتماعی را تمرین کنیم. این اقدامات مستلزم تعطیلی شرکت‌ها، مغازه‌ها، حمل و نقل عمومی، مدارس، اعمال محدودیتهاست. یعنی هرچه وضعیت بدتر باشد، فاصله گذاری اجتماعی جدی‌تر و سخت‌تر باید اعمال شود. هرچه زودتر اقدامات سنگین را اعمال کنید، زمان کمتری برای حفظ آنها نیاز دارید. اما چنین پاسخی مستلزم تصمیم‌گیری برای پرداخت هزینه‌های سنگین اجتماعی و اقتصادی در حال است تا بتوانیم آینده ای سالم‌تر به خود اختصاص دهیم، و این با توجه به تمایل قوی ما برای کم ارزش دانستن پاداش‌های آینده، به ویژه اگر مستلزم پرداخت هزینه هم باشند، بسیار دشوار است. پویو می گوید:

یک رویکرد افزایش تدریجی اقدامات است. متأسفانه، اینکار زمان بیشتری به گسترش ویروس می دهد. اگر می خواهید ایمن باشید، این کار را به سبک ووهان انجام دهید. ممکن است مردم اکنون شکایت کنند، اما بعداً از شما تشکر خواهند کرد.


6. اعتقادات و دیدگاه‌های فرهنگی، پاسخ‌هایی را در برابر تهدید به گونه‌ای ایجاد می‌کند که ممکن است قومی - قبیله‌ای به نظر برسند.

ما گونه‌ای هستیم که گروه و مجموعه‌های متعددی دارد و ما معمولاً گروه‌های خودمان را از گروه‌هایی که از ما نیستند، بیشتر دوست داریم. عموماً در بین دانشمندان درباره رفتارهای انسانی تصور می شود که تمایل ما به طرفداری از گروه های خود و عدم رضایت از گروه های خارج از خود هنگامی افزایش می یابد که متوجه شویم در معرض تهدید هستیم (مرجع). این پدیده ای است که به پاروسیالیسم معروف است. همین گرایش است که می‌تواند ما را به مجازات شدیدتری از گروه‌های مختلف نژادی، قومی یا زبانی متفاوت از گروه خود برساند (منبع). متأسفانه، در حال حاضر هم می‌توان نشانه‌هایی از این گرایش را مشاهده کرد، مانند اخباری که در مورد نژادپرستی آشکار نسبت به مردم آسیایی تبار در ایالات متحده و انگلستان گزارش می‌شود. همانطور که از خود و اطرافیانمان در برابر تهدیدهای ناشی از کرونا محافظت می‍کنیم، و همه ما سعی کنیم از آسیب‌های روانشناسی این اپیدمی جلوگیری کنیم. اجازه ندهیم این بیماری همه گیر ما را به گروه‌های ناسالم اجتماعی و سیاسی غیر ضروری تقسیم کند.


7. با این همه بلاتکلیفی و اطلاعات غلط، افرادی که به آنها اعتماد می‌کنیم ممکن است به سطح جنسیتی، نژادی، مذهبی یا وابستگی سیاسی نزول کنند.

در یک دنیای ایده‌آل، همه ما در همه زمان‌ها از همه اطلاعات مناسب برخوردار خواهیم بود. ما می توانیم اخبار جعلی را تشخیص دهیم، بلافاصله کلاهبرداری‌ها را ردگیری کنیم، و همه ما به طور یکنواخت از توصیه‌های پزشکی که به آسانی در دسترس و سازگار هست، استفاده خواهیم کرد. با این حال، با گسترش همه‌گیری ویروس کرونا، همه پیام‌هایی که دریافت می‌کنیم درست نیستند و دانستن اینکه به کدام پیامها اعتماد کنیم ممکن است همیشه آسان نباشد. متأسفانه، گرایش‌های مذهبی و قومی ما نه تنها در شرایط تهدید، بلکه در موارد عدم قطعیت نیز به میان می‌آیند.

وقتی اطلاعات کاملی در اختیار نداریم، برای قضاوت در مورد قابلیت اعتماد منابع اطلاعاتی، به طور قابل ملاحظه‌ای بیشتر بر روی سوگیری‌های اجتماعی تکیه می‌کنیم؛ برای مثال: فردی را تصور کنید که معمولاً هیچ اعتقاد تبعیضی ندارد. بگذارید او را مریم صدا کنیم مریم یک مهاجر است که سعی دارد از خود در برابر کرونا محافظت کند. او مقالات متناقض خبری را در اینترنت می خواند، پیام‌های متناقض از طرف دوستان و خانواده می‌شنود، و از دانش پزشکی کافی برخوردار نیست تا بتواند توصیه های دقیق پزشکی را از اخبار جعلی متمایز کند. سپس تصور کنید که مریم باید بین توصیه‌های ناسازگار دو نفر که هرگز ملاقات نکرده است تصمیم بگیرد. یکی وزیر بهداشت از کشور خود، و دیگری وزیر بهداشت از کشوری که در آن مقیم است. بدون اطلاعات بیشتر برای کمک به تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی مشاوره سودمندی می دهد و چه کسی توصیه‌های گمراه کننده می‌دهد، مریم احتمالاً از توصیه اجتماعی که هم نوع او به‌حساب می‌آید برای تصمیم‌گیری خود استفاده می‌کند. این بدان معناست که او احتمالاً به توصیه وزیر بهداشت کشور خودش اعتماد می‌کند تا به توصیه وزیر بهداشت کشوری که در آن اقامت دارد.


درک اینکه چگونه باید رفتار کرد و در مورد یک بحران جهانی که دائما در حال تحول است چه چیزی را باید باور کرد، مشخصا آسان نیست. همانطور که در روزها و هفته‌های آینده می‌آیند، از شما می خواهم به یاد داشته باشید که تصمیمات شما نه تنها بر شما، بلکه بر اطرافیان شما نیز تأثیر می گذارد. همانطور که تصمیمات اطرافیان شما نیز بر شما اثر می‌گذارند. در زمانه‌ای که ممکن است برای خرید دستمال توالت باقی مانده یا مواد شوینده در یک فروشگاه و برای پیشی گرفتن از همسایگان خود تحت فشار باشیم، اجازه دهید همه ما به یاد داشته باشیم که به هم وابسته هستیم. اقدامات ما می‌تواند به اطرافیان ما آسیب برساند یا به آنها کمک کند. هر چه تعداد افرادی که با شستن دست ها و فاصله گذاری اجتماعی به دیگران کمک می‌کنند بیشتر باشد، نتیجه برای همه ما بهتر خواهد بود.