کاپیتالیسم 

کاپیتالیسم یا سرمایه داری چیست؟

سرمایه‌داری یک سیستم اقتصادی است که در آن افراد یا مشاغل خصوصی صاحب کالاهای سرمایه‌ای هستند. تولید کالاها و خدمات بیشتر بر اساس عرضه و تقاضا در بازار عمومی است که به عنوان اقتصاد بازار شناخته می شود و نه از طریق برنامه ریزی مرکزی که به عنوان اقتصاد برنامه ریزی شده یا اقتصاد فرماندهی شناخته می شود.

خالص ترین شکل سرمایه داری بازار آزاد یا سرمایه داری لیزر است. در اینجا، افراد خصوصی مهار نمی‌شوند. آنها ممکن است تعیین کنند که در کجا سرمایه گذاری کنند، چه چیزی را تولید کنند یا بفروشند و با چه قیمت‌هایی کالاها و خدمات را مبادله کنند. بازار laissez-faire بدون چک یا کنترل کار می کند.

امروزه، اکثر کشورها یک سیستم مختلط سرمایه داری را شامل می‌شوند که شامل درجاتی از تنظیم دولت در زمینه تجارت و مالکیت صنایع منتخب است.

Image for post
Image for post

مفهوم کاپیتالیسم یا سرمایه داری

از نظر عملکردی، سرمایه‌داری فرایندی است که در آن مشکلات تولید اقتصادی و توزیع منابع حل می‌شود. به جای برنامه‌ریزی تصمیمات اقتصادی از طریق روش‌های متمرکز سیاسی، مانند سوسیالیسم یا فئودالیسم، برنامه ریزی اقتصادی در سرمایه داری از طریق تصمیمات غیرمتمرکز و داوطلبانه اتفاق می افتد.

مفاهیم کلیدی

  • سرمایه داری یک سیستم اقتصادی است که با مالکیت خصوصی ابزار تولید به ویژه در بخش صنعتی مشخص می‌شود.
  • سرمایه داری به اجرای حقوق مالکیت خصوصی بستگی دارد، که انگیزه‌هایی را برای سرمایه گذاری و استفاده تولیدی از سرمایه تولیدی فراهم می کند.
  • سرمایه‌داری به طور تاریخی خارج از سیستم‌های قبلی فئودالیسم و ​​سوداگری در اروپا توسعه یافت و صنعتی سازی و در دسترس بودن مقیاس وسیع کالاهای مصرفی در بازار گسترده را به طرز چشمگیری گسترش داد.
  • سرمایه داری خالص را می‌توان با سوسیالیسم ناب (جایی که همه ابزار تولید جمعی یا دولتی است) و اقتصادهای مختلط (که در پیوستگی بین سرمایه داری ناب و سوسیالیسم ناب قرار دارند) در تقابل قرار داد.
  • رویه سرمایه داری در دنیای واقعی معمولاً شامل درجاتی از به اصطلاح "سرمایه داری فریبکارانه" است که ناشی از تقاضاهای تجاری برای مداخله مطلوب دولت و انگیزه دولت برای مداخله در اقتصاد است.

سرمایه داری و مالکیت خصوصی

حقوق مالکیت خصوصی برای سرمایه داری اساسی است. بیشتر مفاهیم مدرن مالکیت خصوصی از نظریه خانه جان لاک ناشی می شود که در آن بشر ادغام مالکیت از طریق مخلوط کردن کار خود با منابع غیرقابل ادعا می‌کند. پس از مالکیت، تنها وسیله مشروع انتقال اموال از طریق مبادله داوطلبانه، هدایا، ارث بردن یا خانه داری مجدد املاک متروکه است.

مالکیت خصوصی با دادن انگیزه به صاحب منابع، بهره وری را ارتقا می‌بخشد تا ارزش اموال خود را به حداکثر برساند. بنابراین، هرچه منبع با ارزش تر باشد، قدرت تجارت بیشتری نیز برای مالک فراهم می کند. در یک سیستم سرمایه داری، شخصی که مالک آن مالکیت دارد مستحق هرگونه ارزش مرتبط با آن دارایی است.

برای اینکه افراد یا مشاغل با اعتماد به نفس کالاهای سرمایه ای خود را مستقر کنند، باید سیستمی وجود داشته باشد که از حق قانونی آنها در تملک یا انتقال مالکیت خصوصی محافظت کند. یک جامعه سرمایه داری برای تسهیل و اجرای این حقوق مالکیت خصوصی به استفاده از قراردادها ، معاملات عادلانه و قانون شکنجه متکی خواهد بود.

هنگامی که یک ملک به صورت خصوصی متعلق به مردم نباشد، مشكلی در بین مردم وجود داشته باشد، مشكلی شناخته می‌شود كه به فاجعه عوام معروف است. با داشتن یک منبع مشترک استخر، که همه افراد می توانند از آن استفاده کنند و هیچ کس نمی تواند دسترسی به آن را محدود کند، همه افراد انگیزه دارند تا آنجا که می‌توانند ارزش استفاده را استخراج کنند و انگیزه ای برای حفظ یا سرمایه گذاری مجدد در منبع ندارند. خصوصی سازی منابع یکی از راه حل های ممکن برای حل این مشکل‌، همراه با رویکردهای مختلف اقدام جمعی داوطلبانه یا غیر ارادی است.

سرمایه داری، سود و زیان

سود از نزدیک با مفهوم مالکیت خصوصی در ارتباط است. بر اساس تعریف، یک فرد فقط وقتی به طور داوطلبانه به مبادله مالکیت خصوصی می پردازد که معتقد باشد این مبادله به نوعی از نظر روحی یا مادی به سود آن است. در چنین معاملاتی، هر یک از طرفین از ارزش معاملات ارزش ذهنی یا سود اضافی کسب می کنند.

تجارت داوطلبانه مکانیزمی است که فعالیت را در یک سیستم سرمایه داری پیش می برد. صاحبان منابع بر سر مصرف کنندگان با یکدیگر رقابت می کنند ، که به نوبه خود بر سر کالاها و خدمات با سایر مصرف کنندگان رقابت می کنند. تمام این فعالیت ها در سیستم قیمت تعبیه شده است ، که توازن بین عرضه و تقاضا را برای هماهنگی توزیع منابع ایجاد می کند.

یک سرمایه دار بالاترین سود را با استفاده از کارآیی کالاهای سرمایه در حالی که کالایی با ارزش ترین کالا یا خدمات را تولید می کند ، کسب می کند. در این سیستم ، اطلاعات مربوط به بالاترین ارزش از طریق قیمت هایی که فرد دیگری داوطلبانه کالا یا خدمات سرمایه دار را خریداری می کند ، منتقل می شود. سود بیانگر این است که ورودی های با ارزش کمتر به خروجی های با ارزش تر تبدیل شده اند. در مقابل ، سرمایه دار وقتی ضرر می کند که از منابع سرمایه به طور م usedثر استفاده نشود و در عوض بازده کم ارزش تری ایجاد کند.

سرمایه گذاری آزاد یا سرمایه داری؟

سرمایه داری و سرمایه گذاری آزاد اغلب مترادف شناخته می شوند. در حقیقت ، آنها اصطلاحات نزدیک و در عین حال متمایزی با بیش از حد دارند ویژگی های lapping. داشتن اقتصاد سرمایه داری بدون سرمایه گذاری کامل آزاد و داشتن بازار آزاد بدون سرمایه داری امکان پذیر است.

هر اقتصادی سرمایه داری است به شرطی که افراد خصوصی عوامل تولید را کنترل کنند. با این حال، یک سیستم سرمایه داری هنوز هم می‌تواند توسط قوانین دولت تنظیم شود، و هنوز هم می‌توان از سود تلاش های سرمایه داری مالیات سنگینی گرفت.

تقریباً می تواند به معنای "تجارت آزاد" به معنای مبادلات اقتصادی عاری از نفوذ اجباری دولت باشد. اگرچه بعید است، اما می‌توان سیستمی را تصور کرد که افراد تصمیم بگیرند همه حقوق مالکیت مشترک را داشته باشند. حقوق مالکیت خصوصی هنوز در یک سیستم سرمایه گذاری آزاد وجود دارد، اگرچه ممکن است مالکیت خصوصی بدون اختیار دولت به طور داوطلبانه به عنوان جمعی رفتار شود.

بسیاری از قبایل بومی آمریکا با عناصر این ترتیبات وجود داشته‌اند و در یک خانواده اقتصادی گسترده تر سرمایه دار، باشگاه ها، تعاونی ها و شرکت‌های تجاری سهامی مانند مشارکت‌ها یا شرکت‌ها، همگی نمونه‌هایی از موسسات مالکیت مشترک هستند.

اگر انباشت، مالکیت و سود از سرمایه اصلی سرمایه داری است، پس آزادی از زورگویی دولت اصل اصلی شرکت آزاد است.

فئودالیسم ریشه سرمایه داری

سرمایه داری از فئودالیسم اروپا رشد کرد. تا قرن 12، کمتر از 5٪ از جمعیت اروپا در شهرها زندگی می کردند. کارگران ماهر در این شهر زندگی می کردند اما بیشتر از مزد واقعی خود را از ارباب دریافت می‌کردند و اکثر کارگران برای نجیب زادگان رعیت بودند. با این حال، در اواخر قرون وسطی افزایش شهرنشینی، با شهرها به عنوان مراکز صنعت و تجارت، از اهمیت اقتصادی بیشتری برخوردار می شود.

ظهور دستمزدهای واقعی که توسط بازرگانان ارائه می شود، افراد بیشتری را ترغیب می‌کرد که به شهرهایی نقل مکان کنند که می توانند به جای تأمین معاش در ازای کار، پول دریافت کنند. پسران و دختران اضافی خانواده‌ها که باید به کار گرفته شوند، می توانند منابع جدیدی از درآمد را در شهرهای تجاری پیدا کنند. کار کودکان همانقدر که رعیت داری بخشی از زندگی روستایی بود، بخشی از توسعه اقتصادی شهر بود.

مرکانتالیسم جای فئودالیسم را می گیرد

سوداگری به تدریج جایگزین سیستم اقتصادی فئودالی در اروپای غربی شد و در قرنهای 16 تا 18 به سیستم اقتصادی اصلی تجارت تبدیل شد. سوداگری به عنوان تجارت بین شهرها آغاز شد، اما لزوما تجارت رقابتی نبود. در ابتدا، هر شهر محصولات و خدمات بسیار متفاوتی داشت که با گذشت زمان به تدریج با تقاضا همگن شدند.

پس از همگن سازی کالاها، تجارت در محافل گسترده تر و گسترده تری انجام شد: شهر به شهر ، شهرستان به شهرستان، استان به استان و سرانجام، ملت به ملت. هنگامی که بسیاری از کشورها کالاهای مشابهی را برای تجارت ارائه می دادند ، تجارت یک شکل رقابتی به خود گرفت که با احساس شدید ملی گرایی در قاره ای که دائما درگیر جنگ بود ، شدت می گرفت.

استعمار در كنار سوداگرایی رونق گرفت. اکثر مستعمرات با یک سیستم اقتصادی که بوی بد فئودالیسم داشت راه اندازی شدند، کالاهای خام آنها به سرزمین مادری بازمی گشت و در مورد مستعمرات انگلیس در آمریکای شمالی، مجبور به خرید مجدد محصول نهایی با یک پول شبه بودند که مانع آنها را از تجارت با ملت های دیگر.

این آدام اسمیت بود که متوجه شد که مرکانتیلیسم یک نیروی توسعه و تغییر نیست، بلکه یک سیستم قهقرایی است که عدم تعادل تجاری را بین ملت ها ایجاد می کند و آنها را از پیشرفت باز می دارد. ایده های او برای یک بازار آزاد جهان را به روی سرمایه داری گشود.

رشد سرمایه داری صنعتی

ایده‌های اسمیت به موقع بود، زیرا انقلاب صنعتی شروع به ایجاد لرزشی کرده بود که به زودی دنیای غرب را متزلزل خواهد کرد. معدن طلای استعمار (غالباً تحت اللفظی) ثروت جدید و تقاضای جدیدی را برای محصولات صنایع داخلی به ارمغان آورده بود که باعث گسترش و مکانیزه شدن تولید شده بود. همزمان با جهش فناوری و کارکرد دیگر کارخانه ها در مجاورت آبراهه ها یا آسیاب های بادی احداث نشد ، صنعتگران در شهرهایی که هم اکنون هزاران نفر برای تأمین نیروی کار آماده کار بودند ، ساخت و ساز را آغاز کردند.

سرمایه داران بزرگ صنعتی اولین افرادی بودند که در طول زندگی خود ثروت خود را جمع کردند ، و اغلب از اشراف زمین دار و بسیاری از خانواده های وام دهنده / بانکی پیشی گرفتند. برای اولین بار در تاریخ ، مردم عادی می توانند به ثروتمند شدن امیدوار باشند. جمعیت جدید پول کارخانه های بیشتری احداث کردند که به نیروی کار بیشتری نیاز داشتند و در عین حال کالاهای بیشتری برای خرید مردم تولید می کردند.

در این دوره ، اصطلاح "سرمایه داری" - که از کلمه لاتین "capitalis" به معنی "سر گاو" گرفته شده است - برای اولین بار توسط سوئیست سوسیالیست فرانسوی لویی بلان در سال 1850 استفاده شد، به معنی سیستم مالکیت انحصاری ابزار تولید صنعتی توسط افراد خصوصی به جای مالکیت مشترک بود.

برخلاف تصور عموم ، کارل مارکس کلمه "سرمایه داری" را ابداع نکرد، اگرچه مطمئناً در افزایش استفاده از آن سهیم بود.

تأثیرات سرمایه داری صنعتی

سرمایه داری صنعتی تمایل داشت که از سطوح بیشتری از این دست بهره مند شود جامعه به جای طبقه اشراف. دستمزدها افزایش یافت و با تشکیل اتحادیه ها بسیار کمک کرد. با تولید انبوه محصولات ارزان قیمت ، سطح زندگی نیز افزایش یافت. این رشد منجر به شکل گیری یک طبقه متوسط ​​شد و شروع به بالا بردن هرچه بیشتر افراد از طبقات پایین برای افزایش صفوف آن کرد.

آزادی های اقتصادی سرمایه داری در کنار آزادی های سیاسی دموکراتیک ، فردگرایی لیبرال و نظریه حقوق طبیعی به بلوغ رسید. این بلوغ واحد به این معنا نیست که گفته می شود همه سیستم های سرمایه داری از نظر سیاسی آزاد هستند یا آزادی فردی را تشویق می کنند. اقتصاددان ، میلتون فریدمن ، مدافع سرمایه داری و آزادی فردی ، در كاپیتالیسم و ​​آزادی (1962) نوشت كه "سرمایه داری شرط لازم آزادی سیاسی است. شرط كافی نیست."

گسترش چشمگیر بخش مالی همراه با ظهور سرمایه داری صنعتی بود. بانک ها قبلاً به عنوان انبار اشیا valu با ارزش ، اتاق های بازرگانی برای تجارت از راه دور یا وام دهندگان اشراف و دولت ها فعالیت می کردند. اکنون آنها برای تأمین نیازهای تجارت روزمره و واسطه گری اعتبار برای پروژه های بزرگ و بلند مدت سرمایه گذاری در آمده اند. در قرن بیستم ، همزمان با عمومی شدن بورس های سهام و وسایل نقلیه سرمایه گذاری برای افراد بیشتر ، برخی از اقتصاددانان تنوعی را در سیستم شناسایی کردند: سرمایه داری مالی.

سرمایه داری و رشد اقتصادی

با ایجاد انگیزه برای کارآفرینان برای تخصیص مجدد منابع از کانالهای غیر سودآور و در مناطقی که مصرف کنندگان از آنها بهای بیشتری می دهند ، سرمایه داری وسیله ای بسیار موثر برای رشد اقتصادی ثابت کرده است.

قبل از ظهور سرمایه داری در قرن 18 و 19، رشد سریع اقتصادی اساساً از طریق تسخیر و استخراج منابع از مردم فتح شده اتفاق افتاد. به طور کلی، این یک فرایند محلی با جمع صفر بود. تحقیقات نشان می دهد متوسط ​​درآمد سرانه جهانی بین افزایش جوامع کشاورزی از حدود سال 1750 که ریشه های اولین انقلاب صنعتی به وجود آمد ، بدون تغییر بوده است.

در قرون بعدی، فرایندهای تولید سرمایه داری ظرفیت تولید را بسیار بالا برده اند. کالاهای بیشتر و بهتر به راحتی در دسترس جمعیت وسیع قرار گرفتند و استانداردهای زندگی را از راه های غیرقابل تصور بالا بردند. در نتیجه ، اکثر نظریه پردازان سیاسی و تقریباً همه اقتصاددانان معتقدند که سرمایه داری کارآمدترین و مولدترین سیستم مبادله است.

سرمایه داری در برابر سوسیالیسم

از نظر اقتصاد سیاسی ، سرمایه داری اغلب در برابر سوسیالیسم قرار می گیرد. تفاوت اساسی بین سرمایه داری و سوسیالیسم ، مالکیت و کنترل ابزار تولید است. در اقتصاد سرمایه داری ، مالکیت و مشاغل توسط افراد تحت کنترل و کنترل است. در اقتصاد سوسیالیستی ، دولت دارای ابزارهای حیاتی تولید است و آنها را مدیریت می کند. با این حال ، تفاوت های دیگری نیز در قالب عدالت ، کارایی و اشتغال وجود دارد.

انصاف

اقتصاد سرمایه داری درباره تنظیمات عادلانه بی توجه است. بحث این است که نابرابری نیروی محرکه نوآوری است ، و سپس توسعه اقتصادی را تحت فشار قرار می دهد. دغدغه اصلی مدل سوسیالیستی توزیع مجدد ثروت و منابع از ثروتمندان به فقرا ، از روی انصاف و اطمینان از برابری فرصت ها و برابری نتایج است. برابری بالاتر از موفقیت بالا ارزیابی می شود و کالای جمعی بالاتر از فرصت پیشرفت افراد است.

بهره وری

استدلال سرمایه داری این است که انگیزه سود شرکت ها را به سمت تولید محصولات جدید و نوآورانه سوق می دهد که مورد نظر مصرف کننده است و در بازار تقاضا دارد. گفته می شود که مالکیت دولت بر ابزار تولید منجر به ناکارآمدی می شود زیرا بدون انگیزه برای کسب درآمد بیشتر ، مدیریت ، کارگران و توسعه دهندگان کمتر تلاش می کنند که ایده های جدید یا محصولات جدید را تحت فشار قرار دهند.

استخدام

در اقتصاد سرمایه داری ، دولت مستقیماً از نیروی کار استفاده نمی کند. این عدم اشتغال اداره شده توسط دولت می تواند منجر به بیکاری در دوران رکود اقتصادی و رکود اقتصادی شود. در اقتصاد سوسیالیستی ، دولت کارفرمای اصلی است. در زمان مشکلات اقتصادی ، دولت سوسیالیست می تواند دستور استخدام را صادر کند ، بنابراین اشتغال کامل وجود دارد. همچنین ، تمایل به ایجاد "شبکه ایمنی" قوی در سیستم های سوسیالیستی برای کارگران آسیب دیده یا معلول دائمی وجود دارد. کسانی که دیگر نمی توانند کار کنند گزینه های کمتری برای کمک به آنها در جوامع سرمایه داری در دسترس هستند.

سیستم مختلط در مقابل سرمایه داری ناب

وقتی دولت صاحب برخی از ابزارهای تولید است اما نه همه آنها ، اما منافع دولت ممکن است منافع اقتصادی خصوصی را به طور قانونی دور زده ، جایگزین کند ، محدود کند یا به طریقی دیگر تنظیم کند ، گفته می شود که این یک اقتصاد مختلط یا یک سیستم اقتصادی مختلط است. اقتصاد مختلط به حقوق مالکیت احترام می گذارد ، اما محدودیت هایی را برای آنها ایجاد می کند.

صاحبان املاک از نظر نحوه مبادله با یکدیگر محدود می‌شوند. این محدودیت‌ها به اشکال مختلفی از جمله قوانین حداقل دستمزد تعرفه‌ها، سهمیه ها، مالیات‌های بادآورده، محدودیت های پروانه، پیش بینی محصولات یا قراردادهای مشابه ، سلب مالکیت عمومی مستقیم ، قانون ضد اعتماد، قوانین قانونی جریمه، یارانه ها و حوزه برجسته. دولتها در اقتصادهای مختلط همچنین صنایع خاص ، بخصوص صنایعی را كه به عنوان کالاهای عمومی در نظر گرفته می شوند ، بطور كامل یا جزئی مالك و اداره می كنند ، و غالباً انحصارات قانونی را برای ممنوعیت رقابت از سوی اشخاص خصوصی اعمال می كنند.

در مقابل، سرمایه داری خالص، که به آن سرمایه داری laissez-faire-anarcho-capitalism نیز گفته می‌شود، (مانند آنچه موری N. Rothbard ادعا می کند) کلیه صنایع در اختیار مالکیت و بهره برداری خصوصی قرار دارند، از جمله کالاهای عمومی، و هیچ مرجع دولت مرکزی مقرراتی را ارائه نمی دهد یا به طور کلی نظارت بر فعالیت اقتصادی.

طیف استاندارد سیستم های اقتصادی، سرمایه داری laissez-faire را در یک حد و اقتصاد کاملاً برنامه ریزی شده مانند کمونیسم را در نقطه دیگر قرار می دهد. می توان گفت همه چیز در وسط یک اقتصاد مختلط است. اقتصاد مختلط دارای عناصر برنامه ریزی مرکزی و تجارت خصوصی بدون برنامه است.

با این تعریف، تقریباً هر کشوری در جهان دارای اقتصاد مختلط است ، اما اقتصاد مختلط معاصر در سطح مداخلات دولت است. ایالات متحده و انگلیس نوع سرمایه داری نسبتاً خالص با حداقل مقررات فدرال در بازارهای مالی و کار  که بعضا به عنوان سرمایه داری آنگلوساکسون شناخته می شود  دارند، در حالی که کانادا و کشورهای شمال اروپا توازنی بین سوسیالیسم و ​​سرمایه داری ایجاد کرده اند.

بسیاری از کشورهای اروپایی از سرمایه داری رفاهی استفاده می کنند، سیستمی که مربوط به رفاه اجتماعی کارگران است و شامل سیاست‌هایی مانند حقوق بازنشستگی دولت ، مراقبت های بهداشتی جهانی، چانه زنی‌های جمعی و کدهای ایمنی صنعتی است.

کِرونی کاپیتالیسم

سرمایه داری کرون به جامعه سرمایه داری گفته می شود که مبتنی بر روابط نزدیک بین تجار و دولت است. موفقیت یک تجارت به جای تعیین موفقیت توسط بازار آزاد و حاکمیت قانون ، وابسته به طرفداری است که توسط دولت در قالب تخفیف های مالیاتی ، کمک های مالی دولتی و سایر مشوق ها به آن نشان داده می شود.

در عمل، این شکل غالب سرمایه داری در سراسر جهان به دلیل انگیزه های قدرتمندی است که هم دولت ها برای استخراج منابع از طریق مالیات ، تنظیم و تقویت فعالیت های رانت جویی با آن روبرو هستند و هم مشاغل سرمایه دار با مشارکت سرمایه گذاران برای افزایش سود از طریق دریافت یارانه ، محدود کردن رقابت ، و ایجاد موانع ورود. در واقع ، این نیروها نمایانگر نوعی عرضه و تقاضا برای مداخله دولت در اقتصاد هستند که ناشی از خود سیستم اقتصادی است.

سرمایه داری مقصر به طور گسترده ای بخاطر طیف وسیعی از مشکلات اجتماعی و اقتصادی سرزنش می شود. سوسیالیست ها و سرمایه داران همدیگر را مقصر ظهور سرمایه داری مخوف می دانند. سوسیالیست ها معتقدند که سرمایه داری مزخرف نتیجه اجتناب ناپذیر سرمایه داری ناب است. از طرف دیگر ، سرمایه داران معتقدند که سرمایه داری ناخوشایند از نیاز دولت های سوسیالیست برای کنترل اقتصاد ناشی می شود.