چرا فلسفه بخوانیم؟

فلسفه هر فرض شما را آزمایش می کند. با در معرض بررسی دقيق و انتقادی قرار دادن هر چيزی ( خودتان، ذهن، اخلاق، جامعه )، فلسفه، هر باوري را كه داشتيد، هر قالبي را كه در آن فكر مي كرديد، از بين مي برد. البته قبل از اين كه با مهرباني از شما بخواهد که خوتان تكه ها را دوباره به هم بچسبانید. به عبارت دیگر، فلسفه ما را تشویق می کند تا پاسخ خود را به آن سوالات "بی پاسخ" ارائه دهیم. سوالاتی که چون در بعضی از قسمت ها غیرقابل پاسخ بوده و در هر قسمت دشوار است، در زندگی روزمره، اغلب دست نخورده باقی می مانند. این مسئله ما را وادار می کند تا راه خود را در دنیایی که اغلب به نظر می رسد پوچ گرایانه واز نظر اخلاقی ورشکسته است، پیدا کنیم.

Image for post
Image for post

به طور خلاصه، علاقمند به فلسفه کسی است که از محاکمه فکر انتزاعی و ابهام فرار کرده است. معمولاً این کار را با احساس اعتقادی که فقط ناشی از یافتن خود در میانه عدم اطمینان است، انجام می دهند. این اعتقاد به همراه توانایی راحت بودن با ابهام، در دنیایی که عدم قطعیت تنها ثابت است، باورنکردنی است.

بازی در نقش وکیل مدافع شیطان دشوار است

فلسفه سخت است این یک کلاهبرداری فکری نیست: منظور من این نیست که فلسفه دشوارتر از اقتصاد ، مهندسی یا علوم سخت است ، حتی اگر از نظر دانشگاهی چالش برانگیز باشد. نه ، فلسفه برای اندازه بزرگ لبه صخره ای که به شما می گوید از آن بالا به پایین نگاه کنید، دشوار و ترسناک است. برای پیچ و خم هزارتوهایی که شما را ترغیب می کند که پایین بروید. نه تنها در مورد یادگیری، بلکه بازنگری همه چیزهایی که یاد گرفتید و می گیرید، نوعی ورزش ذهنی گیج کننده و پرریسک است.

فلسفه چالشی است که باید در هر آنچه را که تصور می کردیم درست و محکم است بازنگری کنیم و بفهمیم کاملاً سیال و احتمالی است.

 

Image for post
Image for post

در نهایت ...

مطالعه فلسفه می تواند نشاط آور و آزادانه باشد. اما اگر شما را بدون احساس معنی ، ارزش و ثبات رها کند ، می تواند به شدت گمراه کننده و حتی خطرناک باشد. اگر تازه وارد در دنیای فلسفه هستید، قبل از فرو رفتن در ژرفای آن، انگشت خود را فرو ببرید. اعتدال را در نظر بگیرید، کمی فلسفه با مقدار زیادی زندگی  ترکیب کنید و این طور در مسیر زندگی خوب و با معنی خواهید بود.