زبان، فرهنگ و هویت در آموزش زبان

با رشد فناوری و به روز شدن امکانات ارتباطی میان انسان ها شاخصه های تبیین نیازهای بشری دستخوش تغییرات شگرفی شده است. نیازهای انسان ها در یادگیری زبان نیز از این قاعده مستثنی نیست.کلاس فراگیری زبان محیطی را فراهم می آورد که در آن هویت افراد بعنوان زبان آموز و مدرس زبان شکل میگیرد و فرد خود را با سایر افرادی که هدفی مشابه دارند همسان سازی میکند. آنچه در تعیین این هویت که در نتیجه تعامل معلم و شاگرد ایجاد میشود نقش دارد را میتوان عوامل متعدد و متفاوتی دانست که با توجه به ماهیت چندجانبه هویت شخص امری قابل انتظار است. میتوان چنین ادعا کرد که هویت زبان آموز در اثر ارتباط او با مدرس، همکلاسی ها، زبان اول ، مواد آموزشی ، رسانه ها و زمینه های دیگر محیطی و اجتماعی شکل میگیرد. بعنوان مثال میزان و هدف استفاده از زبان اول در تعیین هویت زبان آموز نقش دارد. امکان استفاده و عدم استفاده از زبان اول در کلاس میتواند نقش معلم و شاگرد را در ارتباط با یکدیگر تغییر دهد.تعیین میزان ارزش ارتباطی و آموزشی زبان اول توسط مدرس و مجموعه آموزشی هویت از پیش ساخته شده زبان اموز را هدف میگیرد و در شکل گیری هویت نهایی او در مقام زبان آموز تاثیر گذار است. 

قدرت نسبی مدرس و زبان آموز در ارتباط با هم بخشی از هویت آموزشی است. گاهی نیازهایی که یک زبان آموز به یادگیری در خود احساس میکند با مدرس به اشتراک گذاشته میشود و مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. اگر بپذیریم که نیازهای یادگیری یک زبان آموز هم در تعیین هویت او موثر است با نگاهی به دنیای جدید و بروز و ظهور فرصت های متعدد در دنیای پیشرفته امروز که با امکان ارتباطات از راه دور همراه شده است به اهمیت فضای مجازی و نقش آن در هویت سازی زبان آموزان پی خواهیم برد. ارتباط نزدیک تر انسان ها از طریق دنیای مجازی و فرصت های کاری وحرفه ای نیاز آنهار را برای درک فرهنگی متقابل افزایش داده است. از این روی یک مجموعه آموزشی موفق به ناچار باید به شرایط پیش آمده کنونی توجه بیشتری داشته باشد. امروزه  نقش های سنتی آموزشی معلم و شاگرد را به طرق مختلف دیگری میتوان تعریف کرد. غافل شدن از پیچیدگی های ارتباطات آموزشی جدید کمکی به درک درست ما از هویت شکل گرفته جدید نخواهد کرد.