شریعت

جوی بزرگ، راه، کیش، آیین، قانونی که پیغمبران از جانب خداوند بر مردم آورده ­اند:

از سخن دین به بوستان شریعت               برگ و بر علم را بدیع نهالیم

                                                              ناصرخسرو

در مذهب عشاق چنان است شریعت             کآن را که بکشتند دیت باز نخواهند

                                                                            خاقانی

شریعت عبارت است از آنچه که خداوند به عنوان امور دینی برای بندگان تشریع نموده است؛ مانند: نماز، روزه، حج، خمس و... چنانکه خداوند فرمود: «ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَى شَرِیعَةٍ مِنَ الأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَ لاتَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِینَ لایَعْلَمُونَ؛ سپس تو را در طریقه آیینى از امر[خدا] نهادیم پس آن را پیروى کن و هوس­ هاى کسانى را که نمى ‏دانند پیروى مکن.»(جاثیه، آیه۱۸)

برابر آموزه­ های ­دینی، شریعت با دو مفهوم عام و خاص مورد توجه بوده است:

مفهوم عام: شامل عقاید و شعائر که مجال فعالیت علم کلام است و اصول دین گفته می ­شود. شریعت در این معنا، مترادف با کلمه دین می‌باشد و گاهی به جای آن به کار می‌رود، مثلاً وقتی گفته می‌شود: شریعت اسلام، منظور دین اسلام می‌باشد. شریعت یعنی ایمان به مبادی غیبی و تمام پیامبران و معاد و...

مفهوم خاص: شامل جنبه‌ قانونی و عملی دین، مانند: عبادات و معاملات که فقه اسلامی نامیده شده است . شریعت در این معنا عبارت است از احکام و دستورات و عبادات و اخلاقیاتی که هر پیغمبر می­ آورد. شریعت در معنای خاص با مفهوم دین متفاوت است. «شریعت از نظر مفهومی اخص از دین است؛ زیرا شریعت عبارت است از راه و روشی خاص برای امتی یا پیامبری؛ در حالی که دین عبارت است از روش عام الهی نسبت به همه امت ها؛ از این رو، شریعت قابل نسخ است؛ لیکن دین به این معنا نسخ ­پذیر نیست.»(ر.ک: تفسیر المیزان، ج۵، ص۳۵۰) لذا شریعت هر پیغمبری با توجه به زمان و مکان و امت او با شریعت دیگری فرق می‌کند.

زمام تشریع احکام و تکالیف بندگان به دست خداوند است که پیامبران از راه وحی آن را دریافت و به مردم ابلاغ می‌کنند. بنابر این، هیچ بنده ­ای حق ندارد از طرف خود حکمی وضع کرده و آن را به خداوند نسبت دهد. پیامبر اکرم(ص) به عنوان شارع، تشریع کننده شریعت خداست و مجتهدان با مراجعه به دو منبع شریعت، قرآن و سنّت، احکام و تکالیف شرعی را استنباط می‌کنند. از دیدگاه فقهای شیعه احکام و تکالیفی که خداوند متعال مقرر کرده، تابع مصالح و مفاسد است؛ بدین معنا که خداوند بدانچه مصلحت بندگان در آن بوده امر فرموده و از آنچه برای آنان مفسده داشته، نهی نموده است.