برکات وجود امام

        امروزه، امام زمان(عج) حجّت خداوند در روی زمین می ­باشند. گرچه آن­ حضرت(عج) در غیبت به سر می‌برند و دست انسان‌ها از دامن فیض ایشان کوتاه است امّا خداوند به برکت وجود ایشان رشته فیوضاتش را از انسان‌ها قطع نمی‌کند چرا که طول غیبت مانع فیض فیاض نمی‌شود. در پرتو وجود مقدّس آن امام همام(ع) جهان هستی به بقای خود ادامه می‌دهد و زمین ساکنانش را در کام خود فرو نمی‌برد. امام سجاد(ع) در بیان گهرباری به بخشی از برکات وجود ائمه اشاره فرموده ­اند: «نَحْنُ ائمهُ المسلمین و حُجَجُ الله علی العالمین و ساده المؤمنین و قادَهُ الْغُرِّ اَلْمُحَّجلینَ وَ مَوالیِ المؤمنینَ وَ نَحْنُ اَمانُ لاَهْلِ الارضِ کَما اَنَّ النُّجُومَ امانٌ لاَهل السَّماءِ وَ نَحْنُ الذّین بِنَا یُمْسِكُ الله السّماءِ اَنْ تَقَعَ علی الارض اِلا باذنه و بنا یُمْسِکُ الارضَ اَنْ­تَمیدَ باهلها وَ بِنَا یُنَزِّلُ الغیثَ وَ تُنْشِرُ الرْحَمَه وَ تُخْرِجُ برکات الارضِ و لولا ما فی الارضِ منّا لساخت باهلها... و لم­تَخْلِ الارضُ مُنْذُ خَلَقَ الله ادم من حجه الله فیها ظاهرٌ مشهورٌ او غائبٌ مستورٌ وَ‌ لاتَخْلو الی اَنْ تَقُومَ الساعَهُ من حجه الله فیها و لولا ذلک لم یَعْبُدِ اللهَ؛ ما پیشوایان مسلمانان و حجّت‌های خدا بر جهانیان و سرور مومنین و رهبر سفیدرویان و مولای مؤمنین هستیم. ما برای اهل زمین اَمان هستیم، همان‌طوری که ستارگان برای اهل آسمان اَمان هستند. خداوند به برکت ما آسمان را برافراشت و از سقوط آن جلوگیری کرد و به برکت ما زمین را نگه داشت تا بر سر اهلش نریزد. به برکت ما باران را فرستاد و رحمتش را منتشر ساخته و برکات را از زمین بیرون می‌آورد. اگر از ما کسی در زمین نباشد زمین اهل خود را فرو خواهد برد.... از وقتی که خدا زمین را خلق کرد، هرگز زمین از حجّت خدا ـ آشکار یا پنهان ـ خالی نبوده وهم‌چنان تا قیامت هم خالی نخواهد بود و اگر چنین نباشد خداوند عبادت نمی‌شود.»(کمال الدین، ج1،‌ ص207)

Image for post
Image for post

          همچنین از امیرالمؤمنین علی(ع) روایت شده است که فرمودند: «و لو قدقام قائمنا لانزلت السماء قطرها و لاخرجت الارض نباتها و لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع و البهائم حتی تمشی المرأة بین العراق الی الشام، لاتضع قدمیها الا علی النبات و علی رأسها زبیلها لایهیجها سبع و لاتخافه؛ اگر قائم ما انقلاب نموده بود، آسمان بارانش را فرو می­ ریخت و زمین گیاهان خود می رویانید و کینه ­ورزی از دل مردم رخت بر می     ­  بست و میان حیوانات وحشی و چهار پایان صلح می ­افتاد، آن چنان که بانویی سبد بر سر، از عراق به سوی شام می رفت و هر جایی که قدم بر سبزه می­ گذاشت هیچ درنده ­ای او را نمی ­ترساند و به فرار وا نمی ­داشت.»(بحارالانوار، ج 52، ص316)