داده‌ها نفت جدید نیستند انرژی هسته‌ای جدید هستند

داده کالایی ارزشمند و قدرتمند است  اما برخلاف نفت، از نظر کمی نامحدود است و توانایی آسیب رساندن دارد. عبارت "data is the new oil" ظاهراً در سال 2006 توسط کلایو هامبی، ریاضیدان انگلیسی و معمار تسکو کلوب کارت، یک برنامه پاداش سوپرمارکت، ابداع شد. از آن زمان، ابتدا توسط بازاریان سپس توسط کارآفرینان و در نهایت توسط رهبران تجارت و سیاست گذاران تکرار و تقویت شده است.

Image for post
Image for post

در سال 2017، رئیس جمهور آمریکا و مدیرعامل Mastercard به مخاطبان عربستان سعودی، بزرگترین تولید کننده نفت در جهان، گفت که داده‌ها می توانند به اندازه خام بودن به عنوان وسیله‌ای برای تولید ثروت موثر باشند. (او همچنین گفت که این یک "کالای عمومی" است.) تقریباً در همان زمان، در بحث های پارلمان انگلیس در مورد خروج از اتحادیه اروپا، کیفیت نفت‌های داده توسط اعضای پارلمان از هر دو طرف ذکر شد. با این حال تعداد کمی از استنادها به پیامدهای اعتماد طولانی مدت، سیستمی و جهانی به چنین ماده سمی یا شرایط مشکوک استخراج آن پرداخته اند.

در فرمول Humby، داده ها به نفت شباهت داشتند زیرا "ارزشمند است، اما اگر تصفیه نشده باشد، نمی توان واقعاً استفاده کرد. این ماده باید به گاز، پلاستیک، مواد شیمیایی و غیره تبدیل شود تا موجودی ارزشمند ایجاد کند که فعالیت سودآوری داشته باشد. بنابراین باید داده‌ها تجزیه و تحلیل شوند تا دارای ارزش شوند. " تأکید بر کارهایی که برای مفید ساختن اطلاعات لازم است طی سالها از بین رفته است، با کمک قدرت پردازش و هوش ماشین، جایگزین گمانه زنی‌های ناب می شود. در روند ساده‌سازی، پیامدهای تاریخی قیاس  و همچنین خطرات کنونی و پیامدهای طولانی مدت آن  فراموش شده است.

رژیم‌های مبتنی بر داده سیاست‌های نژادپرستانه، تبعیض طلبانه و ظالمانه پیشینیان خود را تکرار می کنند زیرا این تعصبات و نگرش‌ها از ریشه در آنها کدگذاری شده است.

عطش ما برای داده‌ها، مانند عطش ما برای نفت، از نظر تاریخی امپریالیستی و استعمارگرانه است، و کاملاً به شبکه‌های بهره‌برداری سرمایه داری گره خورده است. همین امپراتوری‌ها ابتدا ذخایر طبیعی دارایی‌های خود را اشغال کردند، سپس مورد بهره برداری قرار گرفتند و شبکه‌هایی که در زیرساخت‌های دیجیتال امروزی به صورت زنده ایجاد کردند: بزرگراه اطلاعات شبکه‌های کابل‌های تلگرافی را که برای کنترل امپراتوری‌های قدیمی گذاشته شده اند دنبال می کند.

Image for post
Image for post

در حالی که سریعترین مسیرهای داده از آفریقای غربی به جهان هنوز از طریق لندن عبور می کند، بنابراین شرکت چند ملیتی شل انگلیس-هلند به بهره برداری از نفت دلتای نیجریه ادامه می‌دهد. کابلهای زیر دریایی که آمریکای جنوبی را تسمه می زند متعلق به شرکتهای مستقر در مادرید است، حتی در حالی که کشورهای آنجا برای کنترل سود نفتی خود تلاش می‌کنند. اتصالات فیبرهای نوری معاملات مالی را از طریق مناطق فراساحل طی دوره‌های استعمار بدون سر و صدا حفظ می کنند. امپراتوری عمدتا سرزمین خود را بارگیری کرده است، فقط برای ادامه عملیات خود و حفظ قدرت خود در قالب شبکه ها. در بیشتر فعل و انفعالات ما با قدرت، داده چیزی نیست که آزادانه داده شود بلکه به زور استخراج شود.

در حال حاضر، استخراج، تصفیه و استفاده از داده ها / نفت زمین و هوا را آلوده می کند و به همه چیز نفوذ می کند. وارد روابط زیرزمینی اجتماعی ما می شود و آنها را مسموم می کند. این باعث می شود که ما مانند رایانه فکر کنیم ، اختلافات عمیق جامعه را که ناشی از طبقه بندی نادرست، بنیادگرایی و پوپولیسم و ​​تسریع نابرابری است، پیش می برد. روابط قدرت نابرابر را حفظ و تغذیه می کند. در بیشتر فعل و انفعالات ما با قدرت  داده چیزی نیست که آزادانه داده شود بلکه به زور استخراج شود. یا در لحظه های وحشت، مانند یک ماهی خشک تحت فشار است که سعی می‌کند خود را از یک شکارچی بپوشاند.

توانایی سیاستمداران، سیاست گذاران و تکنوکرات‌ها در گفتگو با داده‌ها / نفت امروز با توجه به آنچه درباره تغییر اقلیم می‌دانیم باید تکان دهنده باشد، اگر قبلاً نسبت به نفاق آنها بی  تفاوت نبودیم. این داده ها / نفت فراتر از زندگی ما خطرناک باقی خواهد ماند. برای از بین بردن بدهی که قبلاً به دست آورده ایم، قرن ها به طول خواهد انجامید و ما هنوز نتوانسته ایم بدترین و اثرات اجتناب ناپذیر آن را تجربه کنیم.

گرچه اوج دانش ممکن است از آنچه فکر می کنیم نزدیکتر باشد، بهره برداری از اطلاعات خام می تواند به همراه آسیب هایی که به ما وارد می کند و توانایی ما برای حساب کردن با دنیا، بی نهایت ادامه یابد.

داده‌ها / نفت برای قیاس کافی نیستند زیرا ممکن است ما را به انتقال صلح آمیز به یک اقتصاد بدون اطلاعات امیدوار کند. نفت، علی رغم همه چیز، با فرسودگی آن تعریف می شود. ما در حال نزدیک شدن به اوج نفت هستیم  و در حالی که هر شوک نفتی ما را وادار می کند تا از برخی مناطق جدید یا فناوری تخریب استفاده کنیم  کره زمین و خود را بیشتر به خطر بیندازیم چاه‌ها در آخر خشک می شوند.

این امر در مورد اطلاعات صدق نمی کند، علیرغم شکست ناامیدکننده ای که به نظر می رسد هنگام ضبط اطلاعات سازمان‌های اطلاعاتی در حال رخ دادن است ایمیل، هر کلیک ماوس و حرکات هر تلفن همراه. 

از این طریق، اطلاعات بیشتر از نفت به انرژی اتمی شباهت دارد یک منبع موثر نامحدود که هنوز هم حاوی قدرت تخریبی عظیمی است و حتی صریحتر به تاریخ خشونت مرتبط است. با این وجود مشاهده اطلاعات مشابه انرژی اتمی ممکن است ما را مجبور کند تا با پرسش های موجود از نظر زمان و آلودگی روبرو شویم.

تفکر محاسباتی - مانند ماشین فکر کردن - از طریق رایانه‌های اولیه تکامل یافته و برای ساخت بمب اتمی فوق العاده شارژ شد. معماری پردازش و شبکه سازی معاصر در بوته پروژه منهتن جعل شد. و مانند زباله‌های هسته ای، نشت و نقض داده ها: گشت و گذارهای حیاتی و واکنش های زنجیره ای منجر به سقوط حریم خصوصی و فروپاشی دولت‌ها می شود. این تشبیهات صرفاً حدس و گمان نیستند: آنها تأثیرات ذاتی و كامل انتخاب های اجتماعی و مهندسی ما هستند. همانطور که یک شهر مخفی Los Alamos که یک بار مخفی بود ، معادل معاصر خود را در مراکز داده NSA در حال ساخت در صحرای یوتا پیدا می کند، راکتور گرافیت سیاه Enrico Fermi نیز امروز در شیشه‌های مات و فولاد مقر NSA در Fort Meade اصلاح می شود.

درست همانطور که 45 سال را در یک جنگ سرد حبس شده توسط شبح تخریب متقابل گذراندیم، امروز خود را در بن بست هستی شناختی و عقلی می بینیم. روش اصلی ما برای ارزیابی جهان - داده های بیشتر - متزلزل است. این سیستم ها قادر به پاسخگویی به سیستم های پیچیده و مبتنی بر انسان نیستند  و شکست آن آشکار می شود به این دلیل که ما یک سیستم گسترده برای سیارات و اشتراک اطلاعات برای ساختن آن برای خود ساخته ایم. بحران متقابل اطمینان از حریم خصوصی دولت و فعالیت نظارت بر ضد نشت محور یکی از نمونه‌های این عدم موفقیت است. همانطور که سردرگمی ناشی از اضافه بار اطلاعات در زمان واقعی از خود نظارت است. بحران اکتشاف در صنعت داروسازی، جایی که میلیاردها دلار محاسبه در حال دستیابی به موفقیت های کمتری در زمینه دارویی است، بحران اکتشافی نیز همین است.

شاید واضح ترین شکست این باشد که علی رغم حجم گسترده اطلاعات موجود در فضای مجازی - تعدد دیدگاه‌های تعدیل کننده و توضیحات جایگزین - نظریه‌های توطئه و بنیادگرایی فقط باقی نمی مانند. آنها در حال تکثیر هستند. همانطور که در عصر هسته ای ما بارها و بارها درس اشتباه می آموزیم. ما به ابر قارچ خیره می شویم و همه این قدرت را می بینیم  و دوباره دوباره وارد یک مسابقه تسلیحاتی می شویم.

اما آنچه در عوض باید ببینیم خود شبکه است، با همه پیچیدگی های آن. روش‌های فعلی تفکر ما در مورد جهان بیش از آنکه بتوانیم در معرض هسته اتمی زنده بمانیم نمی توانند در معرض کل اطلاعات خام زنده بمانند. درک اتمی اطلاعات چنان برداشت فاجعه آمیز از آینده را ارائه می دهد که ما را متعجب می کند بر زمان حال به عنوان تنها حوزه عمل پافشاری کنیم. ما ناتوان نیستیم ، بدون عاملیت و تاریکی نیستیم. ما فقط باید فکر کنیم و دوباره فکر کنیم  و به فکر ادامه دهیم.

برخلاف تصورات از آینده یک رشته از فعالیت های زیست محیطی و اتمی مفهوم ولایت پذیری را مطرح می کند. نگهبانی مسئولیت کامل محصولات سمی فرهنگ اتمی را بر عهده می گیرد، حتی به خصوص وقتی که برای منافع ظاهری ما ایجاد شده باشد. این بر اساس اصول کمترین آسیب رساندن به حال و مسئولیت ما در قبال نسل های آینده است - اما فرض نمی کند که می توانیم آنها را بشناسیم یا کنترل کنیم.

سرپرستی خواستار تغییر می شود، در حالی که مسئولیت آنچه قبلاً ایجاد کرده ایم را به عهده می گیرد و اصرار دارد که دفن عمیق مواد رادیواکتیو از چنین امکاناتی جلوگیری می کند و باعث آلودگی گسترده می شود. در این ، خود را با عصر تاریک جدید همسو می کند: مکانی که در آن آینده کاملاً نامشخص است و گذشته به طور غیرقابل بازگشتی مورد مناقشه است ، اما در آن هنوز هم می توانیم مستقیماً با آنچه در مقابلمان است صحبت کنیم، روشن فکر کنیم و با عدالت رفتار کنیم. سرپرستی تأکید می‌کند که این اصول نیاز به یک تعهد اخلاقی دارد که فراتر از توانایی های تفکر محاسباتی محض است ، اما کاملاً منطبق با واقعیت تاریک پذیر ماست.

در نهایت ، هر استراتژی برای زندگی در عصر تاریک جدید به توجه به اینجا و اکنون بستگی دارد - و نه به وعده های واهی پیش بینی محاسبات ، نظارت ، ایدئولوژی و بازنمایی. زمان حال همیشه جایی است که ما زندگی می کنیم و فکر می کنیم.