معرفی کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

کتاب «چهار اثر» نوشتهی «فلورانس اسکاول شین» نیازی به معرفی ندارد چون این کتاب یکی از معروفترین و شناختهشدهترین کتابهای روانشناسی و حوزهی موفقیت در ایران است. این نویسنده راه شادمانی را ترسیم میکند و تصویری از صلح، آشتی، توافق و زیبایی را نشان میدهد. او اندیشههای الهی را بیان میکند و آن چیزی که غیرممکن است را محقق میکند.

معرفی کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

درباره کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

کتاب چهار اثر نوشته ی فلورانس اسکاول شین شامل چهار قسمت «بازی زندگی و چگونگی انجام آن»، «کلام تو عصای جادویی توست»، «در مخفی کامیابی» و «قدرت کلام» است که هر یک از آنها نیز دارای بخشهای مختلفی هستند. این کتاب سخنان ارزشمند و مطالب آموزنده را بابیانی ساده و دوستانه مطرح میکند و انسان را به زندگی باهدفتر و موفقتر دعوت میکند. «فلورانس اسکاول شین» با لحنی صمیمانه و مخاطب پسند درسهایی آموزنده در این کتاب بیان میکند که میتوانند راهگشای زندگی باشند. او با استفاده از قدرت کلام عیسی مسیح موضوعاتش را عنوان میکند و انسان امروزی را به خیر فرامیخواند. همچنین این نویسنده برخی از تجربیات زندگی خودش را نیز در این اثر عنوان کرده است و در این صورت خواننده به درک بیشتری از موضوع مدنظر میرسد.

«فلورانس اسکاول شین» در کتاب صوتی «چهار اثر» قانون کارما و قانون بخشایش را توضیح میدهد و دربارهی اثرگذاری بر ذهن هوشیار صحبت میکند. این نویسنده بابیان سلیس و شیوا طرح الهی زندگی که شامل ثروت، سلامت، عشق و ابراز کامل وجود است، را در این کتاب مطرح میکند. در بخشهایی از کتاب عبارات تأییدی وجود دارد که خواننده میتواند با تکرار و تمرکز بر آنها دوستی، ایمان، آشتی، مهر و محبت را ملکهی ذهنش قرار بدهد و تأثیر آنها را بر زندگیاش ببیند. کتاب «چهار اثر» بیش از شصت بار در ایران تجدید چاپ شده است و همچنان پرطرفدار است. این کتاب یکی از موفقیتآمیزترین کتابهای حوزهی قانون جذب و موفقیت است که با نثری گرم و تأثیرگذار نوشته شده است. 

در بخشی از کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین میشنویم

در یکی از روزهای داغ تابستانی، زنی نزد من آمد و از من خواهش کرد که تدبیر و راهحل مناسبی برای موفقیت و کامیابی به او نشان بدهم. آن زن، خسته، نومید و سرخورده بود و به من گفت که تمام داراییاش در جهان هشت دلار است. به او گفتم: «خوب است! همانطور که عیسی مسیح ماهیها و قرصهای نان را تبرک کرد و زیادتر نمود، ما نیز به این هشت دلار برکت میدهیم و آن را زیاد میکنیم.» عیسی مسیح به پیروانش آموخت که هر انسانی نیرویی دارد که قادر است برکت ببخشد و نعمت را افزایش دهد، او میتواند شفا بدهد و موفقیت کسب کند. او برسید: «حالا چه باید بکنم؟» پاسخ دادم: «ندای درونت را دنبال کن. آیا احساس میکنی که باید کاری را انجام دهی و یا اینکه بهجایی بروی؟» ندای درون همان شهود، یا درس گرفتن از قلب خویشتن است. ندای درون راهنمای خطاناپذیر آدمی است و در فصلهای آینده در مورد قوانین آن بهتفصیل صحبت خواهد شد.

زن گفت: «نمیدانم، فکر میکنم «حسی» در درونم، مرا تشویق میکند که به خانهام بازگردم و من حتی بهسختی پول کرایهی ماشین را در بساط دارم.» خانهی او در یک شهر دورافتاده قرار داشت و این امر نیز خود، یکی از گرفتاریهای او به شمار میرفت و ذهن استدلالی (و یا خرد) او حکم میکرد که: «در نیویورک بمان، کاری دستوپا کن و کمی پول دربیاور.» به او گفتم: «هرگز نسبت به یک «احساس» بیتوجه نباش!» و عبارات زیر را برای او ادا کردم:

«پروردگارا؛ جادهی فراوانی و نعمتهای بیشمارت را بر این زن بگشای. اکنون او آهنربای قدرتمندی است که هر آنچه را که بنا بر مشیت الهی تو، به او تعلق میگیرد، میرباید.» سپس گفتم که این عبارت را «پیوسته تکرار کن». او بلافاصله بهسوی خانهاش شتافت و در همانجا خانمی از اقوام قدیمی به او تلفن کرده و موجب ارتباط مجدد آن زن با یکی از آشنایان سابقش شد، و این آشنایی برای او هزاران دلار ثروت به ارمغان آورد. او اغلب به من گفته است که «داستان زنی را که با هشت دلار در جیب و یک «احساس» در دل نزدت آمد.» برای مردم تعریف کن. همیشه در کورهراههای زندگی آدمی نعمت و فراوانی وجود دارد. نعمتهایی که تنها از طریق ایمان، آرزو و یا کلام تجلی پیدا میکنند.