فواید طب سنتی و ایرانی اسلامی چیست؟

طب سنتی چیست؟
طب سنتی به اعمال، رویکردها، دانش و باورهای بهداشتی اطلاق می‌شود که شامل داروهای گیاهی، حیوانی و معدنی، درمان‌های معنوی، تکنیک‌ها و تمرین‌های دستی است که به‌صورت مجزا یا ترکیبی برای درمان، تشخیص و پیشگیری از بیماری‌ها یا حفظ سلامتی به کار می‌رود. بنابراین به شماره مشاوره تلفنی طب سنتی نیاز است .

فواید طب سنتی
در دوران مدرن، درمان‌های سنتی اغلب همراه با داروهای رایج به عنوان درمان‌های مکمل استفاده می‌شوند. می توان از آنها برای مقابله با برخی از عوارض جانبی داروهای شیمیایی و تسریع زمان بهبودی استفاده کرد. در ادامه به برخی دیگر از فواید طب سنتی و داروهای گیاهی اشاره می کنیم:

طب سنتی ثابت کرده است که در درمان بیماری‌های مزمن و مشکلات روان‌شناختی، به‌ویژه آن‌هایی که با استرس مرتبط هستند،که اغلب از بیگانگی اجتماعی، اضطراب یا از دست دادن عزت نفس ناشی می‌شود، کاملا مؤثر است. نمونه هایی از بیماری های تحت تاثیر استرس انواع خاصی از زخم ها، مشکلات پوستی و اختلالات برونش هستند.
بسیاری از پزشکان طب سنتی دانش کاملی از گیاهان دارویی و اثرات آنها در درمان بیماری‌های ارگانیک دارند.
اکثر پزشکان سنتی از رویکردی جامع استفاده می‌کنند که، با طیف گسترده‌ای از مشکلات در سه سطح سر و کار دارد: جسمی، عاطفی و معنوی. درمان جامع بر پیشگیری از بیماری و تغییرات مثبت در سبک زندگی برای اطمینان از تعادل بین این سه جنبه زندگی تاکید دارد.
یکی دیگر از مزایای طب سنتی غیرمتمرکز بودن آن است. به راحتی و به سرعت در دسترس افرادی قرار می گیرد که سفر به مراکز شهری برای درمان برایشان ناخوشایند، زمان بر و پرهزینه است.
طب سنتی ایرانی
طب سنتی ایران، مکتبی کهن و جامع با قدمتی چند هزار ساله است که در طی قرون متمادی ریشه در سرزمین بی کران دانش و تجربیات بسیاری از دانشمندان بزرگ داشته است. هر یک از این دانشمندان نقش بسزایی در ارتقای دانش بشری داشته اند. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های تمایز طب سنتی نسبت به سایر مکاتب پزشکی، نقش اساسی پیشگیری و حفظ سلامتی است. از این رو ابن سینا، دانشمند بزرگ ایران باستان، طب سنتی را چنین تعریف جامعی عنوان کرده است: «حفظ سلامتی در زمان سالم بودن و بازیابی در زمان بیماری.»از 150 سال پیش به این سو یعنی پس از ورود طب مدرن و علوم جدید به ایران، طب سنتی همواره با چالش علمی بودن و واقع‌نمایی تجربی گزاره‌های خود روبه‌رو بوده و همیشه منتقدان از منظر علوم جدید آن را به مبارزه طلبیده‌اند.

این واقعیتی آشکار است که زبان طب سنتی با زبان علوم تجربی متفاوت است و نگاه آن به انسان و نحوه توصیف آن از پدیده‌های جسمانی نیز با طب مدرن هم‌خوانی ندارد.

از همان یک‌ونیم قرن پیش تاکنون برخی مولفان کوشیده‌اند که گزاره‌های طب سنتی را (از مبانی گرفته تا معالجات) براساس علوم جدید تبیین نمایند و نشان دهند که طب سنتی نیز با وجود زبان متفاوتش در کنه و باطن خود، دانشی سازگار و حتی منطبق بر علوم جدید است. حتی می‌توان به محک تجربه، درستی فرضیات آن را اثبات کرد و آن را به مثابه دانشی تجربی به کار برد.

برخی نیز بر این باور بوده‌اند که طب سنتی دانشی نظام‌مند و خودکفاست که هماهنگی درونی اجزای آن و نیز کارآرایی آن در عمل برای اطمینان از درستی‌اش کافی است. هرچند مفاهیم آن با یافته‌های علوم جدید یکسان نباشد.

این گروه بر حفظ یک‌پارچگی و تمامیت طب سنتی و پاسداشت زبان خاص آن تاکید می‌ورزند و استقراض از مفاهیم و واژگان علوم جدید را بیهوده و حتی مضر می‌دانند.

فارغ از میزان درستی هرکدام از این دو رویکرد به نظر می‌رسد که اصل موضوع تطبیق‌پذیری و همپوشانی طب سنتی با طب مدرن جای تامل و درنگ بسیار دارد.

افزون بر آن باید مشخص شود که این تطبیق‌پذیری در چه بخش‌هایی از این دو مکتب طبی ممکن و در چه بخش‌هایی غیرممکن است؟

آیا همان‌گونه که مثلا تشریح قدیم با آناتومی جدید (سوای اختلاف در زبان و واژگان) مشابهت دارد، مباحث «اسباب و علل»، «دلایل و علائم» و تدابیر درمانی نیز همان اندازه با «فیزیوپاتولوژی»، «سمیولوژی»، «فارماکولوژی» و درمان‌های طب جدید همسانی دارند؟

آیا برای مبانی طب سنتی در مبحث امور طبیعیه می‌توان نظیری در طب جدید یافت و آیا می‌توان برای درک هر یک از مفاهیم و اصطلاحات طب سنتی به سراغ حوزه واژگانی طب جدید رفت و از آن جا معادل‌یابی کرد و آیا در این، جابه‌جایی‌ها و جایگزینی‌ها مفاهیم دچار اصتحاله و دگرگونی نخواهد شد؟

پرسش دیگر این است که آیا اصولا به کار بردن روش تجزیه‌ای و رویکرد کمیت‌گرای علوم تجربی برای شناخت و توجیه مبانی و تعاریف اساسی طب کهن (که دانشی حکمی تجربی مبتنی بر کیفیات است) منطقی و روا هست یا خیر؟