چالش یادگیری زبان‌های خارجی (۱)

مقدمه:

سلام بر خوانندگان عزیز.

مدتی بود قصد داشتم فعالیت نوشتاری خود را در فضای اینترنت شروع کنم و دنبال یک سیستم وبلاگ بودم که با شرایط مد‌ نظر من هماهنگ باشد. پس از بررسی سیستم‌های وبلاگ‌‌دهی کلاسیک، با کمک یکی از وبسایت‌های معرفی وبلاگ‌ها، متوجه شدم که فضاهای جدیدتری برای نوشتن مقاله‌های سطح بالا وجود دارد؛ فضاهایی مثل ویرگول، امیگو و پرسپت که می‌توانم مقاله‌ی خود را روی این فضاها منتشر کنم.

ویژگی خاصی که در مورد پرسپت، توجه من را جلب کرد، UI (رابط کاربری) بسیار ساده و دوست‌داشتنی آن بود. انشاالله در مقاله‌های بعدی در مورد اهمیت ساده بودن با شما صحبت خواهم کرد.

این مقاله، اولین نوشته‌ی من در چنین سیستم‌های جدید وبلاگ‌نویسی است که امیدوارم سرآغاز یک مسیر پربار برای من و خوانندگان عزیز باشد. من معمولا از الهام و شهود برای بیان مطالب استفاده می‌کنم و به همین علت، شاید مقالات تا حدودی غیر قابل پیش‌بینی باشد.

اصل مقاله:

امروز، یکی از مهمترین اهداف شخصی هر انسان پیشرویی خصوصا در کشور ایران، یادگیری زبان‌های خارجی و به ویژه زبان انگلیسی است. این هدف در جامعه‌ی ما به شدت فراگیر است به نحوی که از هر فرد با برنامه‌ای سوال شود که آیا دوست دارد زبان خارجی یاد بگیرد، قطعا استقبال خواهد کرد. من این استقبال را به فال نیک می‌گیرم و تحسین می‌کنم چون واقعا یادگیری زبان‌های خارجی در عمل نتایج شگفت‌انگیزی را برای فرد و جامعه به دنبال خواهد داشت. برخی از این نتایج عبارتند از:

۱. بالا رفتن سطح عزت نفس فردی

۲. افزایش میزان خلاقیت فردی

۳. افزایش قدرت حل مسئله‌ی فرد

۴. ایجاد حس رضایت از طریق ارتباط آسان با بقیه‌ی افراد دنیا

۵. ایجاد فضای کاری و تحصیلی بزرگتر برای فرد

۶. کاهش احتمال ابتلای فرد به بیماری افسردگی

۷. کاهش چشمگیر احتمال ابتلای فرد به بیماری آلزایمر

۸. رشد کیفی صنعت توریسم با ایجاد فضای ارتباط حرفه‌ای در جامعه

و ...

حال که به اهمیت یادگیری زبان‌های خارجی در جامعه پی بردیم، موضوع اصلی این است که دستیابی به این هدف تا چه حد چالش‌برانگیز است؟ آیا امکان یادگیری زبان‌های خارجی برای همه‌ی افراد جامعه یکسان است؟ آیا فردی که تحصیلات آکادمیک ندارد می‌تواند به راحتی به این هدف فکر کند؟ ما تا به امروز در دستیابی به چنین هدفی چقدر موفق بوده‌ایم؟ آیا روش ما روش صحیح و دقیقی است؟ راه‌حل معتبر و قدرتمند برای حل این چالش چیست؟

سوال اصلی، نحوه‌ی حل کردن این چالش مهم است
سوال اصلی، نحوه‌ی حل کردن این چالش مهم است
سوال اصلی، نحوه‌ی حل کردن این چالش مهم است

امروزه با اینهمه مراکز آموزش زبان‌های خارجی و این همه ساعت آموزش‌های گوناگون در این زمینه، جایی هستیم که تقریبا می‌توان گفت که حتی به موفقیت نسبی هم در زمینه‌ی یادگیری زبان‌های خارجی دست پیدا نکرده‌ایم. عجیب‌تر اینکه این آموزش‌ها تا حدود زیادی ما را از رسیدن به هدف دور کرده است. در واقع عواقب حرکت کردن در مسیر اشتباه بسیار بیشتر از ساکن ایستادن است. گاهی بزرگترین مانع در راه دستیابی به هدف یادگیری زبان‌های خارجی، برخی از همین آموزشگاهها هستند. در ادامه‌ی مقاله متوجه این موضوع خواهید شد.

مشکل کار کجاست؟ بیایید برگردیم به ریشه‌ها، به طبیعت، و به علم. یکی از مهمترین روش‌های کسب علم، مشاهده است. ما اکنون می‌خواهیم با روش مشاهده، به طبیعت رشد کودک و یادگیری مکالمه‌ی زبان مادری بپردازیم تا بتوانیم از آن برای ارائه‌ی راه‌حل ساده و علمی مکالمه‌ی زبان‌های خارجی، الهام بگیریم. همانطور که دقت کردید، در این پاراگراف، هدف ما مشخص‌تر شد؛ در واقع، به جای استفاده از واژه‌‌ی «زبان‌های خارجی»، از «مکالمه‌ی زبان‌های خارجی» اسم بردم، به این دلیل که ریشه‌ها و طبیعت انسان، مکالمه را مقدم بر هر نوع یادگیری زبانی می‌داند؛ دقیقا به همان شکلی که در مورد زبان مادری رخ می‌دهد.

طبیعت انسان، چالش مکالمه با یک زبان جدید را به راحتی حل کرده است
طبیعت انسان، چالش مکالمه با یک زبان جدید را به راحتی حل کرده است
طبیعت انسان، چالش مکالمه با یک زبان جدید را به راحتی حل کرده است

همه‌ی ما به خوبی اطلاع داریم، کودکی که تازه متولد شده، دارای ارتباطات ذهنی کاملی نیست. نمی‌تواند صحبت کند یا چیزی را درک کند و تنها سِلاحش گریه کردن است. این کودک دو حس بسیار مهم دارد که به عنوان دریچه‌ی ورود داده‌ها به ذهن کار می‌کنند. این دو ورودی، چشم و گوش هستند. از همان بدو تولد، کودک، تصاویری را می‌بیند و صداهایی را می‌شنود؛ سپس این ورودی‌ها تجزیه و تحلیل می‌شود و همین ورودی‌ها، کم کم، ارتباطات نورونی مغز کودک رو کامل می‌کنند. تقریبا می‌توان گفت که همه‌ی این ورودی‌ها در ذهن کودک ثبت می‌شوند و نکته‌ی مهم این است که خود کودک هنوز نمی‌تواند این ورودی‌ها را دچار انحراف کند؛ یعنی این ورودی‌ها به صورت صد در صد دست نخورده، در سیستم عصبی کودک ذخیره می‌شوند. در میان این ورودی‌هایی که وارد مغز نوزاد می‌شوند، برخی از آنها اهمیت بسیار بالایی دارند؛ آنها ورودی‌های ترکیبی صوت و تصویر هستند. صدایی که معمولا کودک می‌شنود، صدای مکالمه‌ی بزرگترها با زبان مادری است و هرموقع این مکالمات با تصویرهای همسان (تصویرهایی که حالت و وضعیت صدای شنیده شده را به خوبی نشان می‌دهند) همراه می‌شوند، داده‌های بی‌نظیری در مغز کودک، ثبت می‌شود؛ مثلا هنگامی که مادر با لبخندِ روی لب و چهره‌ی شاد، در چشمان کودک نگاه کرده و آن را صدا می‌زند یا قربان صدقه‌اش می‌رود. تعداد این ورودی‌های استثنایی که در مغز کودک ثبت می‌شوند در طول روز چند عدد است؟ شاید صدها و هزاران داده در هر روز و در طول یکسال صدها هزار و حتی یک میلیون ورودی منحصر به فرد در مغز کودک ثبت می‌شود. وقتی این ورودی‌ها در ذهن کودک تجمع پیدا می‌کنند، دیگر، ورودی‌های مستقل حساب نمی‌شوند بلکه کم کم، این ورودی‌ها شروع به ارتباط چندگانه با یکدیگر می‌کنند و هم‌افزایی شگفت‌انگیزی رخ می‌دهد. رشته‌های عصبی گسترش می‌یابند، پالس‌های الکتریکی بیشتر و بیشتر می‌شوند تا جایی که کودک که موجودی بدون سواد بود، شروع می‌کند تعدادی از کلمات زبان مادری را تکرار کند بدون اینکه زبان مادری خود را بشناسد و یا حتی متوجه معنی کلماتی که به کار می‌برد بشود. در این مرحله، هنوز آن ورودی‌های بی‌نظیر در حال گسیل شدن به مغز کودک هستند و در کنار آنها ورودی‌های جدیدتر و مهمتری هم به وجود آمده‌اند؛ ورودی‌هایی که از صدا، تصویر و تعامل تشکیل شده‌اند؛ در واقع، در این مرحله، کودک از طریق بیان کلمات، به تعامل با اطرافیان می‌پردازد. این ورودی‌های جدید، به دلیل وجود عنصر تعامل، بسیار قدرتمند هستند و اضافه شدن آنها به مجموعه‌ی ذهنی کودک، رشدی سریع در ارتباطات عصبی مغز ایجاد می‌کند. نمونه‌ای از این ورودی‌های تعاملی، هنگامی است که کودک می‌گوید: مامان! و مادر در جواب می‌گوید: بله مامان! بله قربونش برم!. در واقع کودک، در این مرحله، فقط چیزی که قبلا شنیده را تکرار می‌کند ولی ورودی جدید که حالت تعاملی به خود گرفته است، معنای جدیدی به کلمه‌ی «مامان» در ذهن کودک می‌دهد. از این به بعد، شاهد گسیل ورودی‌های قدرتمندِ جدید به ذهن کودک هستیم و این روند تا جایی ادامه پیدا می‌کند که کودک به راحتی می‌تواند با زبان مادری، ارتباط موثر برقرار کند و با اطرافیان، به این زبان، گفت و گو انجام دهد. در این مرحله، کودکی که حتی سواد نداشت و ارتباطات مغزی او کامل نشده بود، می‌تواند یک زبانِ مادریِ احتمالا سخت را به راحتی، مکالمه کند؛ زبانی که به عنوان مثال، در مورد زبان فارسی، یادگیری آن حتی برای با ذکاوت‌ترین افراد دنیا هم مشکل است.

ورود همزمان صدا، تصویر و درک تعاملی به ذهن کودک، تاثیرگذارترین مرحله در یادگیری زبان مادری است
ورود همزمان صدا، تصویر و درک تعاملی به ذهن کودک، تاثیرگذارترین مرحله در یادگیری زبان مادری است
ورود همزمان صدا، تصویر و درک تعاملی به ذهن کودک، تاثیرگذارترین مرحله در یادگیری زبان مادری است

در طی روند تکاملی که در پاراگراف بالا توضیح داده شد، اتفاقات زیادی رخ می‌دهد تا یک نوزاد تازه متولد شده، بتواند بدون تلاش خاصی، به کودکی تبدیل شود که یک زبان سخت مادری را به راحتی، صحبت می‌کند. در این روند، ملیون‌ها ورودی به مغز نقش دارند ولی نکته‌ی بسیار مهم این است که در مقابل همه‌ی این ورودی‌ها به مغز، کودک از خود، هیچگونه مقاومتی نشان نمی‌دهد. همین عدم مقاومت ذهنی در برابر ورودی‌های جدید باعث می‌شود ارتباطات عصبی جدید با سرعت بسیار بالاتری شکل بگیرند و نتیجه‌ای چنین شگفت‌انگیز به وجود بیاید. مسیری که کودک برای رسیدن به این نتیجه‌ی پایدار طی می‌کند یک روند کاملا تکاملی است. روند تکاملی، روندی است که در ابتدا ممکن است هیچ تغییری حس نشود و یا همه چیز کُند پیش برود ولی به یکباره اتفاقات جدیدی رخ داده و نتایج، خود را نشان خواهند داد و باز هم تکامل ادامه پیدا خواهد کرد چون تکامل انتهایی ندارد. در آینده، راجع به تکامل، بیشتر صحبت خواهم کرد چون یکی از مهمترین اصول زندگی طبیعی است. پس از طی کردن روند تکاملی، زبان مادری، تبدیل به بخشی از ناخودآگاه کودک می‌شود.

قانون تکامل، لازمه‌ی ایجاد موفقیتِ پایدار است
قانون تکامل، لازمه‌ی ایجاد موفقیتِ پایدار است
قانون تکامل، لازمه‌ی ایجاد موفقیتِ پایدار است

یکی از مهمترین ویژگی‌های انسان در موضوع یادگیری، خودآگاهی و ناخودآگاهی است. تعریف ساده‌ی اعمال خودآگاه و ناخودآگاه:

خودآگاه: به اعمالی می‌گویند که انسان، حین انجام آنها، تفکر خود‌خواسته انجام می‌دهد. مثل پر کردن فرم استخدام.

ناخودآگاه: به اعمالی می‌گویند که انسان، حین انجام آنها به تفکر نیاز ندارد و حتی متوجه انجام آنها نیست. مثل رانندگی برای افرادی که مدتی است این کار را انجام می‌دهند یا مثل صحبت کردن به زبان مادری.

اگر انسان، عملی که ذاتا باید به صورت ناخودآگاه انجام شود را به صورت خودآگاه انجام دهد دچار رنج فراوانی می‌شود ضمن اینکه نتیجه‌ی آن عمل، بسیار ضعیف‌تر از حالت ناخودآگاه می‌شود. کافیست یکبار سعی کنید اعمالی که ذاتا ناخودآگاه هستند را به صورت خودآگاه انجام دهید تا متوجه میزان انرژی مصرف شده و نتیجه‌ی کار بشوید؛ مثلا سعی کنید یک لیوان آب را به صورت خودآگاه بنوشید یا رانندگی را به صورت خودآگاه انجام دهید؛ واقعا زجرآور است. حالا دقیقا متوجه می‌شویم که چرا موقع صحبت کردن به یک زبان خارجی، اینقدر رنج متحمل می‌شویم چون تقریبا همه‌ی کسانی که با روش‌های آکادمیک به یادگیری زبان‌های خارجی پرداخته‌اند، ذهن خود را به صورت خودآگاه، به تجزیه و تحلیل آن زبان، عادت داده‌اند. اگر ما بخواهیم به نتیجه‌‌ی قابل قبول و پایدار در مکالمه و یادگیری زبان‌های خارجی برسیم، باید آنها را همچون زبان مادری ببینیم. صحبت و مکالمه با زبان‌های مختلف، عملی است که ذاتا ناخودآگاه است، در نتیجه اصرار بر خودآگاه انجام دادن آن نه تنها باعث ایجاد نتایج ضعیف می‌شود بلکه رنج فراوانی را برای ذهن انسان، به همراه دارد. راز موفقیت کودک در یادگیری زبان مادری، عدم مقاومت در برابر ورودی‌های مختلف بود و همین عدم مقاومت است که در نهایت، ایجاد یادگیری ناخودآگاه را به شدت تسهیل می‌کند. ناخودآگاه نسبت به خودآگاه دارای مزیت‌های زیر است:

۱. سرعت پردازش بسیار بالاتر

۲. مصرف انرژی بسیار کمتر

۳. امکان دستیابی ساده‌تر

۴. ایجاد نتایجی به مراتب قدرتمندتر

۵. پایداری بسیار بالاتر

ناخودآگاه انسان، کنترل کننده‌ی اعمالی است که سپردن آنها به خودآگاه، انرژی فراوانی می‌گیرد
ناخودآگاه انسان، کنترل کننده‌ی اعمالی است که سپردن آنها به خودآگاه، انرژی فراوانی می‌گیرد
ناخودآگاه انسان، کنترل کننده‌ی اعمالی است که سپردن آنها به خودآگاه، انرژی فراوانی می‌گیرد

آموزشگاههای زبان، عملا نوع یادگیری خودآگاه یا نیمه‌ خودآگاه را ترویج می‌کنند. شاید هرزگاهی گریزی به روش‌های ناخودآگاه بزنند ولی جانمایه‌ی اصلی آموزش‌های آنها، تحریک تفکر خودآگاه است. با این پیشفرض، اگر آموزشگاهها، بهترین عملکرد ممکن را از خود نشان دهند و میزان موفقیت آنها صد در صد باشد، باز هم فردِ آموزش دیده، زبان خارجی مد نظر را به صورت خودآگاه یاد می‌گیرد؛ نتیجه اینکه برای اَدای هر جمله و برقراری هر ارتباط، باید به ذهن خود رجوع کند، تفکر کند و رنج بکشد، در نهایت مکالمه‌ی چندان روانی هم حاصل نمی‌شود؛ ضمن اینکه در هر نوع یادگیری خودآگاه، امکان فراموشی وجود دارد در صورتیکه یادگیری ناخودآگاه، پایداری بالایی دارد.

با توجه به مطالب بیان شده، راه‌حل واقعی، موثر، کارآمد و ساده‌ی یادگیری زبان خارجی، بازگشت به طبیعت انسان و تقلید از روش یادگیری نوزاد و کودک است. یکی از روش‌های اثبات شده در این زمینه، زندگی در کشور هدف برای مدت زمانِ نسبتا طولانی است. این روش با روش یادگیری نوزاد همسان است البته با چند تفاوت که در زیر به آنها اشاره شده است:

۱. مغز انسان بزرگسال متفاوت از نوزاد عمل می‌کند، هم از این نظر که مقاومت بسیار بیشتری به ورودی ها دارد و هم اینکه سرعت گسترش ارتباطات نورونی مغز، کاهش پیدا کرده است. هرچقدر فرد بزرگسال سعی کند مقاومت ذهن خود را کنترل کند، به مدت زمان کمتری برای یادگیری زبان هدف نیاز دارد.

۲. موقعیت‌هایی که انسان بزرگسال با آن روبرو می‌شود موقعیت‌هایی به مراتب پیچیده‌تر از موقعیت‌های نوزاد است.

۳. انسان بزرگسال به صورت پیشفرض، یک زبان مادری در ناخودآگاه خود دارد که باعث ایجاد تنش‌های رفت و برگشتی بین زبان مادری و زبان هدف می‌شود. در آینده راجع به این موضوع، بیشتر صحبت خواهم کرد.

۴. انسان بزرگسال، احتمالا باور دارد که یادگیری زبان هدف برای او مشکل است به همین خاطر، اعتماد به نفس و سطح انرژی او در این زمینه کاهش پیدا می‌کند.

۵. انسان بزرگسال، درک موقعیتی بهتری نسبت به نوزاد دارد و در تجزیه و تحلیل ورودی‌های ذهن، سریعتر و قویتر عمل می‌کند.

از پنج تفاوتی که اشاره شد، چهارتای اول، مزیت نوزاد نسبت به بزرگسال و مورد آخر، مزیت بزرگسال نسبت به نوزاد است. قطعا فرد بزرگسال برای رسیدن به نتیجه‌ی پایدار و عالی، باید این چهار نقطه‌ی ضعف را پوشش دهد و از نقطه‌ی قوتِ اشاره شده، نهایت استفاده را ببرد.

یکی از شناخته شده‌ترین و مؤثرترین راههای یادگیری زبان خارجی، زندگی در کشور مقصد است
یکی از شناخته شده‌ترین و مؤثرترین راههای یادگیری زبان خارجی، زندگی در کشور مقصد است
یکی از شناخته شده‌ترین و مؤثرترین راههای یادگیری زبان خارجی، زندگی در کشور مقصد است

روش دیگر، برای یادگیری موثر و کارآمد زبان‌های خارجی، شبیه‌سازیِ نوع یادگیری نوزاد و کودک، بدون سفر به کشور مقصد، و از طریق امکانات موجود است. در قسمت‌های بعدی مقاله، به طور مفصل به این روش خواهیم پرداخت و همچنین روی زبان انگلیسی که محبوب‌ترین هدف برای یادگیری زبان‌های خارجی است متمرکز می‌شویم؛ طبیعی است که راهکارهای ارائه شده برای زبان انگلیسی، قابل تعمیم به بقیه‌ی زبان‌ها هم خواهد بود.

در آخر، نظرات و تجربیات خود را در مورد یادگیری زبان‌های خارجی، در بخش نظرات همین پست بنویسید.

با تشکر

ادامه دارد ...