خود فریبی

چیزی کمتر از یک ماه تا انتخابات ریاست‌جمهوری باقی نمانده است! و هنوز آنچنان فضای سیاسی سرد است که امید تغییر را کم‌رنگ می‌کند. چه می‌خواهیم بکنیم؟ این سوال را، کم از خودمان می‌پرسیم!
از آینده می‌ترسم. در واقع برای خودم نگرانم که حداقل تا 4 سال آینده و (که می‌داند؟) شاید بیشتر، در این کشور باید زندگی کنم! برای ایران که دیگر نمی‌شود نگران بود! برای نظام و دولتمردان که فرقی نمی‌کند وضع مملکت چه بشود! این بارها ثابت شده است! دیگر تنها باید به فکر خودمان باشیم! چه بر سرمان می‌آید و ما می‌خواهیم چه کنیم!!
هر کس رئیس‌جمهور شود، فقط یک تحلیل وجود خواهد داشت! یکی از یکی فاجعه‌تر! 
من وضع کشور را می‌بینم و مسببین آن را می‌شناسم و هر روز یا به آنها می‌خندم یا به وضع خودم آه می‌کشم.
تا چه حد می‌توانم خودم را فریب بدهم؟ بگویم به من چه! یا که چه بشود! یا کس دیگری نیست! یا اینها مقدر است! یا رای به نظام است! یا هزار و یک دلیل دیگر یکی از یکی عجیب‌تر!!
اگر من از وضع موجود ناراضی هستم آیا فکری هم برای تغییر می‌کنم؟ لازم نیست کار بزرگ و پرخطری انجام دهم! کافیست خودم و چند نفر دیگر را پای صندوق ببرم و به بهترین گزینه‌ "در شرایط موجود" رای بدهم تا حداقل از سقوط وضع کشور و به دنبال آن وضع زندگی خودم، جلوگیری کنم! آیا این کار بزرگی است؟ یا هزینه‌ی زیادی است؟
اما من می‌توانم کار راحت‌تری بکنم! می‌توانم فکر کنم من از این کشور و حکومت جدا هستم و هر چه می‌شود به من ربطی ندارد! در نتیجه در خانه بنشینم و منتظر شود تا آنقدر وضع زندگی‌ام خراب شود که...!
خودفریبی حد ندارد!