دل نوشته 

دیروز یه کلیپ از راز مریم توسط بنیانگذار محک سر کار خانم قدس داشتم گوش میدادم....

در موردم زندگی بدون انتظار ..عشق بدون انتظار..بخشیدن بدون انتظار ...

مریم زنی میانسال با لباس های مندرس ولی متشخص...یک پسر سیزده ساله داره  که همیشه رو دوشش بود.یه چهره پر از مهتاب دو چشم پر از افتاب...یه دسته گل صحرایی  سوسن لاله نسرین از ترکمن صحرا چیده  میگه:خیلی دعا کردم ببینمت میخواستم بگم که خدا خیلی بزرگ ....غصه نخور زن...راز مریم در این عشق ورزیدن بدون بازگشت..تو بخشیدن بدون بازگشت بود که امروز هیچ کود سرطانی تک و تنها نیست.

دیروز با دو تا ار دوستام تو این مورد صحبت کردم ایا زندگی بدون انتظار رو قبول دارید؟؟؟

یکی شون گفت زندگی بدون انتظار معنا نداره...مگه میشه بدون انتظار کاری کرد...و دیگری گفت ...زندگی بدون انتظار فقط ارزش کارت زیر سوال میره..کاری که بدون انتظار باشه اون کار خوبه..

نظر شما چیه؟؟؟

تو زندگی هر کدام از ما همیشه یه کارهایی کردیم که تهش از طرف مقابل تو یه شرایط های خاصی منتظر جواب بودیم...منتظر بودیم اونم مثل ما رفتار کنه اون مثل ما وقت بزار ..دوسمون داشته باشه...واسه همه ی ما پیش اودمه..اما من خودم میگم تو نیکی کن در دجله انداز...تو خوبی کن تو عشق بروز  تو ببخش اخر تو یه زمان هایی که از همه بریده ای یه نفر دستت رو میگیره و اون قانون کارما ی زندگی ما هست.

همیشه به دوستام میگم تو خوب باش کار درست رو تو انجام بده بقیه اش بسپار به او بالا سری ...منتظر نشین از طرف همون بنده ی خدا به تو خیر برسه اما دلت قرص باشه که خدا تو هر لحظه برای تو معجزه ای می افریند.

وقتی به یک نفر یه کمک می کنی یادت باشه واسه دل خودت کمک کردی ..چون دوس داشتی ...چون حالت با این کار خوب بوده...پس منتظز هیچ برگشتی نباش.نشین بگو من فلان کار کردم چرا اون حتی یه بار هم جبران نکرده.. تمام ارامشت بهم میریزه..... تو فقط از خودت میتونی انتظار داشته باشی پس به همون ضرب المثل میرسیم  تو خوبی کن در جله اندازکه ایزد در بیابانت دهد باز