چرا باید ایده‌های بد داشته باشید

تمام ایده‌های خوب باید اکنون به ذهن شما برسد. همه ایده‌ها از زمان پیدایش خود یک سیر تکاملی را طی کرده‌اند. همین امر در مورد ایده‌های یک فیلمنامه، اتفاقات ویژه در زندگی یک فرد، جایگاه ویژه جراحان مشهور، ایده‌های اصلی طرح‌های هنری نیز صادق است. اینکه تصور کنید هیچ راهی برای مشارکت در میان ایده‌های موجود وجود ندارد و دیگر چیزی برای خلق وجود ندارد کمی نا امید کننده است.

Image for post
Image for post

به جای اینکه بگویید، من گیر کرده ام و نمی توانم چیز خوبی پیدا کنم، اگر بگویید، من این کار را تمام کردم و حالا باید آن را بهتر انجام دهم" بسیار موثرتر است یا من این کار را تمام میکنم. یا اینکه به جای این جملات نا امید کننده بگویید درست است که نمی توان این ایده را بهتر کرد، اما حالا آماده انجام کار جدید هستم، زیرا تمام چیزهایی که یاد گرفته‌ام برای من تجربه جدیدی بوده است.

  • این داستان هر نوآوری بشر است.
  • این داستان هر ایده خوب، هر پروژه جدید در هر زمان است.
  • فکر بدی وجود داشت و سپس یکی آن را  بهتر کرد.

دوستی با ایده‌های بد شما راهی مفید برای پیشرفت است. آنها دشمن شما نیستند. آنها گام‌های اساسی در مسیر بهتر شدن هستند.

کوچکترین دستیابی به موفقیت

آیا می‌توانید یک صفحه جدید برای یک فیلمنامه بنویسید؟

آیا می‌توانید فقط یک نُت روی کلارینت بنویسید که ارزش گوش دادن به آن را داشته باشد؟

به جای تمرکز روی یک شاهکار، از خود بپرسید، کوچکترین واحد نبوغ موجود در من چیست؟

تعامل شخصی من با دیگران که تفاوت ایجاد می‌کند چیست؟

نگران تغییرات جهان پیرامون خود نباشید. و با ذهنی آرام به کاری که می‌کنید تمرکز کنید.

بر ایجاد چیزی که ارزش به اشتراک گذاری دارد تمرکز کنید چقدر می‌توانید آن را کوچک کنید و هنوز هم کاری انجام دهید که به آن افتخار کنید؟

سمتِ وحشی من 

جمله‌ی "چگونه می‌توانم  بهتر انجام دهم؟" با جمله‌ی  "چگونه این را انجام دهم؟" خیلی تفاوت دارد.
این روشی است که در فرهنگ ما رواج بسیار زیادی دارد. اینکه افرادی برای انتقاد از کار جدیدی که شما انجام داده‌اید جمع شوند و شروع به نظر دادن کنند بسیار رایج است و تقریباً غیرممکن است کسی را پیدا کنید که بخواهد همان کار را از نو انجام دهد.

ما جامعه منتقدان و نیشگون گیرها و طراحان طنز هستیم. دلیل آن ساده است زیرا ایمن تر است. مردم به ندرت از منتقدان انتقاد می‌کنند. و همچنین استفاده از چکش چندان سخت نیست. 

"خوب" یعنی چه؟
هیچ کس نمی خواهد کار بدی انجام دهد. ما به دنبال "خوب" یا حتی "عالی" هستیم.

اما دقیقاً چگونه کار خود را قضاوت می‌کنیم؟ این ممکن است یک دام باشد که از شخص دیگری (یا خودتان) بپرسید آیا کار شما خوب است. این یک دام است زیرا ممکن است وسوسه شوید که "موفقیت" را با موفقیت کاری قضاوت کنید. 

آیا داستان هری پاتر وقتی توسط 12 ناشر رد شد خوب نبود؟ آیا بعد از اینکه به یک پدیده جهانی تبدیل شد، ناگهان خوب شد؟ چطور ممکن است همان کتاب خوب و در عین حال خوب نباشد؟

خوب باید قبل از شروع تعریف شود. برای چه چیزی است و برای چه کسی است؟ اگر به هدف خود برسد، خوب است. اگر اینگونه نباشد، یا بدشانس هستید، یا کاری را نادرست انجام داده‌اید، یا شاید آنچه را که ایجاد کردید مطابق با آنچه در نظر داشتید انجام نشده است.

و بله ، یک شکاف بزرگ بین "خوب" و "به همان اندازه که می تواند خوب باشد" وجود دارد. به احتمال زیاد ما هرگز از این فاصله خلاص نخواهیم شد.

محافظت از ایده کامل شما

اینکه بدانید درون شما پر از ایده‌های کشف نشده است چه میزان روی عملکردتان تاثیر دارد؟

ایده‌های شما هرگز تمام نمی شود  و هیچ ایده کاملی وجود ندارد ، فقط مورد بعدی وجود دارد که هنوز راغ آن نرفته‌اید.

  • هیچ کس شما را از ارسال ویدیوی شما منع نمی‌کند.
  • هیچ کس شما را از وبلاگ نویسی هر روز باز نمی دارد.

هیچ کس شما را به علت انجام کارهای هنری حلق آویز نمی‌کند

تنها راه عبور از مراحل، انجام مراحل است.