مکاتب هنر نگارگری ایرانی

هنر نقاشی یکی از مهم ترین و قدیمی ترین هنرهای ایرانیان است که در طول تاریخ تغییراتی را به خود دیده است. جهان این هنر پر از زیبایی است و هنرمندان آن با ذوق هنری خود، آثاری بی نظیر را خلق می کنند. در این مطلب به تمامی مکاتب نگارگری در ایران می پردازیم.

مکاتب هنر ایرانی

مکاتب هنری ایرانی در نگارگری شامل موارد زیر است:

شیراز اول، شیراز دوم، تبریز اول، تبریز دوم، اصفهان، قزوین، بخارا، هرات، بغداد، جلایری، سلجوقی، قاجار و تشعیر.

 

شیراز اول

گذر سیاوش از آتش، سده هشتم هجری
گذر سیاوش از آتش، سده هشتم هجری
گذر سیاوش از آتش، سده هشتم هجری

مکتب شیراز اول یک مکتب نگارگری ایرانی است. مغول‌ها تمامی ایران را تصرف کردند به جز شیراز که خود تسلیم شد. این مسئله باعث شد که در طی حکومت مغولان، در شیراز یک حکومت محلی شیرازی شکل بگیرد و این مسئله باعث پیدایش مکتب نگارگری شیراز شد که از مکتب تبریز بسیار بیشتر به مایه‌های ایرانی و شیوهٔ کهن نقاشی ایرانی نزدیک است. از آثار مکتب شیراز می‌توان به شاهنامه‌ توپقاپوسرای استانبول (۷۳۱ هجری)، شاهنامه قوام‌الدین حسن وزیر (۷۴۱ ه. ق) و مونس الاحرار محمد بن بدر (۷۴۲ ه. ق) اشاره کرد. شیراز که به عنوان مرکز ایالت پارس در دوره‌های تاریخی بود در زمان حمله مغول به ایران با دادن پیشکش‌ها از حملهٔ ایشان در امان ماند. در دوره تیمور، شیراز به تصرف تیموریان درآمد. خاندان اینجو (حاکمان شیراز) که زیر نظر ایلخانان حکومت می‌کردند پس از مرگ ابوسعید مستقل شدند. اینان که از حامیان هنر و فرهنگ ایرانی بودند، هنرمندان را تشویق و حمایت کردند. هنرمندان برای حفظ امنیت خود به شیراز پناه برده و مکتب شیراز را بنیان نهادند. در نقاشی‌های مکتب شیراز موضوع اصلی «انسان»است و عناصر دیگر، تابع آن نقش و تنها به عنوان تزئین و پر کردن فضاهای خالی تصویر به کار گرفته شده‌اند. علاوه بر آن عناصر دیگری مانند به کار گرفتن جداول و نوعی رنگ آمیزی موزون و آمیخته با ظرافت و استفاده از رنگ گلگون مایل به بنفش، آبی لاجوردی و آبی ایرانی در بیشتر آثار این مکتب مشاهده می‌گردد.

کتب نگارگری شده با مکتب شیراز اول

کتب ذیل از مواردی هستند که مزین به این کتب هنری هستند:

شاهنامه توپقاپوسرای استانبول (۷۳۱ هجری)
شاهنامه قوام‌الدین حسن وزیر (۷۴۱ هجری)
مونس الاحرار محمد بن بدر (۷۴۲ هجری)
شاهنامه فردوسی (نسخه کتابخانۀ دولتى سن‌پترزبورگ ، روسیه ، 733هـ.ق)

ویژگی‌های مکتب نگارگری شیراز اول

از ویژگی‌های این مکتب می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

کمترین میزان تاثیر هنر چینی در میان مکاتب نگارگری؛
بازگشت به هنر ایران قبل اسلام؛
گزینه رنگی محدود؛
استفاده از طیف رنگ‌های گرم خصوصاً رنگ قرمز؛
عدم توجه به رنگ‌پردازی، بعضاً خطوط طراحی هم مشخص است؛

خلاصه نگاری: مثلاً یک بوته نمادی از گلزار است و یا یک سرباز نمادی از لشکر.

 

شیراز دوم

برگی از گلچین اسکندر سلطان، اسکندر داراب را زندانی می‌کند، حدود سده هشتم هجری، شیراز
برگی از گلچین اسکندر سلطان، اسکندر داراب را زندانی می‌کند، حدود سده هشتم هجری، شیراز
برگی از گلچین اسکندر سلطان، اسکندر داراب را زندانی می‌کند، حدود سده هشتم هجری، شیراز

مکتب شیراز دوم به مجموعه‌ای هنری که از اواخر سده هشتم هجری در شیراز و خصوصاً دوره تیموری تولید شده‌اند، اطلاق می‌شود. پس از فروپاشی حکومت مغولان در سال ۷۷۱ ه.ق توسط تیمور، مکتب شیراز ادامه یافت و تأثیراتی را از مکتب تازه‌ تأسیس جلایری هم دریافت کرد. از آثار این دوره گلچین اسکندر سلطان (۸۱۴ ه.ق)، شاهنامهٔ ابراهیم سلطان (۸۲۳ ه.ق) و خاوران نامهٔ ابن حسام با نگارگری فرهاد (۸۸۱ ه.ق) است. در دوران تیموریان (سده۹ ه.ق) و حضور اسکندر سلطان و ابراهیم سلطان در شیراز زمینه برای بروز دوباره ویژگی‌های دیداری مکتب شیراز اول (سده۸) فراهم شد.

کتب نگارگری شده با مکتب شیراز دوم

کتب ذیل از مواردی هستند که مزین به این کتب هنری هستند:

منتخبات اسکندر سلطان (۸۱۳ه.ق)
شاهنامه ابراهیم سلطان (۸۳۷ه.ق)
خاوران نامه (۸۸۳ه.ق)

ویژگی‌های مکتب نگارگری شیراز دوم

قرینه‌سازی در نگاره‌های این مکتب به طور قابل ملاحظه‌ای دیده می‌شود و هم‌چنین تضاد رنگی عناصر نگاره و پس زمینه آن، استفاده از ابرهای پیچان و سادگی در ترکیب‌بندی‌ها از مهم‌ترین ویژگی‌های دیداری این مکتب است.

 

مکتب تبریز اول

جنگ اسفندیار با گرگ‌ها.
جنگ اسفندیار با گرگ‌ها.
جنگ اسفندیار با گرگ‌ها.

مکتب تبریز اول یا مکتب مغول (ایلخانی) (قرون ۷ و ۸ ه. ق.) اولین مکتب نگارگری ایرانی است که در تبریز پایه‌ریزی شده و به همین دلیل آن را مکتب تبریز نامیده‌اند. این مکتب مصادف با حکومت ایلخانان مغول در ایران است که مرکز خود را تبریز قرار دادند. این مکتب، دوره آغاز ورود عناصر چینی به حوزهٔ نگارگری ایرانی به حساب می‌آید. در این دوره تأثیر نقاشی چینی بر روی نگارگران ایرانی واضح است. مکتب تبریز اول در دوره ایلخانان، بیشتر با عنوان سبک مغولی و گاه سبک رشیدیه معرفی شده‌است.

از آثار این مکتب می‌توانیم به منافع الحیوان ابن بختیشوع (۶۹۵ ه.ق)، جامع التواریخ رشیدی (۷۱۴ ه.ق)، یک نسخه کلیله و دمنهکه در آن عناصر منظره طبیعی تنوع قابل ملاحظه‌ای یافته‌اند، معراج نامه ، تاریخ چنگیزی و از محصولات دیگر کارگاه‌های تبریز، شاهنامه دموت است که نگاره‌های آن توسط چند نقاش اجرا شده‌است و هم‌اکنون تنها چند تصویر پراکنده از آن باقی است. در نگاره‌های شاهنامهٔ دموت سنت‌های ایرانی و بین‌النهرینی پیش از مغول با سنت‌های خاور دور آمیخته شده‌اند. شاهنامهٔ دموت را می‌توان نقطهٔ اوج پیشرفت نقاشی عهد ایلخانی دانست. بیشتر این کتاب‌ها در ربع رشیدی تهیه شدند.

نگارگران مکتب تبریز اول

از نگارگران این دوره می‌توان از احمد موسی، امیر دولتیار، مولانا ولی‌الله و محمدعلی توسی کاتب نام برد.

ویژگی‌های مکتب نگارگری  تبریز اول

چهره‌ها، نحوه نمایش طبیعت مثلاً ترسیم تنه پیچیده و گره‌دار درختان و صخره‌های تیز و چین وچروک لباسها متاثر از سنت بیزانسی و عناصری درخت های کنگره دار و زمینه صدفی، ابرها و آتش های کنگره دار متاث از سنت چینی است. دشت‌های بریده و ابرهای مواج، مراعات نسبت‌ها، دقت در رسم گیاهان و اعضای بدن حیوانات، و تحرک و جنبش بیشتر در نمایش صحنه‌ها به جای آرامش و سکون موجود در نقاشی سنّتی ایرانی در این مکتب دیده می‌شوند.

از سوی دیگر، استفاده از نقوش تزیینی هنر ایرانی مانند نقوش هندسی کاشی‌کاری، و اعتبار بخشیدن به معماری ایرانی به عنوان اصلی‌ترین جانمایه کار و بازنمایی روح ملی، تقلید صرف از هنر چینی را نفی می‌کند.

هنرمندان ایرانی در عین پذیرش عناصر تازه که به آثار آنان جلوه‌ای نو و تحرکی بیشتر می‌بخشید، این عوامل را با شیوه سنتی نگارگری ایرانی چنان آمیختند که به سختی می‌توان این عناصر تازه را در میان تاروپود هنر سنّتی تمیز داد. در واقع، آمیختن این عناصر جدید به شیوه‌ای کاملاً ایرانی انجام پذیرفت؛ به‌طوری‌که لطمه‌ای به تداوم هنر نگارگری ایرانی وارد نکرد. در این دوران دو اتفاق مهم در نگارگری رخ داد: اول : آغاز ورود عناصر چینی به حوزه نگارگری ایرانی بود. دوم : ایجاد سنت کارگاهی،هنر به صورت تخصصی درآمد و هر یک از هنرمندان بخشی از کار را برعهده گرفتند. این اتفاق با تأسیس ربع رشیدی که به دستور خواجه رشید الدین فضل الله ساخته شده بود شروع شد.

 

مکتب تبریز دوم

کتاب شاهنامه تهماسبی
کتاب شاهنامه تهماسبی
کتاب شاهنامه تهماسبی

مکتب تبریز دوم به دوره‌ای از هنر نگارگری ایرانی در زمان حکومت صفوی در تبریز گفته می‌شود. شاه اسماعیل با به قدرت رسیدن حکومت صفوی را تشکیل و مرکز حکومتش را تبریز قرار داد و بسیاری از هنرمندان محلی و دیگر صنعتگران را از گوشه و کنار کشور به آنجا جمع کرد و به این ترتیب تبریز به مرکز فرهنگی کشور برای تولید آثار هنری تبدیل شد. در دوره شاه تهماسب این مکتب به اوج رسید و آثاری مثل خمسه تهماسبی و شاهنامه تهماسبی تولید شدند. هنرمندان شاخص این دوره کمال‌الدین بهزاد و سلطان محمد هستند.

شاه اسماعیل در سال ۹۱۶ هجری قمری بر خاندان شیبانی تسلط یافت و حکومت خاندان صفوی راتشکیل داد. او پایتخت را از هرات به تبریز منتقل کرد و هنرمندان و صنعت گران را از گوشه کنار کشور به آنجا دعوت کرد. ایران در دوران سلطنت پادشاهان صفوی به اتحاد و یکپارچگی و عظمت دست یافت. شاه اسماعیل صفوی, استاد کمال الدین بهزاد را که در عهد تیموری پرورش یافته بود به تبریز دعوت کرد و او را به سرپرستی گروهی از نقاشان و خوشنویسان، رنگ کاران و صحافان و... برگزید. این گروه حرکت فرهنگی و هنری مکتب تبریز را به وجود آوردند. این شیوهٔ نوین، از ترکیب سنت نقاشی تبریز اول در دوره مغول و مکتب هرات و روش شخصی بهزاد پدید آمد.

اثری در مکتب تبریز دوم

یکی از آثار معروف این دوره شاهنامه شاه تهماسب نام داشت که دارای دویست و پنجاه و هشت تصویر به شیوه مکتب تبریز از آثار سلطان محمد, میرک نقاش, میر سید علیو و ... است که در دوران ریاست بهزاد و پس از آن در تبریز اجرا شد.

ویژگی های مکتب نگارگری تبریز دوم

یکی از مشخصه‌های نقاشی مکتب تبریز دوران صفوی وجود علامت یا شکلی شبیه میله کوچک قرمزی است که بر روی عمامه‌ها نقش شده‌است. این علامت و عمامه‌های دوازده ترکی از نشانه‌های شیعیان دوازده امامی طرفدار شیخ صفی الدین اردبیلی بود که در ابتدای دوران صفوی متدوال گردید، ولی بعد از وفات شاه تهماسب دیگر در تصاویر دیده نشد. نقاشان مکتب تبریز سطح تخت نقاشی را شکستند و ترکیب‌بندی‌های چند سطحی آفریدند. همه چیز آکنده از حرکت و جنبش بود، رنگ‌ها درخشان و پرکشش و حالت مورد نظر را به وجود می‌آورد.

 

مکتب اصفهان

مکتب اصفهان، رضا عباسی
مکتب اصفهان، رضا عباسی
مکتب اصفهان، رضا عباسی

مکتب اصفهان عنوانی است که برای اوج‌گیری فعالیت‌های مختلف فلسفی، فقهی و هنری در طی سده ۱۷ و اوایل ۱۸ میلادی (۱۰ و ۱۱ هجری قمری) در اصفهان به کار برده می‌شود. این دوره از زمانی آغاز شد که شاه عباس در ۱۰۱۷ هجری قمری/ ۱۵۹۸ میلادی پایتخت صفویان را به اصفهان منتقل کرد. این دوره با سقوط اصفهان به دست افغان‌ها و سرنگونی صفویان در سال ۱۱۳۶ هجری قمری/۱۷۲۲ میلادی به پایان رسید.

شاه عباس با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان به جمع‌آوری هنرمندان و تشویق آنان برای فعالیت‌های هنری پرداخت. با تشکیل مکتب نگارگری صفوی اصفهان در سال ۱۰۰۰ هجری قمری شیوه و سبک خاصی در پیش روی هنرمندان قرار گرفت. از ویژگی‌های این مکتب روی آوردن هنرمندان به تک چهره پردازی و انجام نگارگری متفرقه به جای مصور کردن کتاب‌ها و نسخه‌ها است. ارتباط با نقاشان اروپایی و جهانگردانی که بدون رعایت قید و بندهای موجود در بین هنرمندان به راحتی و آزادی از هر چیزی که برایشان جالب بود اقدام به طراحی و نقاشی می‌کردند، باعث شد هنرمندان ما نیز به مردم توجه کنند و از حالت درباری و سفارشی بیرون آیند. پس آزادی عمل را می‌توان از ویژگی‌های ارزشمند این دوره با این مکتب به شمار آورد. علاوه بر مصور سازی شاهنامه که در هر حکومتی و توسط هر پادشاهی همواره مد نظر بوده است، در این مکتب به مصور کردن نسخه‌های ‌دیگر مثل دیوان شعرا نیز پرداخته می‌شود.

 

مکتب قزوین

ملکه صبا، نمونه‌ای از نگارگری مکتب قزوین
ملکه صبا، نمونه‌ای از نگارگری مکتب قزوین
ملکه صبا، نمونه‌ای از نگارگری مکتب قزوین

مکتب قزوین (سدهٔ ۱۰) در سال ۹۵۵ ه‍.ق و پس از آنکه شاه تهماسب به قدرت رسید و مرکز حکومت صفویان را از تبریز به قزوین منتقل ساخت؛ شکل گرفت. در مورد چگونگی به وجود آمدن مکتب نگارگری در قزوین و راه یافتن این هنر به شهر قزوین باید به زمان سلطنت شاه اسماعیل رفت. شاه اسماعیل در سال ۹۰۶ ه‍.ق پس از شکست دادن آق‌قویونلوها تبریز را به پایتختی برگزید. کتابخانهٔ سلطنتی آق‌قویونلوها در اختیار او قرار گرفت و هنرمندانی که در کتابخانهٔ آق‌قویونلوها کار می‌کردند به خدمت او در آمدند.

شاه اسماعیل آن‌ها را به ادامهٔ کارهای هنری که در دست داشتند، واداشت. یکی از هنرمندان برجستهٔ مکتب تبریز، سلطان محمد تبریزی بود که به خدمت شاه اسماعیل درآمد و از این زمان به بعد یکی از پایه‌های محکم مکتب تازه‌بنیاد تبریز دورهٔ صفوی شد.

شاه اسماعیل در سال ۹۱۶ ه‍.ق به هرات حمله برد و آنجا را به تصرف خود درآورد و سنت و دستاوردهای غنی و شکوهمند مکتب هرات دورهٔ تیموری را به ارث برد. او از قرار معلوم برخی از آثار نفیس و کتاب‌های ارزشمند مکتب هرات را به تبریز منتقل کرد.

شاه اسماعیل سپس فرزند دو سالهٔ خود تهماسب میرزا را همراه یکی از امیران قزلباش، حاکم هرات کرد. تهماسب میرزا در هرات زیر نظر استادان برجسته به فراگیری نقاشی و خطاطی پرداخت. او پس از گذراندن هشت سال در هرات به تبریز بازگشت و در سال ۹۳۰ ه‍.ق به سلطنت رسید. ظاهراً او همراه خود شماری از هنرمندان مکتب هرات از جمله کمال‌الدین بهزاد را به تبریز آورد. شاه اسماعیل در سال ۹۲۸ ه‍.ق فرمان کلانتری کتابخانه را به نام بهزاد صادر و او را سرپرست کتابخانهٔ سلطنتی کرد.

شاه تهماسب که شیفتهٔ نقاشی و خطاطی بود پس از رسیدن به سلطنت به حمایت از این هنرها پرداخت و هنرمندان زیادی از مکتب هرات و ترکمان را در پروژه‌های شکوهمند کتاب آرایی به کار گرفت و بدین ترتیب آثار مکتب تبریز دورهٔ صفوی پدیدار شد و مکتب تبریز که یکی از مکاتب درخشان هنر نگارگری ایران است شکل نهایی خود را پیدا کرد و آثار شکوهمندی چون شاهنامهٔ شاه تهماسبی و خمسهٔ نظامی شاهی را تولید کرد.

نگارگران و آثار مکتب قزوین

از نگارگران معروف قزوین، استاد محمد قزوینی، صادق بیگ افشار، مولانا میرمصور، مولانا شیخ محمد، کاوس نقاش، عبدالحمید نقاش و رضا طالقانی ملقب به ضیع همایون را می‌توان نام برد. از آثار این مکتب نیز می‌توان به معراج رسول (۹۶۵ ه. ق)، هفت اورنگ جامی و شاهنامه قوام ابن محمد شیرازی اشاره کرد.

ویژگی های مکتب نگارگری قزوین

مکتب نگارگری قزوین جدا از مکتب هرات، مکتب تبریز و دیگر مکاتب دارای ویژگی‌هایی است که آن را از سبک‌های دیگر متمایز می‌کند. در این مکتب، برای نگارگران علاوه بر تصویر حیوانات، پرندگان، گل‌ها و درختان، آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کرد، اندام ظریف جوانان، درویشان و کشاورزان است که در تابلوهای آنان، چهره‌ها غالباً به گونه‌ای سه رخ تصویر شده و چهره‌های تمام رخ ابداً در کار نقاشان سبک قزوین دیده نمی‌شود و هیچ انسانی از پشت سر نیز تصویر نشده است. سوژه‌ها بیشتر از میان افراد عادی برگزیده شده و لباس‌های فاخر در نگارگری‌ها دیده نمی‌شود و جامه زنان و مردان چندان تفاوتی در نگاره‌ها ندارد.

در آثار مکتب قزوین با توجه به آشنا شدن نقاشان ایرانی با نقاشی غربی، تأثیرات نقاشی غربی مشاهده می‌شود. موضوعات طبیعی و حقیقی در آثار این مکتب وجود دارد. از شدت تزئینات و ریزه‌کاری‌ها کاسته شد و تصاویر طبیعت و شاهزادگان بیشتر تصویر شد. تک‌چهره‌ها به شدت رواج یافتند.

 

مکتب بخارا

سعدی و جوان کاشغری، بوستان سعدی اواخر سدۀ ۹ هجری
سعدی و جوان کاشغری، بوستان سعدی اواخر سدۀ ۹ هجری
سعدی و جوان کاشغری، بوستان سعدی اواخر سدۀ ۹ هجری

مکتب بخارا به دوره‌ای از سبک نگارگری ایرانی در حکومت شیبانیان از اواخر سدۀ نهم تا اواخر سدۀ دهم هجری که در شهر بخارا رواج داشت، اطلاق می‌شود. شیبک خان مرکز حکومتی‌اش را از هرات به بخارا منتقل کرد زمانی که قوم ازبک دوباره بر هرات تسلط یافتند، برخی از نگارگران هراتی به بخارا منتقل شدند؛ در نتیجه مکتب بخارا تحت تأثیر نگارگری اولیهٔ بخارا و مکتب هرات شکل گرفت. مهم‌ترین هنرمند مکتب بخارا محمود مذهب است. وی در نقاشی از آثار کمال الدین بهزاد تأثیر پذیرفته بود. تداوم نقاشی‌های بهزاد همراه با خصوصیات نقاشی محلی بخارا, مجموعاً خصوصیات نقاشی بخارا را به‌وجود آوردند. خصوصیاتی از قبیل غنی بودن و خلوص رنگ‌ها که بیشتر به کارگیری جزئیات و استفاده از شکل‌های ساده, پیکره‌های کوتاه‌قد و ساختمان‌ها از روبه‌رو را شامل می‌شد. معمولاً زمینهٔ حاشیه‌های این تصاویر را با تشعیر پر می‌کردند. تحفة الابرار اثر جامی، مخزن الاسرار اثر نظامی (۹۵۲ ه‍.ق) و بوستان سعدی(۹۵۶ ه‍.ق) از مهم‌ترین کارهای محمود مذهب است. در اواخر سدۀ دهم هجری مکتب بخارا کم کم از رونق افتاد و هنرمندان آن به سرزمین‌های مختلف رفتند.

آثار مکتب بخارا

 با مقایسه یک نسخه خطی بوستان سعدی در کتابخانه ملی پاریس به سال ۹۳۳ هجری قمری با یک نسخه بوستان که بهزاد آن را به تصویر کشیده است و در موزه مصر نگهداری می‌شود می‌توان به شباهت‌های ‌دو مکتب هرات و بخارا پی برد. مهمترین نسخه به جا مانده از مکتب بخارا کتاب خاوران‌نامه است، هر چند برخی از محققین عقیده دارند در شیراز مصور شده است، لیکن متعلق به خراسان و شمال خراسان است. در این کتاب غزوات حضرت امیر توسط فرهاد نقش به تصویر کشیده شده و در حال حاضر ۱۱۴ برگ از این کتاب باقی مانده است و در موزه خط و کتابت میرعماد نگهداری می‌شود.

 

مکتب هرات

ساختن قصر خورنق، اثری از استاد کمال‌الدین بهزاد از پیشگامان مکتب هرات,قرن نهم هجری, کتابخانه ملی انگلیس
ساختن قصر خورنق، اثری از استاد کمال‌الدین بهزاد از پیشگامان مکتب هرات,قرن نهم هجری, کتابخانه ملی انگلیس
ساختن قصر خورنق، اثری از استاد کمال‌الدین بهزاد از پیشگامان مکتب هرات,قرن نهم هجری, کتابخانه ملی انگلیس

مکتب هرات یکی از سبک‌های نقاشی ایرانی است که در دوره تیموریان و در زمان زمامداری شاهرخ در هرات پایه‌گذاری شد.گستره‌ی تاریخی این مکتب حدود سالهای 836_880 هجری بوده است. همچنین در زمان شاهرج روابط تجاری و فرهنگی با خاور دور(چین) دوباره بهبود یافت. و شاهرخ دستور نوشتن یک سفرنامه‌ی مصور را به غیاث الدین داد و او را به خاور دور فرستاد. وی موقع برگشت از هنرمندان و آثار چین همراه خود آورد. که باعث تاثیر هنر چین بر نگارگری عصر تیموری شد. که تاثیراتش در معراج نامه مشهود است. این سبک در دوره سلطان حسین بایقرا پیشرفت زیادی می‌کند، اما در سال ۱۵۰۷ میلادی با حملهٔ ازبک‌ها رشدش متوقف می‌شود. مکتب هرات بعدها با کمک نقاشان بسیاری چون آقا رضا جهانگیری که به دربار جهانگیر شاه در هند رفته بودند، تأثیر زیادی بر روی نقاشی هندی گذاشت. مکتب هرات را هم‌چنین یکی از «پیش‌مکتب»های مهم مکتب تبریز و مکتب اصفهان می‌دانند.

آثار مکتب هرات

از مهمترین آثاری که در این مکتب هنری خلق شده‌است می‌توان به شاهنامه بایسنقری اشاره کرد که در سال ۱۴۳۰ (میلادی) به سفارش شاهزاده بایسنقر میرزا (فرزند شاهرخ و نوهٔ تیمور گورکانی) تهیه شده‌است. از دیگر نسخ نگارگری شده در دوره بایسنقر میرزا می‌توان به، کلیله و دمنه، گلستان سعدی، معراج نامه و خمسه نظامی اشاره کرد.

 

مکتب بغداد

نگاره دو دینار از کتاب مقامات حریری - عربی - بغداد - ۱۲۳۷ میلادی
نگاره دو دینار از کتاب مقامات حریری - عربی - بغداد - ۱۲۳۷ میلادی
نگاره دو دینار از کتاب مقامات حریری - عربی - بغداد - ۱۲۳۷ میلادی

کتب بغداد یا مکتب عباسی یا مکتب بین المللی (جهانی) با روی کار آمدن عباسیان در بازه‌ی زمانی(۶۵۶–۱۳۳ه. ق) و با پایتخت قرار دادن بغداد ایجاد شد.بغداد که در میان دو تمدن بزرگ واقع شده بود(ایران در شرق و امپراتوری بیزانس در غرب) در ابتدا از یک سو تحت تأثیر هنر بیزانس و ساساني و سپس از سویی دیگر دارای خلاقیت خود مسلمانان است و چون نقاشان عرب، ايرانی و سريانی در شكل گيری اين مكتب سهم داشتند آن را مكتب بين المللی عباسی نیز می گويند.

ویژگی‌های مکتب بغداد

نگاره‌های این مکتب ساده و زیباست. البسه از پرداخت قابل توجهی به خصوص در چین و شکن جامه‌ها برخوردار است و همچنین استفاده از نقوش اناری، بال‌های فرشته گون و شیوه‌های بازنمایی حیوانات وام گرفته شده از هنر ساسانی است و در بیشینه این نگاره‌ها شاخه و برگی به نشانه طبیعت به چشم می‌خورد. از خصوصیات دیگر این نگاره‌ها می‌توان به پس‌زمینه‌های ساده و اصطلاحا تربتی رنگ که یا بدون رنگ رها شده یا به‌طور اجمالی رنگ آمیزی شده‌اند گویی که نگاره‌ها در فضا رهایند، رنگ‌ها در نگاره اصلی اندک هستند ولی با هماهنگی‌ای چشم‌نواز به کار رفته‌اند.

آثار مکتب بغداد

از آثار این مکتب نگارگری می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

الادویه المفرده (در زمینه مواد طبی)
معرفه الحیل الهندسیه (۷۱۵ ه.ق)
فی معرفه الخیال الهندسیه (هندسه و ریاضیات)
خواص عقاقیر
کلیله و دمنه (مصور شده به سال ۱۲۰۰م/ترجمه نصرالله منشی از سانسکریت به عربی و عبدالله مقفع روزبه ترجمه به فارسی)
مقامات حریری (مصور شده به سال ۱۲۳۷م/نوشته یحیی بن واسطی همدانی)
البیطره (مصور شده به سال ۶۰۵ ه.ق/در زمینه دامپزشکی)
داروشناسی و خواص گیاهان دارویی دسیقوریدوس (خواص الادویه) (۶۲۷ ه.ق)
عجایب المخلوقات قزوینی

 

مکتب جلایری

برگ از کتاب دیوان خواجوی کرمانی، اثر جنید نگارگر
برگ از کتاب دیوان خواجوی کرمانی، اثر جنید نگارگر
برگ از کتاب دیوان خواجوی کرمانی، اثر جنید نگارگر

مکتب جلایری یا مکتب تبریز-بغداد، مکتب نگارگری ایرانی سده هشتم است که پس از فروپاشی حکومت ایلخانان مغول توسط تیمور در ایران شکل گرفت. این مکتب تأثیرات بسیار زیادی از مکتب‌های بغداد، شیراز و تبریز دریافت کرد و مجموعه‌ای از ویژگی‌های این مکتب‌ها را در مکتب جلایری می‌بینیم.

معروف‌ترین نگارگر این دوره جنید بغدادی (سلطانی) و معروف‌ترین خطاط این دوره میرعلی تبریزی است. اثر بسیار مهم این دو نفر دیوان خواجوی کرمانی (۷۹۹ ه.ق) است. در این دوره نقاشی ایرانی از نفوذ هنری چینی رهایی یافت و رنگ‌ها درخشان‌تر شد. منظره‌ها و باغ‌های بسیاری وارد آثار نگارگری شد.

 

مکتب سلجوقی

برگی از نگاره ورقه و گلشاه اثر عیوقی٬ سده ۶ هجری
برگی از نگاره ورقه و گلشاه اثر عیوقی٬ سده ۶ هجری
برگی از نگاره ورقه و گلشاه اثر عیوقی٬ سده ۶ هجری

مکتب سلجوقی به دوره‌ای از جریان هنر تصویری ایران که سلجوقیان بر ایران قدرت داشتند اطلاق می‌شود. از قرن چهارم هجری و در دوران سلجوقیان سبکی در نگارگری ایرانی ظهور می‌یابد که به این سبک شهرت می‌یابد. این سبک اولین مکتب در زمینه نگارگری ایرانی است. در این دوره دوباره تصویرسازی کتاب ارژنگ مانی رونق می‌یابد و سفالگری و نقاشی روی سفال به اوج می‌رسد. سلجوقیان طایفه‌ای از ترکمانان بودند که در دوران شکوه و عظمت شاهان سامانی و در قرن دوم و سوم هجری قمری در دشت‌های خوارزم، حاشیه دریای خزر و در آن سوی رود جیحون در ماوراءالنهر زندگی می‌کردند. آنان بعدها در قرن پنجم (ه.ق) بر نیشابور و کل خراسان اعمال قدرت و نفوذ نمودند و رفته رفته متصرفات خود را تا بغداد گسترش دادند و بدین ترتیب سلجوقیان توانستند در طول دوران حکومت خود بر ایران، عراق، آسیای صغیر و شام حکومت نمایند. پیشینه هنر تصویری سلجوقی به قبل از اسلام و به طور خاص به هنر ساسانیان و آسیای میانه بر می‌گردد. نحوه نمایش پیکره‌ها در تصاویر٬ نوع رنگ گذاری و نقوش همه یادآور حجاریهای ساسانیان و نقاشیهای کتاب مانوی در آسیای میانه است.

ویژگی‌های مکتب سلجوقی

در این دوران هنرمندان از جمله نقاشان و خوشنویسان آسوده بودند ودر رفاه کامل زندگی می کردند. شاهان سلجوقی برای علما و هنرمندان ارزش واحترام بسیاری قائل بوده و غالبا آنها را تحت حمایت خود داشتند. مکتب سلجوقی دارای خصایلی شبیه مکتب بغداد است یعنی سادگی. استفاده از پیکره‌های انسانی و گل و گیاه در این مکتب رواج دارد. اما تفاوت‌هایی هم وجود دارد؛ اولین تفاوت این است که در نگارگری این مکتب پس‌زمینه را رنگ می‌کردند و معمولاً رنگ‌ها هم سرخ بودند. تفاوت دوم این است که در این مکتب معمولاً لباس پیکره‌ها چین‌وچروک ندارد و تفاوت سوم استفادهٔ زیاد از نقوش اسلیمی است. از کتاب‌های این مکتب می‌توانیم به ورقه و گلشاه، الاغانی ابوالفرج اصفهانی، مفید الخاص زکریای رازی، التریاق، اندرزنامه، شاهنامهٔ کاما، طب جالینوس و سمک عیار اشاره کرد.

از منظر دیداری (بصری) در این مکتب همچنان ترکیب‌بندی‌های ساده همچون مکتب عباسی حفظ شده ولی تأثیراتی که از نقاشی عهد ساسانی (و پیش از اسلام) و سلایق شرق دور (چین) بر این مکتب حاکم شده وجه عمدهٔ تمایز آن با مکتب عباسی است. در بسیاری از پیکره‌ها هاله‌ای دور سر وجود دارد که به‌دلیل جدا کردن پیکره از پس‌زمینهٔ استفاده شده، سرها بزرگ‌تر از بدن هستند و بر بازوها عموماً بازوبندی به چشم می‌خورد. از هنرمندان شاخص این دوره می‌توان مؤمن محمد خویی که احتمالا کتاب ورقه و گلشاه را تصویرسازی کرده نام برد.

آثار مکتب سلجوقی

ورقه و گلشاه (عیوقی -این کتاب شامل 71 صفحه نگاره افقی است و تنها کتابی است که مشخصا مربوط به مکتب سلجوقی است - قرن پنجم)
سمک عیار(خدادا کاتب الارجانی- به وضع عیاران و خصایل آنها میپردازد.)
الاغانی (در زمینهٔ موسیقی و تألیف ابوالفرج اصفهانی که با ۱۰۰ ترانه برای هارون الرشید آغاز می‌شود)
مفید الخاص فی علم الخواص (زکریای رازی)
خواص الاشجار (زکریای رازی)
شاهنامه توپقاپوسرای (اشاره به نام موزه‌ای در ترکیه)
شاهنامه کاما (شروع با تصاویر سلطان محمود و اتمام با تصاویر اسکندر و دارا، محفوظ در موسسه شرق‌شناسی کاما در بمبئی)
طب جالینوس
شاهنامه فردوسی(شاهنامه گاما) یکی از معروف ترین و قدیمی ترین نسخه های شاهنامه که در این دوران مصور گردیده،به شاهنامه گامامعروف می باشد.
رساله صور الکواکب از عمر الصوفی
اندرزنامه
کلیله و دمنه

 

مکتب زندیه

تابلوی دوره زندیه در گالری انگلستان
تابلوی دوره زندیه در گالری انگلستان
تابلوی دوره زندیه در گالری انگلستان

با ورود نمونه‌های ‌نقاشی اروپایی به ایران نقاشی آیینه‌ای رواج یافت. موضوع تصویری این شیوه از نقاشی عموما دختری با گونه‌های ‌گوشتالو در حالی که یک نوزاد را روی زانو نشانده است و مرد پیری آنها را همراهی می‌کند، می‌باشد و این تفسیر ساده‌ای ‌از یک خانواده مقدس (معمولی) می‌باشد.

شیوه نقاشی عینی و واقع‌گرای غربی، آرام آرام جایگزین نقاشی ایران می‌شود. در فاصله میان قرن‌های ‌دوازدهم و سیزدهم هجری یکصد سالی می‌گذرد تا هنرمندان ایرانی دوباره موفق شدند از دو عنصر ناهمگن یعنی نقاشی رنگ روغن اروپایی و شیوه سنتی صورتی تازه بیافرینند که به نقاشی مکتب زند و قاجار معروف است و از شاخصه‌های ‌این مکتب تزئینات گل و مرغ است که بر روی دیوار، جلد کتاب، قاب آینه و به بهترین و شادترین وجه ارائه شده است.

در این شیوه جایگزین شده‌ی روش‌های چهره سازی و طبیعت پردازی استادان متقدم قرن دهم و یازدهم هجری تغییر پیدا می‌کند و از یاد می‌رود و ابزار تازه و ناشناخته‌ای ‌چون رنگ روغن و بوم به کار گرفته می‌شود و نقاش به جای صفحات کتاب زمینه کار خود را بر روی بوم یا قاب آینه، جعبه آرایش، قلمدان و یا دیوار جستجو می‌کند. استادان مهم عصر زندیه و قاجاریه نظیر آقا صادق، على اشرف، آقا نجف، میرزا بابا و محمد علي و عبداله میراث پراکنده و نامنظم ماقبل خود را در نهایت سعی دوباره تنظیم کردند و شکل دادند و با تحولی مختصر سبکی را بوجود آوردند که در کارگاه هنری گلستان با حمایت و تشویق فتحعلی شاه قاجار بنیاد شده بود و سبک نقاشی نیمه اول قرن سیزدهم را به حد کمال رساندند. نقاشی‌های ‌رنگ روغن و بزرگ پارچه را با موضوعات بزم و رزم، جلوس و تک چهره‌های ‌شاهان، شاهزادگان، امرا، زنان و رقاصه‌ها، موضوعات حماسی، مذهبی را سفارش گرفتند و به انجام رساندند.

نگارگران مکتب زندیه

از هنرمندان بزرگ قرن سیزدهم، ابوالحسن غفاری، صنیع الملک را می‌توان نام برد که با سفر به ایتالیا، تاثیر و نفوذ بیشتری را از نقاشی واقع‌گرا و عینی اروپایی گرفت و نسل جدیدی را پرورش داد و شاگردان او نظیر مصور الملک، آقا میرزا موسی، کمال الملک و ابو تراب غفاری و ملک الشعرا سنت نقاشی دوره ناصری را به نقاشی تمام عیار تبدیل کردند.

 

مکتب قاجار

Image for post
Image for post

مکتب نقاشی قاجار به آثار نقاشی اطلاق می‌شود که در دوره زند شروع شد و تا دورهٔ قاجار و کمی پس از آن امتداد یافت. این شیوه به عنوان سبکی منسجم و مکتبی متشکل در نقاشی ایران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است که همه ویژگی‌های موضوعی و کاربردی یک مکتب نقاشی را دارد. این شیوه بیشتر از تلفیق ویژگی‌های هنر نقاشی سنتی ایرانی با عناصر و شیوه‌های از نقاشی اروپایی شکل گرفت. هرچند آثاری نزدیک به این شیوه از دوره صفوی در ایران تاحدی مرسوم بود و «فرنگی سازی» نامیده می‌شد، اما ابتدا در دوره زند و در ادامه آن در دوره قاجار شکل مشخص خود را یافت. پرورش هنر نقاشی بیشتر وابسته به دربار بود و شاهان و شاهزادگان مهم‌ترین سفارش دهندگان آثار هنری و تنها حامیان هنر بوده‌اند. در روزگار فتحعلی شاه سبک «دیوار نگاری» شروع شد. دیوار نگاره‌هایی زیبا از آقا محمدخان و فتحعلی شاه در کرج، در خرابه‌های «کوشکی» در نزدیکی مدرسه جدید کشاورزی به خوبی یادآور نقاشی دوره قاجار است.

نقاشی دوره قاجار که از اول قرن نوزدهم میلادی شروع می‌شود و تا اوائل قرن بیستم ادامه می‌یابد را می‌توان به دو دوره کلی تقسیم کرد: از آغاز تا اواخر سلطنت ناصرالدین شاه که نقاشان در این دوره مواردی از نقاشی خارجی را که به مذاقشان خوش می‌آمد، انتخاب و آن را در سنت خود ادغام کردند که تلفیق شیوه‌های نو و کهنه منجر به شیوه نقاشی متمایزی شد که کاملاً ایرانی بود؛ و دوره دوم مقارن با سلطنت ناصرالدین شاه و پس از او که در این دوره روز به روز محدودیت هنر درباری آشکارتر و محسوس تر می‌شد و نقاشی رسمی و کلاسیک نیازهای فرهنگی و هنری زمان را برآورده نمی‌کرد.

نگارگری قاجاری در این دوره نقاشی روی بوم رواج یافت. نقاشی‌ها بسیار متأثر از نقاشی غربی بودند. پرتره کشیدن خاصه بسیار مورد توجه قرار گرفت. تنها از فتحعلی‌شاه تعداد بیست پرتره باقی مانده‌است. یک شیوهٔ دیگر نقاشی هم برای تزیین قلمدان، قاب آینه، جعبه آرایش و دیگر اشیای تزئینی به کار رفت که نقاشی زیرلاکی نامیده شد. در این شیوه نقاشی را با لایه‌ای از ورنی می‌پوشانند. نوع دیگر نقاشی این دوران گل و مرغ‌سازی است که در اواخر صفویه آغاز شد و در دورهٔ قاجار رواج یافت.

نگارگران مکتب قاجار

از هنرمندان این مکتب هنری می‌توان به نگارگرانی چون میرزابابا اصفهانی، مهرعلی، عبدالله خان، علی اشرف، آقا زمان، آقا صادق، سید میرزا، آقا نجف اصفهانی، محمد جعفر، محمدکاظم، آقا احمد، آقا لطفعلی شیرازی، محمد اسماعیل اصفهانی، محمد شیرین نگار، محمود خان ملک الشعرا، اسماعیل جلایر، ابوالحسن غفاری (صنیع الملک)، عبدالحسین صنیع همایون، ابوتراب غفاری، حسین بهزاد، علی‌اکبر خان مزین‌الدوله، مهدی مصورالملک و کمال الملک اشاره نمود.