امر به معروف و نهی از منکر یا شنا کردن در خلاف جهت رودخانه؟

Image for post
Image for post

پیش‌حرف: این نوشته بر اساس مطالعه چند تا مطلب، فکر کردن در مورد یک موضوع و همینطور حرف‌های چند نفر است. بنابراین یک تحقیق نبوده و ممکن است اشکالات زیادی به آن وارد باشد.
این پست دو مقدمه دارد! مقدمه اول را حتما بخوانید! مقدمه دوم برگرفته از مطلب یکی از دوستان و کتاب پیام های آسمانی نهم است. درواقع درک دوستی از یک داستان است که من هردو را با هم آورده ام.

مقدمه اول

تسلی بخشی‌های فلسفه
تسلی بخشی‌های فلسفه
تسلی بخشی‌های فلسفه

در کتاب تسلی بخشی‌هایی از فلسفه، در داستان بخش اول سقراط از فرماندهی می‌‌خواهد که شجاعت را تعریف کند و آن فرمانده می‌گوید: «سقراط این‌که که کار دشواری نیست. کسی در میدان نبرد شجاعانه مبارزه می‌کند و از نبرد نمی‌گریزد فرد شجاعی است.»

سقراط با به یادآوری نبرد پلاته که در آن سربازان یونان عقب نشینی می‌کنند و بعد دوباره به ایرانیان حمله می کنند و پیروزی آن، به آن فرمانده می‌گوید:« حتما شنیده‌ای که در نبرد پلاته، یونانیان وقتی که لشکر ایران را دیدند فرار کردند؛ اما پس از اینکه صفوف ایرانیان از حالت جنگی خارجی شد با سواره نظام حمله کرده و پیروز شدند!

فرمانده پس از اینکه فکر می‌کند، مجبور به تغییر نظرش درمورد شجاعت می‌شود و به سقراط می‌گوید که شجاعت نوعی پایداری است؛ اما این پایداری نیازمند دانش و دانستن خوب و بد است و لازم است که این پایداری همراه با دانش باشد. در واقع او با مثال نقضی که برای نظرش پیدا شده بود،مجبور به اصلاح نظرش شد.

پیشنهاد می‌کنم این کتاب را مطالعه کنید. برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید:

دانلود کتاب تسلی بخشی‌هایی از فلسفه | آلن دوباتن

مقدمه دوم:

قایق چوبی‌ای را فرض کنید. پنج یا شش نفر در آن نشسته‌اند و در حال سفر برای رسیدن به مقصد مورد نظرشان است. در وسط دریای بی‌کران!

حالا فرض کنید کسی می‌خواهد با جسم تیزی درست همان‌جایی را که خودش نشسته است سوراخ کند و بگوید:« اینجا جای من است. دلم میخواهد سوراخش کنیم» آیا به نظرتان افراد دیگر اجازه‌ی این کار را به او می‌دهند؟ اگر بدهند گه اتفاقی می‌افتد؟ جز این است که قایق و تمام سرنشینانش غرق می شوند؟

سرنوشت ما انسان‌ها در جامعه هم مانند سرنشینان آن قایق به هم گره خورده. بنابراین اگر کسی خواست رفتار ناپسندی داشته باشد باید به او تذکر بدهیم. برای مثال شاید بی‌حجاب بودن یک نفر به خودش آسیب نزند؛ اما به عادات دینی مردم آسیب میزند و باید با آن شخص برخورد کنیم و او را به راه راست هدایت کنیم. در واقع ما باید امر به معروف و نهی از منکر کنیم.

اما...

آنچه در مقدمه‌ی اول خواندید، خلاصه حرف کتاب دینی دبستان و راهنمایی من تا به امروز درمورد زنان بوده است. حالا اینکه آیا واقعا نویسندگان این کتاب‌ها واقعا هدف‌شان پرورش نسلی پیرو دین بوده و قصد دیگری نداشتند را کاری ندارم؛ اما آیا واقعا این‌ها تاثیرگذارند؟ اگر واقعا می‌خواهید تاثیرگذاری‌اش را ببینید پیشنهاد می‌کنم عصرها سری به خیابان‌های شهرتان را بزنید.

ولی حرف دیگری اینجا هست. آیا واقعا امر و به معروف و نهی از منکر، باعث می‌شود شخص به قول کتاب و معلم‌دینی بی‌حجابی، محجبه شود؟ برای پاسخ به این سوال بهتر است ابتدا این سوال را به صورت زیر که حالت نتیجه دارد مطرح کنیم تا بهتر می‌توانیم درموردش حرف بزنیم:

«امر به معروف و نهی از منکر می‌تواند شخص بی‌حجابی را مجاب کند که حجاب داشته باشد.»

اگربه سبک سقراط بخواهیم مثال نقضی برای این نتیجه بیاوریم، شاید ده‌ها مورد مختلف را که یا خودمان شاهدش بودیم و یا فیلم‌ها و خاطرات مرتبطش را دیده و خواندیم در ذهن‌مان مرور شود. اما از آنجا که در هنگام نوشتن این مطلب، نظر سنجی مشابه‌ای رو در بلاگفا دیدم و پاسخ‌هایی رو هم داشت، دو عکس زیر رو هم به عنوان مثال نقض ببینید:

پرسش
پرسش
پرسش
پاسخ
پاسخ
پاسخ

این تنها دو مورد از به اصطلاح «امر به معروف و نهی از منکر» هایی است که هر روز در جامعه ما توسط بعضی از اعضای خانواده، افراد غریبه یا دوستان اتفاق می‌افتد و واکنش افراد به این واقعه قابل تامل است. اگر واقعا این‌کار خوب است، چرا واکنش‌ها به این شکل هستند؟ چرا به این شکل تند و نامناسب پاسخ داده می‌شود؟

برای یافتن پاسخ این سوالات، می‌توان عواملی را را عنوان کرد. از تنفر نسل جدید نسبت به عقاید دینی گرفته تا آزاردهنده بودن و تند بودن این نهی از منکرها! اما هرچه که هست، می‌دانیم این روش پاسخگو نیست؛ چون از یک سو مردمی را داریم که مخالفتی دارند که ناشی از تغییرات فرهنگی دویست ساله‌ی اخیر ایران است و از سوی دیگر، کسانی را داریم که می‌خواهند دربرابر این مردم و تغییرات بایستند؛ اما نه اصل مشکل را می‌دانند و نه حتی راه حل مشکل را. پس با برخوردهای این چنینی، خودشان را راضی می‌کنند که در حد خودشان کاری کرده‌اند.

این تنها یکی از موارد آشنا است. این امر به معروف در زمینه‌های دیگری هم هست. برای مثال، حالا که در ماه رمضان هستیم حتما کسانی را دیده‌ایم که تلاش کننده بقیه را به روزه داری دعوت کنند و این افراد، فارغ از هویت اجتماعی‌شان به عنوان یک معلم، دانش آموز، دانشجو و هر قشر دیگری که هستند، در طی تمام این سال‌هایی که موج مخالفت با این دستورات آغاز شده به این کارشان ادامه داده‌اند؛ اما آیا نتیجه‌ای هم داشته؟

به گمانم بهترین راه برای دیدن نتیجه این‌کارها، سر زدن به نظرسنجی ایسپا در طی چند سال اخیر باشد.  اینفوگرافی زیر نتایج نظر سنجی ایسپا در سال‌ ۱۳۹۹ است:

Image for post
Image for post

اینکه این نظر سنجی‌ها چقدر قابل تعمیم به کل جامعه هستند و چقدر قابل اطمینان هستند را باید از کارشناسان این علم بپرسیم؛ اما آنچه که قابل توجه هستند، در جامعه‌ای که شاید سی یا چهل سال پیش اکثریت قاطع مردم این دستور دینی را رعایت می‌کردند امروز شاهد رعایت ۴۰ تا ۵۰ درصدی در کل کشور هستیم که در تهران و شهرهای بزرگتر این آمار کمتر هم هست.(نظر سنجی‌های دیگر آمار روزه داری در تهران را بین ۲۰ تا ۳۰ درصد عنوان کرده‌اند!)

اما سوالی که پیش می‌آید این است که چرا با وجود این همه تلاش برای «امر به معروف و نهی از منکر» نتایج مدنظر طرفداران این امر حاصل نمی‌شود؟ به گمان من، این است که اغلب این به اصطلاح امر به معروف‌ها، دخالت و مخالفت با مواردی هستند که عرف جامعه آن را پذیرفته. یعنی چه؟ یعنی اگر اغلب زنان چندان خود را ملزم به داشتن حجاب نمی‌دانند، عرف و دیدگاه جامعه است که آن را پذیرفته. یعنی اگر از هر ۱۰ نفر ۵ یا ۶ نفر روزه نمی‌گیرند، عرف جامعه است که تغییر کرده.

بنابراین وقتی ما برای مواردی شخصی مثل«روزه گرفتن» یا پوشیدن « لباس‌های متعارف در جامعه که ما از آن بدمان می‌آید» دخالت می‌کنیم و آن را نوعی امر به معروف می‌دانیم، دیگر همانند کسانی که در کشتی سرنوشت‌شان به هم گره خورده نیستیم. در واقع دیگر یک جامعه نیستیم و جامعه‌ی واحدمان را به چند جامعه‌ی مخالف همدیگر تقسیم کرده‌ایم و مثال کشتی دیگر برای این جامعه صدق نمی‌کند.

در واقع ما می‌توانیم در زمان بیماری‌ای مثل کرونا به افراد دیگر تذکر بدهیم که نکات بهداشتی را رعایت کنند، چون عدم رعایت آنها جامعه را به خطر می‌اندازد؛ اما نمی‌توانیم به دیگران بابت مواردی مثل لباس‌ به دیگران تذکری بدهیم. مخصوصا اگر آن شکل از پوشش در جامعه رواج داشته باشد و عرف جامعه باشد. چون پذیرش عرف جامعه بخشی از روند «اجتماعی شدن» یا «جامعه پذیری» ما است و بر اساس قوانین نانوشته‌ی خلقت‌مان نمی‌توانیم دربرابر این «جامعه پذیری» بایستیم. در واقع وقتی می‌خواهیم در برابر این حجم از تغییرات فرهنگی بایستیم، شبیه تصویر زیر هستیم:

تنها راه پیش روی ما، تلاش برای اصلاح و به نتیجه رسیدن تغییرات فرهنگی چند سال اخیر و تبدیل فرهنگ‌مان، به یک فرهنگ مترقی است.
تنها راه پیش روی ما، تلاش برای اصلاح و به نتیجه رسیدن تغییرات فرهنگی چند سال اخیر و تبدیل فرهنگ‌مان، به یک فرهنگ مترقی است.
تنها راه پیش روی ما، تلاش برای اصلاح و به نتیجه رسیدن تغییرات فرهنگی چند سال اخیر و تبدیل فرهنگ‌مان، به یک فرهنگ مترقی است.

وقتی در زمان قاجار مردم تصمیم گرفتند نظام حکومتی‌شون را تغییر بدن و به مشروطه تبدیلش کنند، محمد شاه با حمایت روسیه به ایران حمله کرد. تبریز را محاصره کرد، مجلس را به توپ بست، منحلش کرد. مردم با وجود اینکه می‌دانستند برای رسیدن به خواسته شان باید چه بهایی را بپردازند، باز هم به مقاومت ادامه دادند و در نهایت مجلس دوباره ساخته شد، محمدشاه برکنار شد، تبریز پیروز شد و نظام حکومتی ایران به پادشاهی مشروطه تبدیل شد.

محمد شاه می‌دانست مردم چه می‌خواهند؛ در جهت مخالف آنها ایستاد و برکنار شد. این یک نمونه‌ی قابل تعمیم برای تمام مواردی است که در جامعه وجود دارد. وقتی غالب مردم خواهان چیزی باشند، حتی اگر قانونی برای مخالفت با آن گذاشته شود، باز هم این در نهایت مردم هستند که به خواسته‌شان می‌رسند.

نتیجه گیری

  • امر به معروف و نهی از منکر، تنها زمانی محترم است که با خواست شخص دریافت کننده پیام باشد. وقتی کسی مخالفت می‌کند نیازی به توهین، دعوا و اصرار نیست!
  • رفتارهای شخصی افراد که مبتنی بر عرف جامعه هم است، به هیچ بنی بشری ارتباط ندارد!
  • اگر شما می‌بینید که تعداد زیادی مخالف عقایدتان هستند، اجباری برای شما نیست که آن عقاید را کنار بگذارید؛ اما اگر بخواهید آنها را به دیگران تحمیل کنید، جامعه با ابزارهای گوناگونی که به طور طبیعی در اختیارش دارد در مقابل‌تان می‌ایستد!

پی‌نوشت:

این مطلب در اسفند ماه ۱۴۰۰ در ویرگول منتشر شد و در ویرایشی، روز ۱۸ فروردین ۱۴۰۱ برای بار دوم و به منظور پاسخ به برخی سوالات ویرایش گردید.

این مطلب در طول زمان و با استفاده از نظرات افراد گوناگون و گفتگوهای انجام شده، اصلاح و ویرایش می‌شود.