زندگی نویسنده چه ربطی به کتاب دارد؟

صادق هدایت پدر داستان نویسی نوین ایران
صادق هدایت پدر داستان نویسی نوین ایران
صادق هدایت پدر داستان نویسی نوین ایران

دیروز به دوستم گفتم هوس خواندن سگ ولگرد صادق هدایت را کرده‌ام. سریع جبهه گرفت و گفت:

«نخونیا! خوندی آخرش مثل اون خودکشی میکنی. اصلا ادمی که زده خودشو کشته مگه سلامت روانی داشته که بخواد کتاب خوب هم بنویسه!»

اینکه آنجا چه جوابی داده‌ام بماند؛ اما واقعا زندگی شخصی نویسنده در داستان‌هایشان تاثیر گذار است و میتواند عادت‌های غلط آنها را به خواننده منتقل کند؟ به طور دقیق نمیدانم؛ اما چیزی که مشخص است این است که اگر در زندگی شاعران و نویسندگان مشهورمان بگردیم، در همه‌شان عادت‌های بدی را پیدا میکنیم. از سعدی و حافظ ومولانا بگیر تا صادق هدایت و ... .

البته اینکه کدام یک از آنها چه عاداتی داشته هیچ ربطی به ما ندارد. ما فقط خواننده داستان‌ها  آثارشان هستیم و به سبب همین آثار بزرگی که برایمان به جا گذاشته‌اند، اصلا با خودشان آشنا شده‌ایم. بنابراین به گمانم اگر خواهیم اینطور حساب کنیم، باید تا الان تمام خوانندگان صادق هدایت خودکشی کرده باشند!

نویسنده‌ها بر اساس عقاید و تجربه‌های خود، داستان‌هایی می‌نویسند و تحویل ما میدهند. توی داستان‌هایشان که نگاه کنیم همه جور آدمی پیدا میشود. از دائم الخمر همیشه مست گرفته تا آدم تحصیل کرده و عاقل! در واقع اینکه یک شخص زندگی‌اش را با خودکشی به اتمام رسانده دلیلی بر رواج این کار از طریق خوانده شدن داستان‌هایش نیست.

بنابراین اگر شما هم فکر میکنید که با خواندن داستان صادق هدایت یا همینگوی فکر خودکشی به سرتان خواهد زد، بهتر است سری به سایت‌های نقد و معرفی کتاب بزنید تا ببینید چقدر آدم آن کتاب‌ها را خوانده‌اند و هنوز زنده و سرحال هستند!