یائسگی برای همه زنان | پس چرا سکوت؟

در دوره حاضر یائسگی مانند این است که شما در یک سفر با قایق رانی بدون کتاب راهنما و فقط یک ایده مبهم که در آن قرار دارید سفر کنید. اگرچه انتظار این است که وحشتناک باشد. در مورد چگونگی رسیدن به آنجا یا نحوه مدیریت هر یک از موانع هیچ توصیه‌ای وجود ندارد.

Image for post
Image for post

فرهنگ سکوت در مورد یائسگی در جامعه مردسالار ما زنان را بی اطلاع می‌گذارد. آنچه راجع به یائسگی بحث می‌شود اغلب از دریچه نارسایی تخمدان مشاهده می‌شود. این ادعا که یائسگی بیماری است که در زنان به واسطه ضعف آنها و تخمدان‌ها  وجود دارد همچنان در میان جامعه پابرجاست.

تنها دلیل این ادعا این است که مردان یائسگی را تجربه نمی‌کنند. اما مقایسه زن و مرد از این طریق همان مقایسه کبد با قلب است. کبد ضعیف یا بیمار نیست زیرا مانند قلب نمی‌تپد و زنان نیز بیماری ندارند زیرا تخمدان‌ها تولید استروژن را متوقف می‌کنند. در نتیجه، بسیاری از زنان از علائمی رنج می‌برند و یا غربالگری‌ها یا روش‌های درمانی مهمی دریافت نمی‌کنند و با گفتگوهایی مانند "این فقط بخشی از زن بودن است" یا "این چندان بد نیست" از این مسئله مهم عبور می‌کنند.

زنان علائم و نگرانی‌های سلامتی خود را در رابطه با یائسگی رد می‌کنند و آنها را ساختگی، بی اهمیت یا فقط "بخشی از زن بودن" می دانند.

اکثر زنان، یک سوم یا حتی نیمی از آنها در حال حاضر زندگی خود را پس از یائسگی می گذرانند و اگر دوره یائسگی را نیز در نظر بگیرید، قطعاً این یک نیمه است. در حال حاضر 64 میلیون زن در ایالات متحده در سن 50 سال یا بیشتر وجود دارد و این تعداد در سراسر جهان بیش از یک میلیارد نفر است. از آنجا که جمعیت به دلیل پایین بودن میزان زاد و ولد در حال پیر شدن است و درصد زنان در دوره یائسگی افزایش می یابد.

علی رغم ماهیت جهانی یائسگی، بسیاری از زنان در مورد علائم، تغییرات جسمی، نگرانی‌های پزشکی یا گزینه‌های درمانی آنها به خوبی آگاهی ندارند. این خلا اطلاعاتی توسط ترکیبی سمی از ارائه دهندگان پزشکی که قادر به تأمین نیازهای آموزشی بیماران خود نیستند (پزشکی دارای برخی از مشکلات جدی ارتباطی است) و زن ستیزی پزشکی، به معنای سابقه طولانی پزشکی در بی توجهی به زنان است. در نتیجه، زنان علائم و نگرانی‌های مربوط به سلامتی خود را در رابطه با یائسگی رد می‌کنند، زیرا آنها را ساختگی، بی اهمیت یا فقط "بخشی از زن بودن" می دانند یعنی چیزی برای تحمل.

Image for post
Image for post

اما شرم اجتماعی فراتر از دفتر ارائه دهنده خدمات بهداشتی است. این بی احترامی عمومی برای زنان با افزایش سن وجود دارد. شاید بی‌احترامی کلمه درستی نباشد زیرا نگرانی زنان با افزایش سن اغلب چنان بی‌اهمیت است که حتی حداقل ارزش آن تلاش را ندارند. آنها به سادگی نادیده گرفته می شوند.

از نظر پزشکی، یائسگی معکوس بلوغ است، انتقال از یک مرحله بیولوژیکی عملکرد تخمدان به مرحله دیگر. اما نوع نگاه ما به این دو رویداد نمی‌تواند متفاوت باشد. بنابراین بیایید دیدگاه خود را درست تنظیم کنیم. یائسگی حداقل شایسته توجه همان بلوغ است. من حتی بیشتر بحث می کنم و یائسگی بیماری بیش از مرد بودن یک بیماری نیست.

در دوران نوجوانی، کتابهایی را می‌خواندم که شخصیت آنها پریود بود. در گروه دوستانم چند مادر باحال بودند که مایل بودند با ما درباره عواقب قاعدگی صحبت کنند و من و دوستانم در مورد دوره‌های مختلف با یکدیگر صحبت کردیم و هیجان انگیز بود. من دقیقاً مطمئن نبودم که چرا، اما می دانستم که این نشانگر ارتباط من در جامعه است.

در مقابل، هیچ داستان بزرگسالی برای زنان در یائسگی وجود ندارد و موارد نادری که اشاره به یائسگی می‌شود، در همه جا منفی به نظر می‌رسد. علاوه بر این، سکوت ناخوشایند در مورد یائسگی و شکاف دانش توسط صنایع دارویی و کسانی که مکمل‌ها و محصولات به اصطلاح طبیعی دیگر می فروشند مورد سو استفاده قرار می گیرد.

اما مسائل مربوط به یائسگی فراتر از غفلت پزشکی و این شکاف دانش است. زنان به من می‌گویند که یائسگی مسئله‌ای تنهاست. هیچ داستان و فرهنگی برای یادگیری آنها وجود ندارد. بنابراین هیچ شبکه‌ای وجود ندارد که بتواند از دارو بی بهره باشد.

چیزی که من به طور مداوم از زنان می شنوم این است: "چه کاری انجام دهم؟" و "کجا بروم؟"

این بدان دلیل است که زنان از دانستن بیشتر در مورد یائسگی ناامید هستند، بنابراین آنها می توانند درک کنند که چگونه و چرا بدن آنها تغییر می‌کند و آنها می‌خواهند اطلاعات بگیرند تا بتوانند تصمیماتی بگیرند که برای آنها مفید باشد.

بسیاری از زنان علائم یائسگی خفیف دارند، برخی متوسط ​​و برخی دیگر شدید.

دانش پزشکی مانع از بروز آکنه یا گرگرفتگی یا گرگرفتگی یا دوره های سنگین "ویژه" که همگی از دوره یائسگی هستند، نمی‌شود. اما از آنجا که باید بدانیم دقیقاً چه اتفاقی می افتد و چه موقع باید به دنبال مراقبت باشیم، باعث می شود کل روند روتین باشد. همچنین برای ما بسیار آسان تر است که از گزینه‌های درمانی استفاده کنیم و گزینه‌های ایمن‌تر را انتخاب کنیم.

زمانی که وارد مرحله یائسگی شدم ، با زنان در مورد یائسگی صحبت می‌کردم و به آنها کمک می کردم تا علائم و مشکلات پزشکی خود را کنترل کنند، بنابراین من از طیف وسیعی از تجربیات و همچنین گزینه‌های درمانی آگاهی داشتم.

زنان غالباً فقط داستان‌های وحشتناک مربوط به یائسگی را می شنوند، اما حقیقت این است که تجربه یائسگی یک مهاجرت بزرگ است. بسیاری از خانمها علائم خفیف دارند، برخی متوسط ​​و برخی دیگر شدید. این علائم اغلب موقتی هستند، اما گاهی اوقات طولانی مدت هستند.

یائسگی یک سری حوادث بیولوژیکی را شروع می‌کند که خطر ابتلا به چندین بیماری پزشکی از جمله بیماری‌های قلبی عروقی و پوکی استخوان را در خانم افزایش می‌دهد. اما یائسگی تنها نقاشی روی بوم زنان نیست. سن، سایر شرایط پزشکی، رژیم غذایی، ورزش و رویدادهای ناگوار کودکی نیز به پرتره او رنگ می بخشد. بنابراین هنگامی که یک زن می خواهد کاری را که باید انجام دهد در نظر بگیرد، مهم است که عقب برویم و به کل تصویر نگاه کنیم. مدیریت یائسگی آخرین تمرین در پزشکی کل نگر ، یا کل بدن است.

از آنجا که یائسگی در حالی که زن پیر می شود اتفاق می افتد، مهم نیست که همه علائم مربوط به هورمون را از بین ببرید.

یائسگی یک بیماری نیست. این سازگاری تکاملی است که بخشی از بقای گونه است، مانند دوره های قاعدگی یا توانایی سرکوب سیستم ایمنی بدن در دوران بارداری ، بنابراین بدن مانند اندامی که پیوند ضعیف با هم دارد به جنین حمله نمی کند. مانند دیگر پدیده های بیولوژیکی، یائسگی با نکات منفی همراه است. علائم آزار دهنده برای برخی از زنان و افزایش خطر ابتلا به چندین بیماری پزشکی.

 این مهم است که زنان در مورد یائسگی از همه چیزهایی که در حول یائسگی هستند بدانند. بنابراین آنها می توانند آنچه را که برای بدن خود اتفاق می افتد درک کنند و در صورت نشان دادن از آنها مراقبت می کنند.

اصل مطلب من این است که هر زنی دانش لازم را در یائسگی خود داشته باشد. من می خواهم که دوران سکوت و شرم در مورد یائسگی به حقایق و فمینیسم تسلیم شود. باید دیگر از یائسگی به عنوان یک بیماری چشم پوشی کنیم، زیرا این بدان معناست که زن بودن یک بیماری است و من آن فرضیه ساخته شده را رد می کنم. همچنین آنچه مرد سالاری در مورد یائسگی فکر می‌کند بی ربط است. مردان نمی توانند ارزش زنان را در هر سنی تعریف کنند.

به نظر می رسد هیچ عمل فمینیسم بزرگتری از صحبت در مورد بدن یائسگی در یک جامعه مردسالار وجود ندارد.

اگر سالها از یائسگی فاصله دارید، می توانید در مورد راه پیش رو یاد بگیرید و یائسگی را مرحله ای از زندگی بدانید و از مراقبت های پیشگیرانه ای که می توان برای کاهش تأثیر آن بر سلامتی انجام داد ، مطلع شوید. اگر قبلاً در یائسگی تیمی هستید، هنوز می توانید وقت بگذارید تا بفهمید که از نظر زیست شناختی چگونه به اینجا رسیده اید و چه ملاحظات سلامتی هنوز در پیش رو دارید. برای مراقبت های بهداشتی پیشگیرانه هرگز دیر نیست.

و اگر دوران یائسگی خود را پشت سر می گذارید و هرج و مرج هورمونی را تجربه می کنید، بدانید که این مرحله سنگین ترین مرحله برای بسیاری از زنان است. فقط همین تصدیق می تواند کمک کند. اگر رنج می برید، بدانید که توضیحاتی در مورد چگونگی و احساس شما و همچنین روش های درمانی وجود دارد - و موج شکن برای همیشه دوام نخواهد داشت.

برای دانستن اینکه بدن شما چگونه کار می کند، نیازی به یک عمل فمینیسم نیست ، اما چنین است. و به نظر می رسد هیچ عمل فمینیسم بزرگتری از صحبت در مورد بدن یائسگی در یک جامعه مردسالار وجود ندارد.

اقتباس از کتاب جدید مانیفست یائسگی توسط دکتر جن گونتر