قوت گرفتن یکی از روایت های ترور دکتر فخری زاده 

در حالی که هنوز چند و چون ترور دکتر محسن فخری زاده شفاف نیست و اطلاعات اندک از آن منتشر شده است. ادعای یک هفته نامه انگلیسی، یکی از روایت های این ترور را قوت بخشیده است.

مهره اصلی سپند که بود؟

در بین مردم عادی، البته کسی دکتر فخری زاده را نمی شناخت. در حقیقت این چهره که مجری و مسئول بسیاری از برنامه های پژوهشی دفاعی و دیگر موضوعات مرتبط با آن بود؛ حتی بین مسئولان و نهادهای دیگر چندان شناخته شده نبود. بخشی از این ناشناس بودن به واسطه اهمیت موارد امنیتی و برخی دیگر به دلیل عدم تمایل خودش به در انظار عموم بودن بر می گردد. رئیس سازمان پژوهش های نوین دفاعی ( یا با نام دیگرِ سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع، به اختصار، سپند)، که یکی از زیرمجموعه های وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است، مدت مدیدی بود که در صدر لیست سیاه قرار داشت. این شخص در بین عناصر واحدهای مربوط به ایران در دیگر آژانس های اطلاعاتی جهان شناخته شده و به او به چشم حلقه اصلی زنجیره بسیاری از برنامه ریزی های نظامی و غیرنظامی در عرصه پدافند عامل و غیرعامل نگریسته می شد.

روایتی که قوی تر شد

از زمانی که ترور رخ داد، روایات متعددی از چگونگی آن پدید آمد. از این که این ترور از فاصله نزدیک رخ داده تا آن که توسط شلیک از راه دور و با کنترل ماهواره ای بوده است. حقیقت اما تا انتشار کامل و شفاف نتایج تحقیقات نهادهای امنیتی و اطلاعاتی به صورت دقیق، معین نخواهد شد. با این همه، مقاله ای که چندی پیش درباره نحوه انجام ترور در وبگاه انگلیسی جوویش کرونیکل (The Jewish Chronicle) که قدیمی ترین روزنامه ای است که اخبار مرتبط با یهودیان را  از اوایل قرن هجدهم تا به امروز منتشر می کند، یکی  از روایت های ترور را قوت بخشیده است.

شلیک از مسلسل اتوماتیک با کنترل از راه دور

دریابان علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی
دریابان علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی
دریابان علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی

مطابق با این روایت، شلیک به دکتر محسن فخری زاده از یک مسلسل خودکار با تجهیزات الکترونیکی بسیار پیشرفته نشانه روی و تمرکز بر هدف صورت پذیرفته است. در این روایت، این مسلسل خودکار با قرارگیری در مسیر بازگشت دکتر فخری زاده از سفر هفتگی خود به ویلایش در مسیر آبسرد دماوند به تهران، در موقعیت مناسب توسط اپراتور کنترل از راه دور شلیک شده و شمار 13 گلوله به وی برخورد نموده است. سپس، مسلسل و محل استقرار آن توسط انفجار منهدم شده است تا هیچ گونه اثری از هر سرنخ احتمالی به جا نماند.

پیش از این برخی از مسئولان داخلی مانند علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، روایتی مانند بالا را بیان نموده بودند. اما سؤال پیش آمده این است که این روایت تا چه حد به واقعیت نزدیک است و آیا اصلاً امکان ورود چنین تجهیزات پیشرفته نظامی به کشور تحت نظارت شدید امنیتی و حفاظتی وجود داشته یا خیر؟

 شبکه جاسوسان موساد با تابعیت ایرانی و اسرائیلی

بر طبق مقاله جوویش کرونیکل، تعداد قابل توجهی نیروی تعلیم دیده در موساد برای مدت طولانی بر روی ترور دکتر فخری زاده کار می کردند و گستره بزرگی از قاچاقچیان انسان تا نفوذی ها در دستگاه های حکومتی را شامل می شدند. این ادعا با ادعای وزارت اطلاعات مبنی بر درگیری چند مهره مطلع از وضعیت تردد و برنامه روزانه دکتر فخری زاده با این ترور همخوانی دارد؛ هرچند، اطلاعات بیش تری درباره این مورد منتشر نشده است که قطعاً به دلیل این است که تحقیقات برای تکمیل سرنخ های زنجیره عناصر ترور ادامه دارد. در این جا مانند مورد قبل سؤالی که به ذهن می رسد، چگونگی جاسوسی از چنین مهره مهم و حساسی در معادلات راهبردی کشور و نفوذ به سطوح آگاه و نحوه تعیین اهمیت وی توسط دستگاه موساد است.

آیا این روایت مطابق با واقعیت است؟

RWS تولیدی شرکت اسرائیلی رافائل با نام SAMSON
RWS تولیدی شرکت اسرائیلی رافائل با نام SAMSON
RWS تولیدی شرکت اسرائیلی رافائل با نام  SAMSON

درباره مورد اول می توان گفت که با توجه به فناوری های در دسترس اسرائیل و شواهد عینی، توانمندی تولید انواع تجهیزات الکترونیکی پیشرفته و نیز استفاده نظامی از آنان وجود داشته و در درجه اهمیت بالا در بودجه بندی هایشان قرار دارد. از جمله این موارد به تولید انواع ایستگاه های تسلیحاتی کنترل از راه دور (RCWS) قابل استقرار به صورت ایستا یا بر روی خوروهای زرهی نام برد.

فناوری این مسلسل ها کاملاً بومی شده است و تمامی آن ها زیر نظر شرکت های تسلیحاتی اسرائیلی طراحی و تولید می شوند و به این دلیل استفاده از این تسلیحات در این ترور دور از توان آنان نبوده است. 

RWS تولیدی شرکت اسرائیلی البیت سیستمز
RWS تولیدی شرکت اسرائیلی البیت سیستمز
RWS تولیدی شرکت اسرائیلی البیت سیستمز

از طرفی، با توجه به این که مأمور به شلیک بایستی کاملاً در جریان تمامی اطلاعات مأموریت بوده باشد تا بدون خطا هدف خود را ترور کند، استفاده از این سامانه قوت بیش تری می گیرد که به سبب احتمال دستگیری و در نتیجه، لو نرفتن مهره های عملیاتی بیش تر بوده است. از طرف دیگر، با توجه به دقت بسیار زیاد این سامانه احتمال زنده ماندن هدف به شدت پایین می آید و مطابق با واقعیتی است که علارغم شلیک مسلسل از خارج از خودروی دکتر فخری زاده، هیچ یک از گلوله ها به همسر ایشان که در صندلی جلوی خودرو نشسته بود، اصابت نکرده است. 

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در حال سخنرانی درباره جایگاه و اهمیت دکتر محسن فخری زاده در برنامه هسته ای ایران
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در حال سخنرانی درباره جایگاه و اهمیت دکتر محسن فخری زاده در برنامه هسته ای ایران
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در حال سخنرانی درباره جایگاه و اهمیت دکتر محسن فخری زاده در برنامه هسته ای ایران

درباره مورد دوم هم می توان گفت که درگیری های سرویس های اطلاعاتی ایرانی و اسرائیلی بسیار شدید و همیشگی بوده است و کم و بیش در تمامی عملیات های موساد از جاسوسان با تابعیت ایرانی استفاده شده است. هم چنین مانند تمامی موارد مشابه، سکوت رسمی و افشاگری غیررسمی یکی از رویه های معمول اسرائیل و موساد برای بهره وری حداکثر از جو روانی و فشار حداقل در عرصه دیپلماتیک و بین الملل بوده و هست و در این مورد هم چنین بود.

با توجه به این که تعیین مهره برای ترور، در جهت خاصی انجام شده است و آن هم تعویق بسیاری از برنامه های زیر نظر دکتر فخری زاده از جمله تحقیقات هسته ای تا زمان تعیین جانشین وی و سرعت گرفتن دوباره آن هاست؛ می توان نتیجه گرفت که این ترور دولتی و با اقدام یکپارچه بوده است. لذا این مورد هم به عنوان صحه ای بر هزینه سنگین بر این عملیات تروریستی است. نکته دیگر آن است که با توجه به پیشینه حضور طولانی دکتر فخری زاده در لیست سیاه، بدیهی است مدت زمان بسیاری صرف شده تا این ترور انجام شود و به نظر می رسد ادعای مقاله مذکور درباره انتقال سامانه تسلیحاتی به صورت قطعه قطعه و افراد در زمان طولانی و برنامه نفوذ به نهادها و مسئولیت ها معقولانه باشد.

به نظر می رسد این روایت از تمامی روایت ها مستدل تر باشد، اما تا اتمام تحقیقات و شفاف تر شدن زوایای پنهان این ترور، باید منتظر ماند.