جنون آنی 2


+منفرد هستم ؛ علی منفرد
_ خب خوشبختم ولی من منظورم این بود که چه نسبتی با بیمار دارید؟
+آها، رفیقش هستم. البته نسبت فامیلی هم دارم با محسن ؛ اما نزدیک نیست.
_خب خوبه. من برای تکمیل پرونده نیاز دارم چند تا سوال از شما بپرسم و همچنین با چند نفر از نزدیکای محسن ملاقات کنم شما می تونید بهم کمک کنید؟
+برای همین اینجام
_خیلیم عالی... اولین سوالم اینه که محسن چجور شخصیتی داره؟
+خب من با محسن از بچگی رفیقیم... سنمون که کمتر بود ؛ محسن خیلی شوخ طبع ، احساساتی ، پرانرژی و مهربون بود... اما به مرور زمان ساکت تر شد تا جاییکه فقط وقتی ازش سوال میشد حرف میزد...هنوزم احساساتی و مهربون هست ولی دیگه اصلا اون حس شوخ طبعی سابق رو نداره...خیلی تودار شده
ولی با همه ی اینا این اواخر خیلی حالش بهتر شده بود...نمیدونم یهو چش شد ...
_خب رابطه ش با شما چطوره؟ با خانواده؟ اتفاق خاصی باعث شده یهو روحیه ش عوض بشه ؟
+خیلی اهل رفیق بازی نیست ؛ خیلی که چه عرض کنم... در واقع میشه گفت اصلا نیست... و تنها رفیقش منم... با من راحته...راحت تر از هر کس دیگه ای...اما چون من قم زندگی میکنم...یکم بینمون فاصله افتاده بخاطر اینکه زیاد همو نمیبینیم و با خانواده شم میشه گفت رابطه ی چندان خوبی نداره

_بیشتر توضییح بدید راجب خانواده ش

+راستش محسن خیلی خانواده شو دوست داره...مثل من...مثل شما...مثل همه ی بچه ها 

ولی انگار این احساس دو طرفه نیست...اول فکر می کردم محسن مثل بچه ها حسودی می کنه اما بعد که بیشتر به رفتارشون دقت کردم فهمیدم حق با محسنه...برادر اول محسن ، آقا مسعود...رو براش سربازی شو خریدن با پارتی بردنش سرکار...یه همسر خیلی خوب براش انتخاب کردن و الان هم دوتا بچه داره...از لحاظ محبت هم تاج سرشونه...

برادر کوچیکتر محسن...مهرداده ...که اونم براش سربازی شو خریدن و بردنش سرکار...اما خب اون اهل کار نیست...کارشو ول کرد و بیشتر پی خوش گذرونی عه و اهمیتی به ازدواج و شغل و اینا نمیده...اما با اینحال اونم خیلی دوست دارن و مثل چشمهاشون براشون عزیزه...

 اما برسیم به این رفیق ما...محسن هم رفت سربازی هم کارشو خودش پیدا کرد

یعنی از طرف خانواده ساپورت مالی که اصلا نشد ... عاطفی هم نه...

اما با همه ی این ها من فکر نمیکنم دلیل خودکشی محسن این باشه..! چون دیگه بعد 30 سال عادت کرده بود به اوضاع...

اگه دیگه از بنده سوالی ندارید ؛ متاسفانه باید برگردم قم سرکار... مرخصی ساعتی گرفتم

_سوال که دارم ولی میندازیم برای یه فرصت دیگه که شمام تایمتون آزاد باشه

+ممنونم ، با اجازه

_من از شما ممنونم ، به سلامت.

.............................ادامه دارد.....................