"کلانشهر سیاه" راهی برای درک آمریکای شهری

"کلانشهر سیاه" یا "Black Metropolis" چیست؟

در سال 1945 دو جامعه شناس آمریکایی کلردریک و هوراس آر. کایتون، کتاب کلانشهر سیاه را با عنوان "مطالعه زندگی سیاه پوستان در یک شهر شمالی" را منتشر کردند. این کتاب، بر اساس تحقیقات گسترده‌ای که در جامعه سیاهان شیکاگو انجام شده است، یک اثر بنیادی در مورد جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی آمریکایی‌های آفریقایی تبار محسوب می‌شود.

کلانشهر سیاه بر تفکر دانشمندان و فعالان معاصر تأثیر گذاشته است و یک منبع کلیدی برای بررسی تأثیر خط مشی مجدد و سوگیری نژادی در ابزارهای تصمیم گیری، مراقبت‌های پزشکی و تاریخچه تبعیض نژادی در ایالات متحده است.

Image for post
Image for post

مفاهیم کلیدی 

  • کلانشهر سیاه به دو قسمت تقسیم می شود: اول ، تاریخچه جوامع سیاه پوستان شیکاگو و دوم شرح بسیاری از جنبه‌های جامعه شهری ایجاد شده در این منطقه تفکیک شده.
  • این کتاب بر دانشمندان و فعالان تأثیر گذاشته و منبع اصلی برای بررسی تأثیر مداوم تعصب نژادی در جامعه شهری است.

مفهوم "کلانشهر سیاه"

تحقیقات مربوط به Black Metropolis یا کلان شهر سیاه  در ابتدا از طریق برنامه‌ای در اداره پیشرفت کار (WPA) در یک آژانس کلیدی که معروف به مطالعه روابط نژادی و ساختار خانواده آمریکایی-آفریقایی تبار بود، شروع شد. دریک و کیتون برای انتشار کتاب تحقیقات را با یافته‌های کلی از دهه 1940 تا سال 1945 در WPA تکمیل کردند و به جمع آوری مطالب ادامه دادند و نسخه‌های گسترده و به روز را تا دهه 1960 منتشر کردند.

در نسخه‌های مختلف، ساختار Black Metropolis تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده است. قسمت اول این کتاب تاریخچه جوامع سیاه پوستان شیکاگو را ترسیم می‌کند. که در سال 1900 آغاز شد، زمانی که ساکنان سیاه‌پوست این شهر تقریباً 30000 نفر بودند که در حال حاضر در نزدیکی سمت جنوبی شهر پراکنده شده بودند. پس از پایان جنگ جهانی اول در سال 1918 و در نتیجه مهاجرت بزرگ، جمعیت سیاه پوستان این شهر به سرعت افزایش یافت.

طی دو سال، بیش از چهار پنجم جمعیت سیاه پوستان شیکاگو در یک منطقه جدا شده زندگی می‌کردند. در آن زمان بود که کارهای میدانی برای تکمیل Black Metropolis انجام شد.

در نیمه دوم کتاب، دریک و کیتون بسیاری از جنبه‌های جامعه شهری ایجاد شده در این منطقه جدا را توصیف می‌کنند. در طی دوازده فصل، هر یک از آنها به جنبه متفاوتی از جامعه اجتماعی، فرهنگی و بازرگانی شیکاگو سیاه توجه داشتند، نویسندگان فرضیه‌ای را مطرح کردند که (در آن زمان) کاملاً رادیکال بود: کلانشهر سیاه یک ساختار نهادی شبیه به مهاجران اروپایی و سفیدپوستان بومی.

Image for post
Image for post

یک جامعه منسجم و پویا

رادیکالیسم کلانشهر سیاه در تصویر جامعه سیاه پوستان منسجم بود، که در آن بسیاری از مردم از ارزشهای یکسانی برخوردار بودند و حداقل با برخی اقدامات موفقیت آمیز بود. منطقه‌ای که نویسندگان تحقیق کردند معمولاً برنزویل نامیده میشد و از نظر بسیاری به عنوان پایتخت فرهنگی سیاه پوستان به جای هارلم در شهر نیویورک دیده می‌شد.

این کلانشهر سیاه نه تنها تبعیض، خط‌مشی مجدد و جداسازی، بلکه به سخت کوشی و زیرکی ساکنان آن معروف بود. شکوفایی کارگران آمریکایی آفریقایی تبار در طی دهه 1920 عمدتاً نتیجه نیاز مبرم به نیروی کار آنها بود. اما با شروع رکود بزرگ، این وضعیت تغییر کرد و بسیاری از کارگران آفریقایی تبار آمریکایی از مشاغل کارخانه آزاد شدند. از زمان پایان جنگ جهانی اول بیکاری متداول شد و افراد هر کجا که میشد به دنبال کار می‌گشتند. بسیاری از بانک‌ها در محله یهودی نشین South Side شیکاگو نیز تعطیل شدند.

دریک و کایتون تنش‌های قابل توجهی را در کلانشهر سیاه کشف و توصیف کردند. به ویژه بین ساکنان سیاه پوست که خانواده هایشان دهه‌ها در شیکاگو زندگی کرده بودند و کسانی که خانواده‌هایشان در جریان مهاجرت بزرگ به شهر نقل مکان کرده بودند. جامعه، علیرغم اینکه از بیرون نسبتاً همگن به نظر می‌رسید، اما در واقع با طبقه، رنگ و تحصیلات از هم جدا شده بود و نخبگان "Old Settlers" را با مهاجران از مناطق جنوب در آمیخته بود. تنش مداوم نیز بین جامعه و همسایگان آن اعم از سفیدپوستان و سایر اقوام وجود داشت که ناشی از آنچه دریک و کایتون "مبارزه برای فضای زندگی" نامیدند.

تأثیر "Black Metropolis"

تأثیر Black Metropolis بسیار گسترده بوده است. بسیاری از پویایی‌هایی که دریک و کایتون برای اولین بار در شیکاگو شناسایی کردند، عناصر اصلی درک تجربه سیاهان در آمریکای شهری امروز است.

یک عامل پویا سرعت تغییر خواسته‌های مطرح شده در مورد جوامع سیاه پوستان بود. درست همانطور که مشاغل کارخانه‌ای موجود در جامعه در دهه 1920 خیلی سریع از بین رفت، تقاضا برای مهارت‌های فنی با سرعت مشابهی در عصر مدرن ما در حال افزایش است. دیگر این که، در حالی که مفهوم کلانشهر سیاهان تأکید می‌کند که سیاه پوستان شهری اغلب یک فرهنگ مشترک تشکیل دادند، دهدارها در این جوامع باقی ماندند زیرا ورود تازه واردان اغلب باعث ایجاد سیستم های جدید طبقاتی و فرهنگی شد.

این اختلافات برای ساکنان سیاهپوست برنزویل در دهه 1920 آشکار شد، به ویژه در مورد فعالیتهایی که "از نزدیک با وضعیت اقتصادی، تحصیلات و موقعیت اجتماعی مرتبط بودند.به همین ترتیب، "اجتماعی شدن مهاجران" یک اتهام برای دریک و کایتوان به وجود آورد، "رکود اقتصادی" کل شهر را از کلانشهر سیاه آگاه کرد و این نسخه خوبی برای مطبوعات سفید شد. 

این مشاهدات به ویژه اخیراً مورد توجه قرار گرفته است، زیرا بسیاری از صاحبان مشاغل و دانشجویان سیاه پوست به طور نامتناسبی تحت تأثیر همه گیری کرونا قرار گرفته‌اند. به عنوان مثال، تحقیقات نشان می‌دهد که 73٪ از دانشجویان سیاه پوست، محیط یادگیری از راه دور تحمیل شده در طی COVID-19 را برای آنها کمتر از محیط های آموزشی حضوری ارزیابی کرده اند.

مشاغل تحت مالکیت سیاهپوستان نیز از نظر اقتصادی بسیار آسیب دیده‌اند در حالیکه از دولت کمک کمتری نسبت به سفیدپوستان دریافت می‌کنند. به عنوان مثال مشاغل سیاه پوستان در شهر نیویورک تحت سخت گیرترین قوانین دولت قرار گرفتند. علیرغم این، کمتر از 15٪ مشاغل تحت مالکیت سیاه پوستان در این شهر وام دریافت کرده اند، اگرچه تقریبا 63٪ برای آنها تقاضا کرده اند. این یافته‌ها نشان می دهد که تبعیض و شکاف ثروت نژادی همچنان بر شکل گیری و پایداری کلانشهرهای سیاه معاصر حاکم است.

دریک و کیتون پنج نگرانی در مورد کل جامعه سیاه پوستان شیکاگو را شناسایی کردند: زنده ماندن، اوقات خوش گذراندن ، ستایش خدا ، پیشرفت و پیشبرد زندگی.

Image for post
Image for post

انتقاد از 'Black Metropolis'

گرچه این کتاب به طور گسترده‌ای مورد تمجید قرار گرفت، اما دهه‌های پس از انتشار، انتقاداتی نیز به آن وارد شد. به عنوان مثال، جیمز آر. گروسمن ، در سال 1991 استدلال كرد كه "سیاهان شیكاگو تا حدی به دلیل منافع شخصی خود مهاجران را تشویق و كمك می كردند. سیاستمداران، بازرگانان و ناشران روزنامه‌ها تشخیص دادند که تازه واردان، رای دهندگان، مشتریان، خوانندگان جمعیت بالقوه را تشکیل می‌دهند که می‌تواند اعتبار شیکاگو را هم در شهر و هم در آمریکای سیاه گسترش دهد. رابطه بین موفقیت‌های فردی، شکوفایی و قدرت جامعه و پیشرفت نژادی، مهاجران را در مرحله اصلی قرار داده است. 

گروسمن در ادامه به شرح بسیاری از روش‌های موجود جامعه سیاه پوستان شیکاگو در افزایش تقاضا برای مسکن، رفاه و ساختارهای اجتماعی مورد نیاز تازه واردان می پردازد، زیرا سازمان‌های خیریه سفیدپوستان موجود نتوانستند مشتری سیاهپوستان را بپذیرند. این نشان می‌دهد، تا حدودی، جامعه سیاه پوستان شیکاگو از آنچه در کلانشهرهای سیاه به تصویر کشیده شده منسجم‌تر است.

Black Metropolis برای اولین بار، یک محیط فرهنگی منحصر به فرد از سیاه پوستان و راهی به جامعه شناسان و مردم شناسان نشان داد تا بتواند تجربه سیاهان را از سایر نژادها و قومیت‌ها متمایز کند و فرایندی از تحقیقات را آغاز کند که تاکنون ادامه دارد.

 این یک متن کلیدی در درک تجربه معاصر شهرنشینی سیاهان و چالش‌هایی است که امروزه شرکت‌های تحت مالکیت سیاه پوستان با آن روبرو هستند.