مرگ و زندگی و آتش

Image for post
Image for post

 

در صحرای سرخ کابوس‌هایم
هیبت سیاهی می‌بینم به بلندی بلندترین آسمان‌خراش دنیا
داسی روی شانه‌اش گذاشته
قوس داس، هلال ماه را تداعی می‌کند.
داس در هوا می‌چرخد و نگاه او پر از خشم است.
آتش شروع به باریدن می‌کند و
مرگ مرگ مرگ مرگ مرگ مرگ
مردگان می‌سوزند و زندگان می‌میرند و مردگان زنده می‌شوند و سوختگان می‌میرند‌.


*** × ***


قطرات زندگی مثل شبنم از برگ نهالی می‌چکد.
آتش به آسمان برگشته و خورشید طلوع می‌کند.
حیات
زندگی
ولادت
لبخند
زندگی
زندگی‌های بیشتر
‌و آتش حیات بخش
می‌درخشد.
آتش درون پیکره فرسوده عظیمی دمیده می‌شود تا هیبت سپید او دوباره قد بلند کند.
از چشمانش گرمای مهربان آفتاب می‌ریزد.
زندگان زندگی می‌کنند.

 

کلاژ و نوشته‌ای از سیدامیرعلی خطیبی

 

وقتی انرژی با سردرد قاطی می‌شود، با سرحالی تم دارک سولز می‌گیرم و پینک فلوید بعد از my chemical romance پخش می‌شود، نتیجه این متن است.😁