سال جدید،قرن جدید، چشم انداز جدید

من فرزند دو دههٔ آخر این قرن هستم؛قرنی که با تمام عجایبش تا کمتر از ۴ روز دیگر به پایان می‌رسد.
همیشه این احساس غریب که من انسان دوران گذارم مرا به فکر مشغول کرده است.
یکی از بزرگترین این گذار ها که دوران زیستن مرا خاص کرده پایان یافتن قرن ایست که نفس های آخرش هست.
لازم نیست زیاد تاریخ خوانده باشیم تا بدانیم چه تحولات‌ چشمگیری و درعین حال چه حوادث دلخراشی قرن زایش مارا با خودش عجین کرده.
قرنی که دنیا،کشورم،زادگاهم،خاندان ام و خودم در آن حسابی متحول شدیم و تاثیر این سدهٔ استثنائی تا ابدیت به جا خواهد ماند.
بهار با شکوفه های قرن آینده اش پیش روی من است و مانند باقی دوران گذاری که در آن به سر می‌برم،افسوس خوردن برای گذشتهٔ از دست رفته یا چشم داشت صرف به آینده ای که هنوز یک قرن با ما فاصله دارد روا نیست و فقط حال را داریم که آرام آرام تکه پشتی اش گذشته می‌شود و تکه پیش رویش آینده.
ما از اعصار شمشیر و اسب و باروت و توپ های کلیشه ای ذهن مان،به زمان حال رسیدیم که آسمان ناشناخته هم برایمان قابل لمس است و هرروز تحولاتی رخ می‌دهد که مارا در شگفتی فرو می‌برد.
چشم اندازی پیش رویمان است که به اندازه ی خوش جلوه بودنش،ترسناک هم ممکن است باشد و مهم نیست ایمان و عقیده و مکتب مان کدام یکی ست،مهم این است که شانس دیدن جهان در قرن آینده را خواهیم داشت و این چشم انداز ناشناخته تنها مسیری است که با نشستن و خوابیدن هم میتوان مسیرش را پیمود و چه بهتر که صرف تلاش و راه رفتن شود تا خوابیدنی که بعد از مرگ در قرن پیش رو هم به آن خواهیم رسید.
سیدامیرعلی خطیبی

عکس:علی عبداللهی،وب‌سایت قدس آنلاین