آشتی با خدا (۳)

نکته اول:به خوانندگان پیشنهاد میکنم که اگر قصد خواندن این مقاله را دارند حتما پست آشتی با خدا (۲) را بخوانند چون این پست ادامه و تکمیل کننده پست قبلی است .

نکته دوم:در این پست به دو موضوع از فصل اول کتاب میپردازیم

۱_آفات دل بستن به غیر از خدا 

۲_رابطه کفر و پوچی.         

Image for post
Image for post

آفات دل بستن به غیر از خدا :

همانطور که در پست قبلی گفته شد در این پست قرار است در این مورد بحث کنیم که چه چیزی پوچ و نابود شدنی نیست؟در جواب به این سوال باید این را عرض کنم که هیچ چیز جز خداوند غنی و پایدار نیست و غیر خدا پوچ و نابود شدنی و رفتنی است مثلاً اگر کسی حتی به پدر و مادرش وابسته شد به پوچی دل بسته .

دل بستن به مدرک ،قدرت،ثروت و امثال اینها در پایان نتیجه ای جز پوچی و اضطراب ندارد ؛پوچی از اینکه ناپایدار و رفتنی هستند و اضطراب از اینکه با رخ دادن حادثه ای از بین نروند و در این حال انسان آرامش خود را از دست میدهد و آزرده میشود .

 

اگر انسان به هر چیز غیر خدا دل ببندد ناخداگاه در ضمیرش یک نوع دل بستن به پوچی صورت گرفته که هر چند ممکن است در ظاهر اصلأ متوجه نباشد ، ممکن است کسی به فرزندش بگویید:«ماشاالله فرزندم جوان است و ماندنی»

در حقیقت اضطراب این را دارد که نکند یه زمانی فرزندش را از دست بدهد، پس هرگونه گرایش به غیر خدا (پوچی) اضطراب آور است.

پس دل بستن به غیر خدا، مساوی است با دل بستن به پوچی ها و روبه‌رو شدن با انواع اضطراب هاست.

 

پس یکی از زیان های دل بستن به پوچی ها اضطراب است اما دل بستن به پوچی ها فقط به اضطراب ختم نمی‌شود بلکه زیان های دیگری هم دارد که در موضوع بعدی به آن میپردازیم

Image for post
Image for post

رابطه کفر و پوچی :

در منطق قرآن کافر کسی است که به غیر خدا دل ببندد.

پس نتیجه میگیریم که اگر به پوچی ها دل ببندیم در واقع کافر شده ایم (دل بستن به پوچی =کافر شدن)

دنیا و مال چنان است که اگر کسی نداشته باشد، آن را میخواهد و اگر داشته باشد ،بیشتر طلب میکند.