آشتی با خدا (۲)

همانطور که در پست قبلی  نقل کردم، که این کتاب در موضوع پوچی ها و زیان(ضرر) آن است .

حال فصل اول را شروع میکنیم با موضوع:

Image for post
Image for post

آفت غفلت از فقر ذاتی انسان (موضوع اول)

انسان در ذاتش (در درونش)فطرتی وجود دارد ، یعنی اگر چیزی را نداشته باشد ،میخواهد و اگر آن را به دست آورد چیز های بیشتر دیگری طلب میکند.

مثلاً شخصی را تصور کنید که خانه ندارد و بعد از مدتی آن را به دست می‌آورد بعد به فکرش می ٱفتد که ماشینی بخرد ، ماشین را هم میخرد حال چشم هایش را باز میکند میبیند بچه هایش بزرگ شده اند و این خانه نسبت به آنها کوچک است و اکنون به این فکر

می افتد که خانه بزرگتری بخرد و اگر عواملی اجازه دهند (مثل سرمایه)قصه به همین روال ادامه پیدا میکند .پس نتیجه میگیریم که هر چه انسان داشته باشد باز هم بیشتر میخواهد .

اگر انسان دچار پوچی شود دو حالت دارد 👇

Image for post
Image for post

اصلا معنای پوچی چیست؟اگر انسان در زندگی یا کار هایش احساس کند که کار هایش بیهوده و بی فاید است دچار پوچی شده .

در چنین حالی اضطرابی در او به وجود می‌آید ، بگذارید تا با یک مثال بیانم را روشن تر بگویم ، یک شخص را در نظر بگیرید که به ساختمان علاقه شدید دارد یا به عبارتی دیگر به ساختمانش وابسته است او چون به پوچی دل بسته اضطرابی در او به وجود آمده که با خودش میگوید نکند به دلیل کمبود پول ساختمانم را بفروشم یا زمین لرزه ساختمانم را نابود نکند .

پس هر گونه دل بستن به پوچی اضطراب آورنده

است.

اگر اضطراب در وجود ما نمایان شد و خط آن را بگیریم و ادامه دهیم به سر منشاء اضطراب یعنی پوچی میرسیم .

پس یکی از زیان های دل بستن به پوچی (اضطراب)

است.

بنابراین اگر در وجود خود اضطرابی حس کردیم یعنی به پوچی رسیدیم و باید این پوچی را رفع کنیم

 

در ادامه ودر پست بعدی در مورد اینکه چه چیزی پوچی نیست بحث را ادامه خواهم داد