نباید تغییر کرد...

تغییر ، عوض شدن ، به هدف رسیدن ، بهبود خود از لحاظ روانی سمی بزرگ است برای انسان
لطفا زود قضاوت نکن
اول به حرفم رو درک کن بعد...

به نظر حرف اشتباهی میاد ولی درسته و حقیقت داره...

آیا کسی رو دیدی بعد از رسیدن به جایی که در روان خودش متصور هست "آرامش" داشته باشه؟
آیا کسی رو دیدی که بعد از تغییر چیزی که هست به چیزی که میخواد بشه به امنیت روانی برسه؟

باید درک کرد که مسیر مهم هست نه مقصد
هست مهم هست نه شدن


Image for post
Image for post

جمله ای از کتاب تأملات:

مردم در زندگی به سگانی میمانند که سرِاستخوانی یکدیگر را میدرند یا به اطفالی که غوغا میکنند میگریندو باز میخندند.
واقعاً راستی و نیکویی زمین ما را بدرود گفته و در آسمان متمکّن گشته.
تو را چه چیز در اینجا مشغول نموده ، مگر احساس تو معترف نیست که هرچه هست و هرچه میبینی علی الاتصال تغییر می یابد؟
حواس خمسه تو کُند شده ، تو را فریب میدهد.
حیات تو بخارگرم دوران خون است. ببین کشمکش نیک نامی این دنیا چه بی وجود است.
فقط میماند که آسوده منتظر شوی تا شمع وجود تو خاموش شود.
تا آن وقت نیکویی با مردم بکنی به نارسایی های آنها صبر نمایی، وگرنه از آنها دوری جویی و بفهمی که آنچه خارج از وجود توست به فساد تو قادر نیست

مارکوس آئورلیوس آنتونیوس


پ.ن:
فکر کنم حدود 1800 سال پیش این رو نوشته
جالب نیست واقعا...؟؟؟